به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 85
  1. #51
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    من دیدم دوستان عالی راهنماییتون کردند.به خصوص راهنمایی های که مختص به خود دختر و شخصیتش بود واقعا خیلی دقیق بود و برای من هم جالب!
    متن دوستان خیلی کامل تر بود ولی به طور خلاصه محوریت منظور من داشتن یک بهانه محکمه پسند هست که واقعا نشون بده شما مطابق به شرایط اون موقعتون اون تصمیم را گرفتین و نه خدای نکرده مثلا حالا می ریم یه گشت می زنیم اگر دختر بهتری نبود برمی گردیم!
    این موضوع نباید به پدر دختر القا بشه.و باید بهانتون منطقی باشه.هرچند مصلحتا تمام حقیقت بیان نشه.
    و اینکه از طرفی خودتون هم خورد نشین که مثلا من دختر بهتری پیدا نمیکردم و اینا... یعنی اصلا روی این موضوع بحث نکشه. بلکه فقط روی همون بهانه تمرکز بیشتر بشه.

    به عنوان مثال:
    من از نظر شرایط اقتصادی اون موقع تحت فشار بودم! و همش نگران بودم که نکنه مشکلات اقتصادی اون قدر زیاد شه که خدای نکرده نتونم دختر خانم را خوشبخت کنم. دلم می خواست این دختر خانم به اندازه لیاقتشون خوشبخت بشن!
    ولی تو این مدت که گذشت با توجه به شرایط جدیدی که برایم پیش اومده دیدم توانایی اقتصادیم بالاتر از حدی خواهد شد که انتظارش را داشتم. و چون اون علت الان برطرف شده می خوام جبران کنم.

    یعنی کاملا این موضع پررنگ بشه که اون مشکلات قبلی چون حل شده الان مجددا اقدام به خواستگاری ایشون کردین و نه اینکه شما خودتون را خیلی تحقیر کنید که من خیلی پشیمونم و فلان و بیسار...

    البته این نظر من هست.

    امیدوارم هر آنچه که صلاحتان هست براتون رقم بخورد.

    اگر این مطلب هم نشد شما خیالتان راحت می شود که کوتاهی و قصوری نکردین و با آرامش بیشتری موارد بعدیتون را بررسی خواهید کرد و به قولی چشمتان روی این دختر نمی ماند!
    این طور بهتر نیست؟
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  2. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    mobin31080 (پنجشنبه 10 دی 94)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام خدمت همه دوستان

    دیروز صبح باهاشون تلفنی صحبت کردم. از تلفن شرکت زنگ زدم که متوجه نشن که من هستم.
    گفتند که فکر نمیکردن من باشم وگرنه جواب نمیدادن. کمی صحبت کردیم. گفتن تصمیمشونو گرفتن و این قضیه براشون تموم شدست. گفتن که به درد هم نمیخوریم. شما تو خانواده ما اذیت میشین. از طرفی هم خیلی تردید داشتین. سعی کردم کمی توجیح و معذرت خواهی بابت رفتارم کنم. بهشون گفتم منکر اشتباهاتم نیستم ولی به قول خودتون هر کسی یک سری نقاط ضعف و یک سری نقاط قوت داره. باید کلی ببینین. گفتم که اجازه بدن برم با پدرشون صحبت کنم که مخالفت کردن و گفتن جو خونشون برای من دیگه خوب نیست. گفتم خودم خرابش کردم و درست کردنش هم پای خودم.
    مخالفت کردن که من جوابمو قبلا دادم. فکر هم به کفایت کردم و تصمیمم عوض نمیشه. بعد هم گفتن که باید برن و خداحافظی کردن.

