سلام
وقتی میگه نمیخوام چی بهش بگم.
بگم تو رو خدا بخواهم!!!!!
یه بار پیامکی بحثمون شد. حدود 45 روز پیش. یکم باهاش رک صحبت کردم. من کلا آرومم. انتظار نداشت که عصبانی بشم. از اون روز دلگیره هنوز.
براش شعر معذرت خواهی گفتم. حتی نرفت بخونه.
منم آن کو که ندانست دل و دینش را
که خطا کرد و برنجاند عزیزانش را
این نه آنست که قصدی و غرض داشته است
که پیامک برساندست سرانجامش را
و اگر در بر رویت سخنی گفته شود
آشکاراست دگر روی خوشآیندش را
آدمی گر به خطا رانده سخن در بر دوست
آرزوییست که بخشند گناهانش را
چه شود کز سر لطفت گره ای از دردش
بازبگشایی و دلشاد کنی قلبش را
گرچه این بیت و غزل طالب بخشایش توست
لیک دارد سخنی در دل و در بطنش را
که زمانی نتواند گذرد از دام دلش
ای که دانی همه ابعادش و اسرارش را
چون به میلاد تو ای دوست به شوق آمده است
که مبارک شود این سال و همه سالش را
بگذر از سر تقصیر و بیامرز گناه
که دگر تاب ندارد غم سلطانش را
البته کار اولم بود. کلی قافیه براش آماده کرده بودم.
- - - Updated - - -
سلام
وقتی میگه نمیخوام چی بهش بگم.
بگم تو رو خدا بخواهم!!!!!
یه بار پیامکی بحثمون شد. حدود 45 روز پیش. یکم باهاش رک صحبت کردم. من کلا آرومم. انتظار نداشت که عصبانی بشم. از اون روز دلگیره هنوز.
براش شعر معذرت خواهی گفتم. حتی نرفت بخونه.
منم آن کو که ندانست دل و دینش را
که خطا کرد و برنجاند عزیزانش را
این نه آنست که قصدی و غرض داشته است
که پیامک برساندست سرانجامش را
و اگر در بر رویت سخنی گفته شود
آشکاراست دگر روی خوشآیندش را
آدمی گر به خطا رانده سخن در بر دوست
آرزوییست که بخشند گناهانش را
چه شود کز سر لطفت گره ای از دردش
بازبگشایی و دلشاد کنی قلبش را
گرچه این بیت و غزل طالب بخشایش توست
لیک دارد سخنی در دل و در بطنش را
که زمانی نتواند گذرد از دام دلش
ای که دانی همه ابعادش و اسرارش را
چون به میلاد تو ای دوست به شوق آمده است
که مبارک شود این سال و همه سالش را
بگذر از سر تقصیر و بیامرز گناه
که دگر تاب ندارد غم سلطانش را
البته کار اولم بود. کلی قافیه براش آماده کرده بودم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)