سلام عزیزم
شرایطی که گفتی رو کاملا میفهمم و درک میکنم چون دقیقا همین تعهدات شب خواستگاری منشأ مشکلات و جدایی من از نامزدم شد
من هم مثل شما میگفتم اگه قرار نبود به حرفات عمل کنی پس چرا قبول کردی
گفتش که اون موقع میخواستم به دستت بیارم و از این حرفا،خلاصه اینکه از من اصرار به انجامشون و از ایشون انکارتا اینکه در جریان این اصرارهای من قضیه به خانواده ها کشیده شد و به تبع اون یه سری اختلافات دیگه پیش اومد و من شخصیت واقعی همسرمو که واقعا قد و یکدنده و حق به جانب بود با وجود مقصر بودن رو شناختم که در نهایت از هم جدا شدیم
نکتهای که طبق تجربه ام میخوام بهت بگم اینه که بهتره با همسرت دوباره صحبت کنی و سعی کنید کهبا هم دیگه به تفاهم برسید من از یه جایی به بعد دیگه حرفای شب خواستگاری رو کلا گذاشتم کنار و سعی کردم با توجه به شرایط همسرم خواسته ای ازش داشته باشم
که در نهایت کینه ای کهاز این اتفاقات در دل همسرم موند مارو به جدایی رسوند
پس فکر کن اگه واقعا زندگیت ارزششو داره به خاطر تعدات زمان خواستگاری که پسرا واقعا از روی ناپختگی این تعهدات رو میدن زندگیت رو خراب نکن و بیشتر اصرار به انجامشون نکن
البته به نظر من لازمه که ازش بخوای دلیل این انجام ندادن چیه
ایا به خاطر رنجاندن شماست؟ یا واقعا در توانش نیست؟
موفق باشی
التماس دعا








علاقه مندی ها (Bookmarks)