    چند دقیقه بعد پیام دادن که تا شب بازم فکر میکنن. بعد گفتن که بابت حرفای روز آخر معذرت خواهی کن تا بتونم فکر کنم. بعد گفتن نمخواد. چیزی رو عوض نمیکنه.
    در ادامه هم پیام دادن که منتظر من نباشین. من برای خوشبختیتون دعا کردم. دیگه هم با من تماس نگیرین که ناراحت میشم.
    گفتم نمیخوام ناراحتت کنم ولی همین فکر ها رو کردم که الان به اینجا رسیدم. گفتم که تا شب فکر کنین. برای جواب منفی دیر نمیشه. که مخالفت کردن. در نهایت بهشون گفتم که من پیگیر میشم.

    براشون یه شعر گفته بودم از طریق تلگرام فرستادم که اصلا ندیدن. منو بلاک کردن اونجا.
    دیشب هم با پیامک پیگیر شدم که اصلا جواب ندادن.

    والا ما نفهمیدیم آخرش ای دخترمون چیکارس. دارم به این نتیجه میرسم که واقعا نمیخواد. حس این آدمای سریش رو دارم که انگار زبون آدمی زاد سرشون نمیشه.
    چون دفعه قبل این اشتباه رو تجربه کردم ترجیح دادم که فعلا چیزی نگم. دوستانی که تجربه دارن این از جلوه های ناز کردنه یا واقعا ایشون پشیمون شدن و دیگه نمیخوان؟
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.


  4. 3 کاربر از پست مفید mobin31080 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 10 دی 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 10 دی 94), نیکیا (پنجشنبه 10 دی 94)

  5. #53
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فدات شم ناز چیه زدی دختر مردم رو پرپر کردی بعد میگی ناز میکنه
    والا الانم بازم میترسه یک دخترم تا حد یمتونه جلوی خانوادش بخاطر اینکه تصور میکنم انتخابش درسته بایسته بیش از حد بهش فشار وارد شده حداقلش اینه یکم باید صبر کنی دادا
    لجبازی نباید باشه توی انتخابت یکم صبر کن فکراتو کن ببین خوبه دوباره بعد یکمدت تلاش کن ولی فعلا همینقدر بسه سیریش نشو بدتر میشه بازم وایسا دخترها بهتر جنس خودشون رو میشناسن یا بزار مدیر یا یکی از مشاورها بیاد بهتره
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  6. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    mobin31080 (پنجشنبه 10 دی 94)

  7. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    اقا مبین از حرفایی که زده معلومه که شما رو میخواد همین که گفته معذرت خواهی کن تا بتونم فکر کنم
    ولی غرورش شکسته جلو خونواده ش و این برای یه دختر قابل تحمل نیست ۰
    بنظرم شما باید بازم پیگیر بشین اینجا پیگیر شدن معنی سیریش شدن نمی ده
    غرور دختره که ترمیم بشه! نظرش مساعد میشه
    شاید بهتر باشه همین روزها پیش پدرشون برید۰ خودتون تنهایی بردی محل کارشون
    و باهاشون صحبت کنید ۰ این کار میتونه خیلی موثر باشه
    منتظر نظر دوستان متخصص مثل مصباح الهدی عزیز هم باشید

  8. کاربر روبرو از پست مفید محیا ناز تشکرکرده است .

    mobin31080 (پنجشنبه 10 دی 94)

  9. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام آقا مبین
    ببخشید و لی من یه کمی از موضوع فعلی که شما باهاش درگیری دور حرف میزنم و بیشتر به اوایل رابطه شما برمیگیرده و کمی هم در موضوع خودشناسی.
    راستی یه غلط املایی شایع هم بگیرم که توی فضای مجازی زیاد دیدم : توجیه درسته نه توجیح

