سلام دوباره.
جناب باغبان عزیز. فکر میکنم که تایپیک منو کامل مطالعه نکردین. ما زنو و شوهر نبودیم که الان قهر کرده باشه و من الان برم نازشو بخرم.
ما یک جلسه خدمت خانواده رسیدیم و من پدر و مادر و خواهر بزرگشونو دیدم. بعد اون 10 جلسه بیرون رفتیم و صحبت کردیم. ما هنوز جلسه دوم منزل ایشون که برای آشنایی بیشتر اعضا دوتا خانواده هست رو برگزار نکرده بود
ما تا الان همدیگه رو به اسم کوچیک صدا نکرده بودیم.یه سری حریمها رو رعایت میکردیم.
چند نوع ردیف و قافیه آماده کرده بودم که مضامین عاشقانه داشت. اونا رو گذاشته بودم برای بعد توافق. تو این مدت هم که با هم بودیم سعیدکردم از صحبتهایی که احساس رو منتقل میکنه جلوگیری کنم.
به هرحال گذشته دیگه. نمیگم کارم صددرصد درست بوده ولی من تا روز آخری هم که با هم بودیم تصمیم قطعی برای ادامه نگرفته بودم. آدمم با کسی که مطمئن نیست میخواد ادامه بده وارد فاز احساسات نمیشه که.








علاقه مندی ها (Bookmarks)