دختر خوبم هنگامی که می گویی:خانواده معتقدی داری یعنی خودت هم معتقدی و روبط تو با آن پسر از همان اولِ اول آشنایی بنا بر اعتقادات تو اشتباه بوده است و در نتیجه سبب عذاب وجدان یا دستکم تردید در ادامه و چگونگی روابط شده است.
بسیارانی که اعتقاداتی متفاوت از تو،حال با خانواده ای با اعتقاداتی مثل خانواده تو یا بجز آن دارند،اصلاً در قید و بند مسایل شرعی نیستند و برای لذت یا عشق یا داشتن غمخواری یا برای تفریح دارند کارشان را با خیال راحت می کنند.پس اگر باورهایی دینی داری که می پندارم داری،ادامه آن سبب افزایش درگیری فکری و دودلی ات بر ادامه این رابطه خواهد شد.اما از بعدی دیگر اگر برایت باورها یا نه واکنش خانواده ات در صورت آگاهی از این روابط مهم است یا از همه مهم تر آینده ات،در این صورت بازهم ادامه این جریان درست نیست.نمی دانم این بستگی به شرایط و ترسها و خواسته هات دارد.
بیا فرض کنیم که این رابطه سراسر عاشقانه به هدف ازدواج است که البته 95% دخترها فکر می کنند که در واقعیت نیز پسره هم در همین فکر است . . . . .اگر مقصودت این است که اوضاع خیلی بدتر می شود؟!چرا؟زیرا این پسر و شما شرایط ازدواج را تا چند سال دیگر ندارید و هنوز آگاه های لازم و مهارتهای واجب رفتاری را جهت ازدواج ندارید و آن پسر هم دستکم وضع زندگیش معلوم نیست و فرضاً که سربازی هم معاف باشد و پدر پول داری هم داشته باشد تا کارش هم جور باشد،اما آیا توو او همدیگر را براستی می شناسید و از سختیها،تلخیها و واقعیات یک زندگی مشترک آگاهید؟آیا آن پسر که اکنون در خانهپدرش است می تواند مسئولیت پشتیبان،تکیه گاه و نان آور یک خانواده را بپذیرد؟آمادگی دارد؟و اگر هم که سربازی و کار معلوم نیست که هیچ.
به هر حال در نهایت همه چیز بستگی به خودتان دارد،چرا که می توانید بنابر آنچه گفنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)