    خب بذار اول از خودشناسی شروع کنم بعد یواش یواش موضوع رو بسط و گسترش میدم.
    اولا اون چیزی که اون روانشناس گفته خیلی کلی هست و موضوع خود شناسی باید بیشتر شکافته میشد براتون (البته من اساسا به روانشناسی در موضوع انسانشناسی مشکل اساسی دارم که شاید گفتم براتون ولی خود روانشناسی در جایگاه خودش علم قابل تقدیری هست)
    نگاه کنید میخوام برای تقریب به ذهن تون یه مثال بزنم که مثال خوبی هم هست، اولا باید بگم که انسان درای ابعاد و سطوح مختلفی هست که این ابعاد با هم تفاوت های اساسی دارن در نتیجه شناخت هر کدام از این ابعاد نیازمند نقشه شناخت خودش هست
    آدم مثل یه ساختمون چند طبقه می مونه که نقشه هر طبقه با طبق دیگه کاملا فرق داره و لی بی تناسب با هم نیستن ،اینجا شما اگر نقشه طبقه اول رو شناختین نمی تونین اون به طبقه دوم تعمیم بدین که نقشه طبقه دوم هم همین طور هست و طبقه دوم هم فلان اتاقش این جاست و فلان درش این جا.
    ما فعلا با نقشه طبقه هم کف که ذهن و قواعد اون هست و البته طبقه زیر هم کف که غرائز هست کار داریم(روانشناسی یه علم تجربی هست که دامنه شناختش توی همین محدوده هست هر از گاهی هم گریزی به راه پله طبقه دوم زده نه بیشتر ، یه مثال بزنم کاملا ملموس بشه شما اگر بهترین روانشناس های عالم رو الآن با هم جمع کنید حتی نمی تونن تحلیل جزیی از عالَمی که امثال آقای بهجت یا علامه حسن زاده حفظه الله در اون سیر می کنن رو داشته باشن چه برسه به شناخت ادراکات اونها ،در حالی که وقتی مردین می فهمین اصل انسان عالمی هست که اون ها توش سیر میکنن و این عالم ذهن به شدت دارای توهم و مجاز از حقیقت هستی خودش هست و راه عبور اش هم نظم دادن به عالم ذهن و عمل برطبق شریعت هست که این موضوع ها مفصل هست و فعلا قصد بحثش نیست وقتی عالم ذهن بتونه طبق قواعد شریعت و عقاید حقه حرکت کنه یواش یواش می تونه از عالم های بالاتر از خودش نور کسب کنه و شخص به عالم مافوق خودش که حقیقت وجودش هست حرکت می کنه )

    حالا ما با شناخت ذهن کار داریم:
    شما چه جور ذهن تون رو میشناسین ؟
    بر اساس واکنش ها و رفتار هاش و مهمترین موضوع در این شناخت علت واکنش هاست ، این علت ها و قواعد حاکم بر اون هسته مرکزی شخصیت ماست که دارای سیالیت و تغییر هم هست و مهمترین مبانی اون جهان بینی ماست ،جهان بینی انسان دینی باعث میشه یه سری قواعد رو بر رفتار ها و انتخاب هاش حاکم کنه و یه آدم ماتریالیست یه قواعد دیگه رو بعضی ها هم این وسط مثلا جهان بینی شون ماتریالیست اخلاقی هست !!! یعنی از بیرون خوش اخلاقه ولی خدا رو هم قبول نداره و حالت بسیار متفاوت دیگه ...
    یه موضوع بسیار مهم دیگه هم عمق این جهان بینی هست که باز بر تاکید،ثبات و جهت دهی رفتار ها بسیار اثرگذار هست.

    خیلی ها مذهبی هستن ولی جهان بینی شون عمق نداره و این یعنی تفکر و شناخت شون نسبت به علت رفتار هاشون و همچنین دایره شناخت اعمالی که باید نسبت به این جهان بینی در خودشون ایجاد کنن کمه و این یکی بیشترین گلایه های خدا در قرآن نسبت به افراد دین باور هست.

    ببخشید الآن کار ی برام پیش اومد بقیه اش رو بعداً(سعی می کنم امشب یا فردا) ان شاء الله میام میگم و مصداقی تر در مورد موضوع شما اون چیزهایی که به نظرم میاد رو میگم .

