سلام
ای مبین شیطون پس به خاطر اینکه شیرینی ندی بهونه آوردی .
---------
تو پست قبلی ام یه چیز تو لفافه گفتم " شاید چیزی که دوست داری اتفاق بیافته".
--------
یه جمله کلیدی هست که مدیر و غیره هم خیلی ازش استفاده میکنن " دمیدن در تنور احساسات" مواظب باش دیگه تو تنور نیافتی تا به قول خانوم مصباح "زمانی که برای هم شدین".
--------
( من که خیلی از دستت عصبانی شدم، چرا تو از تو چمن رفتی، مگه قرار نیست ما خودمون رو نشوم بدیم؟ شخصیت شما از چمن نرفتن بود و این رو خانوم باید می فهمید. وقتی به هر دلیلی از چمن رفتی یعنی به خانوم گفتی شخصیت منم از چمن رفتن هست. من مظورم کلی بودا! چمن یک مصداق بود! )
به نظرت چرا نکات منفی که از بدو شروع رابطه، در ذهن شما شکل گرفت، مانع از قطع رابطه نشد؟ چرا از همون ابتدا به این فکر نیافتی که این خانوم قدش کوتاهه یا از تو چمن راه میره و یا غیره هم؟
----------
راستی یه نکته بگم؟ بری تو تاپیک رو از اول بخونی، می بینی که خیلی قشنگ این احساسات ات رو به مخاطبین تاپیک هم انتقال دادی و اونها هم نظرات احساسی دادن( البته بعضا) .
مثلا شخص ایکس اگر می خواست بدون جذب احساساتی که شما منتقل کردی جواب بده، جوابش 180 درجه فرق می کرد!
----------
منم مثل شما برای مبین خوش بین هستم. مواظب خودت باش دوست من.








علاقه مندی ها (Bookmarks)