    موفق باشید.
    ویرایش توسط hamed-kr : پنجشنبه 10 دی 94 در ساعت 15:09

  10. 2 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    mobin31080 (پنجشنبه 10 دی 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 10 دی 94)

  11. #56
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    من این مراحل بعد خواستگاری را متوجه نشدم که رابطه چطور بوده و خانواده اش خبر داشتند که شما با هم در تماسید یا نه.
    اگر خانواده اش هم در جریان بودند برای ایشون سخت تر شده که باز بخواد بهشون بگه اجازه بدید دوباره ( در واقع سه باره) شروع کنیم.

    به هر حال
    من از صحبت های پست آخرتون اینطور برداشت کردم که خیلی ناراحت و دلشکسته است.
    مورد دیگه اعتمادش هست. به تدریج اعتمادش به شما کم شده.
    باز برید جلو و وسط گفتگوها و آشنایی حرفهایی بزنید که نشانه عقب کشیدن باشه ( همونایی که گفته بابتشون عذرخواهی کن)

    اول تصمیم جدی بگیر
    الان دیگه به اندازه کافی می شناسیشون. تصمیم نهاییت را بگیر بعد برو جلو.
    الان اعتمادش به شما از دست رفته و دلش شکسته
    اگه بری جلو و باز با همین دلایل نظرت منفی باشه یا مردد بکشی کنار ... ممکنه روی اعتماد و احساسش به طور کلی اثر منفی بذاری. مسئولیتش با شماست.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  12. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    hamed-kr (پنجشنبه 10 دی 94), mobin31080 (پنجشنبه 10 دی 94), mohamad.reza164 (پنجشنبه 10 دی 94)

  13. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    101
    Array
    سلام مجدد
    خب بذار این جمله آخرم رو دوباره بذارم و یه کمی بیشتر در موردش بگم (البته من با توجه به شخصیت مذهبی شما و کسی که تاپیک در مورد چهل حدیث امام خمینی باز می کنه دارم این حرف ها رو می زنم و اگر این جور نبود ، مثال رو از جای دیگه ای می زدم)

    خیلی
    ها مذهبی هستن ولی جهان بینی شون عمق نداره و این یعنی تفکر و شناخت شون نسبت به علت رفتار هاشون و همچنین دایره شناخت اعمالی که باید نسبت به این جهان بینی در خودشون ایجاد کنن کمه و این یکی از بیشترین گلایه های خدا در قرآن نسبت به افراد دین باور هست.
    خب ما داریم می گیم که دارای جهان بینی دینی هستیم و قائل به خدایی هستیم که رب و پرورش دهنده ماست و برای همین برای پرورش ما به ما دستور العمل میده
    اول ؛ ما به عنوان انسان دین باور که باورش این هست که مسیر تعالی خود ما از مسیر دین میگذره چقدر قائل به ضرورت اجرای دستور العمل های خدا در زندگی مون هستیم.
    دوم ؛ اگر این مقدار زیاد هست یا هر قدری که هست چقدر دنبال پیدا کردن دستور العمل های خدا در زندگی مون هستیم.

    این یکی از چیزهایی هست که جداً از خلاء های اساسی در زندگی دینی خیلی از افراد دین باور توش هست :
    ما چقدر دستور العمل های دین رو توی ابعاد مختلفش می شناسیم تا در زمان تصمیم گیری ها و رفتارهامون اون رو جزیی از زندگی مون قرار بدیم ،تا یواش یواش این دستور اعمل ها هم باعث نورانی شدن ما بشه و هم ما خودمون رو به واسطه اونها بشناسیم.

    به طور مثال همین مساله روزی و مالی که در اختیار ماست ، سبک زندگی دینی و دستور العمل های دین در مورد اون چیه ، جایگاه مالکیت شخص بر اموالی که در اختیارش قرار داده شده چیه ؟ آیا همه اونها مال خودشه (خدا می فرماید: في اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم) و...

    خب این جا اگر یه شخص دین باور عامل به دستور های دینی باشه میره ببینه تکلیفش نسبت به شرایط مختلف موضوع چیه و اولویت های هر کدوم هم چه جایگاهی داره ،بعد نسبت به اونها رفتار متناسب به شرایط رو خواهد داشت.

    مثلا در سر در قرآن یکی از ویژگی های متقین که قرآن روی هدایت اونها اثرگذار هست انفاق از هر آنچه به اونها روزی داده شده کم یا زیاد هست (و مما رزقناهم ینفقون )و از طرف دیگه در صورت نیاز خویشاوندان انفاق به اونها بر انفاق به غریبه ها اولویت داره و این یعنی من رفتاری متناسب با این دستور العمل خواهم داشت.

    حالا قبل از ادامه بحث این رو بگم وقتی توی چنین شرایطی میگیم شخص باید خودش رو بشناسه یعنی بتونه رفتار ها و واکنش های خودش رو نسبت به مصادیق مختلف بیان کنه بعد این شناخت رو می تونه عرضه کنه تا طرف مقابل هم ببینه بای این دامنه رفتاری و واکنش ها می تونه کنار بیاد یا نه یعنی درواقع اون هم باید نسبت به خودش این اگاهی رو داشته باشه که در برابر مصادیق مختلف رفتار شما که رفتار های اصلی زندگی رو شامل میشن چه واکنش هایی خواهد داشت بعد در بخش بعدی به این نتیجه میرسه با شما کنار میاد یا نه

    حالا من یه کوچولو برم سر مصادیق موضوع شما (توی پرانتزبگم این چیز هایی که میگم ضرورتا حرف دین به این شکل و صد در صد نیست ،من واقعا تحقیق کردم و در حد خودم این قدر فهمیدم و وقتی به فهم بالاتری هم برسم اون مبنا خواهد بود ،یه چیز دیگه ما یه ضرع داریم و یه سیره زندگی یا همون سبک زندگی خیلی احکام زندگی از نگاه به سبک زندگی اولیا خدا به دست میاد و به قول قرآن سیره زندگی پیامبر اکرم که به خلق عظیم ستوده شده اسوه خوبی برای مومنین هست و الان نزدیک ترین این اسوه ها به پیامبر زندگی علمای ربانی هست)

    خب خانم فلانی آرزوتون چی هست ؟
    من خیلی دوست دارم جهانگردی کنم
    علت تون؟
    هیچی خوب دوست دارم جاهای مختلف دنیا رو ببینم
    من: این علت کافی برای من برای هزینه کرد نزدیک به صد میلیون نیست (فقط یه دور دور کردن معمولی توی اروپا) ،به جز اون حقارت هایی که فعلا سر دادن ویزا به ما ایرانی ها میدن ، البته شرح دلایل دینی و قرانی و روایی چنین موضوعی سر جای خودش (میخوام بگم من چنین شناختی در این رابطه در مورد خودم دارم و به طرف مقابل میدم)

    یه سناریوی دیگه
    من خیلی دوست دارم به خاطر یادگیری فلان علم یه مدت خارج از کشور باشم تا بتونم برگردم به مردم کشورم و اصلا همه آدمای دنیا کمک کنم.
    من خیلی به این هدف تون احترام میذارم نمی تونم قول بم ولی ان شاء الله سعی می کنم شرایطش فراهم بشه ،

    (خیلی رک تر و صریح تر در این رابطه اگر ببینم طرف مقابل شرایط رو درک میکنه و فکر نمیکنه من میخوام اون وسیله لذت جویی خودم قرار بدم-البته من اصلا دوست ندارم اونجاها برم که برام اذتی هم داشته باشه):
    من واقعا شرایط مالی چنین کاری رو ندارم ولی واقعا این موضوع برام خیلی قابل تقدیر هست من حقیقتا دوست دارم از این کار حمایت کنم برای شما مقدور هست دراین رابطه کمی هم از خانواده کمک مالی بگیرین

    باز یه موضوع دیگه
    قرارمون باشه فلان کافی شاپ؟
    چرا باید اون جا بریم و چنین هزینه ای صرف چیزی پرداخت کنیم که فقط به خاطر مکانش داره چنین هزینه پرداخت میشه (این خودش یه مصداق اسراف هست) میشه یه جای مقبول و متوسط با هزینه مقبول رفت.
    رهبری توی یه جمع زوج های جوان توصیه کرده بودن برای خرید جهیزیه جاهایی نرید که دارن پول بالاشهری بودنشون رو به شدت رو جنس اضافه می کنن(یه جور توصیه از سیره زندگی یکی از علمای ربانی)
    (این رو هم بگم نظر نزدیکان این هست که با اینکه ما از لحاظ مالی بعد اون اتفاقات به شدت تحت تاثیر و فشار بودیم و الآن یه کوچولو کمتر شده اما آدم لارجی هستم ولی از هر جایی نمی رم خرید)

    و یه چیز دیگه این که یه جوری هم این مطالب رو عنوان نمی کردم که آدم خسیسی هستم (واقعا الهی شکر نیستم)

    حالا طرف من یا با این مصادیق کنار میاد یا نه ،ولی تکلیفش روشن میشه و تکلیف من هم روشن میشه.از طرفی هم بگم خب شاید یه دختر توی یه خانواده پولدار باشه که شایستگی های مهمی داشته باشه که قابل بررسی هست و شاید با این موضوع ها هم کنار اومد و باعث کمال همدیگه هم شدیم پس نمیشه پیش داوری هم کرد که نه چنین دختری مسلما به درد من نمی خوره.

    ............................

    اما اشتباه شما:
    -در چنین موردی باید خیلی سریع تر معیار های خودتون که حاصل شناخت خط قرمز ها و واکنش هاتون هست رو ارزیابی می کردین چون مهمترین اختلاف فرهنگی شما توی این موار بود.

    -شما خیلی جدی تر باید سعی کنید برای زندگی خودتون عواطف خانم ها رو بشناسین ،مهمترین شاکله استخوان بندی زن ها تکیه گاه طلبی هست و مرد ها تکیه گاه بودن و برای تکیه گاه بودن یه گل باید ترکیبی از قاطعیت ،استحکام و لطافت بود ولی شما بارها جایگاه این نیاز رو نشناختین حتی در آخرین جملات تون ، شاید ساخت یه تاپیک براتون خوب باشه یا برید مطالعه کنید تا انگیزه و نیازهای زنان در ازدواج رو بدونین ، این شناخت باعث هم افزایی میشه یعنی مثل این هست که شما باید یه ماشین و طرز استفاده ازش رو بدونین تا بتونین ازش بهینه استفاده کنین ولی به طور مجزا می تونین فقط ماشین رو روشن کنین و از کولر یا بخاری اش استفاده کنین ولی این استفاده بهینه از ماشین نیست و این ماشین با این درجا کار کردن زودتر فرسوده میشه و شما هم بهره کمتری از اون می برین.

    موفق باشید.

  14. 3 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    mobin31080 (جمعه 11 دی 94), mohamad.reza164 (جمعه 11 دی 94), هلیاجون (جمعه 11 دی 94)

  15. #58
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    دوستان سلام

    شرمندتونم که همش ناامیدتون میکنم.

    بادخترمون صحبت کردم. صراحتا گفت که منو نمیخواد و جوابش تغییری نخواهد کرد. گفت که خانواده نظرشون منفیه و خودمم نمیخوام.
    باهاشون صحبت کردم که خانواده با من و این دفعه اومدم تا همه چیز رو جبران کنم. محکم مخالفت کردن.
    منم بهشون گفتم که با این شرایط آشنا نبودم و خودتون میدونید که دفعه اول با کسی به این مرحله میرسم. ببخشید اگه احساساتتون رو نشناختم و درک نکردم. گفتم میدونم که کم و زیاد از رفتارهای من نارحت شدین. معذرت میخوام. قصد توجیه ندارم ولی بی تجربه بودم.
    گفتن که دیگه جواب نمیدن و چند پیامک آخر من رو هم جواب ندادن.
    حتی شعری که براشون گفته بودم و تلگرام کرده بودم رو نخوندن.
    منم گفتم اگه میدونستم نمیخوایین به خودم اجازه نمیدادم که مزاحمتون بشم.
    گفتم الانم بر خلاف میلم میرم و سعی میکنم گزشته رو فراموش کنم.
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.


  16. کاربر روبرو از پست مفید mobin31080 تشکرکرده است .

    نیکیا (دوشنبه 14 دی 94)

  17. #59
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mobin31080 نمایش پست ها
    دوستان سلام

    شرمندتونم که همش ناامیدتون میکنم.

    بادخترمون صحبت کردم. صراحتا گفت که منو نمیخواد و جوابش تغییری نخواهد کرد. گفت که خانواده نظرشون منفیه و خودمم نمیخوام.
    باهاشون صحبت کردم که خانواده با من و این دفعه اومدم تا همه چیز رو جبران کنم. محکم مخالفت کردن.
    منم بهشون گفتم که با این شرایط آشنا نبودم و خودتون میدونید که دفعه اول با کسی به این مرحله میرسم. ببخشید اگه احساساتتون رو نشناختم و درک نکردم. گفتم میدونم که کم و زیاد از رفتارهای من نارحت شدین. معذرت میخوام. قصد توجیه ندارم ولی بی تجربه بودم.
    گفتن که دیگه جواب نمیدن و چند پیامک آخر من رو هم جواب ندادن.
    حتی شعری که براشون گفته بودم و تلگرام کرده بودم رو نخوندن.
    منم گفتم اگه میدونستم نمیخوایین به خودم اجازه نمیدادم که مزاحمتون بشم.
    گفتم الانم بر خلاف میلم میرم و سعی میکنم گزشته رو فراموش کنم.

    .......................


    سلام عزیز


    خوبی ؟

    آدم که نباید به این زودی ها نا امید بشه !!!

    با یه جواب نه شنیدن ، آدم نباید که جا بزنه !!

    راستی چه شعری گفتی ؟


    ​​

  18. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    mobin31080 (دوشنبه 14 دی 94)

  19. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام
    وقتی میگه نمیخوام چی بهش بگم.
    بگم تو رو خدا بخواهم!!!!!
    یه بار پیامکی بحثمون شد. حدود 45 روز پیش. یکم باهاش رک صحبت کردم. من کلا آرومم. انتظار نداشت که عصبانی بشم. از اون روز دلگیره هنوز.
    براش شعر معذرت خواهی گفتم. حتی نرفت بخونه.

    منم آن کو که ندانست دل و دینش را
    که خطا کرد و برنجاند عزیزانش را

    این نه آنست که قصدی و غرض داشته است
    که پیامک برساندست سرانجامش را

    و اگر در بر رویت سخنی گفته شود
    آشکاراست دگر روی خوشآیندش را

    آدمی گر به خطا رانده سخن در بر دوست
    آرزوییست که بخشند گناهانش را

    چه شود کز سر لطفت گره ای از دردش
    بازبگشایی و دلشاد کنی قلبش را

    گرچه این بیت و غزل طالب بخشایش توست
    لیک دارد سخنی در دل و در بطنش را

    که زمانی نتواند گذرد از دام دلش
    ای که دانی همه ابعادش و اسرارش را

    چون به میلاد تو ای دوست به شوق آمده است
    که مبارک شود این سال و همه سالش را

    بگذر از سر تقصیر و بیامرز گناه
    که دگر تاب ندارد غم سلطانش را


    البته کار اولم بود. کلی قافیه براش آماده کرده بودم.

    - - - Updated - - -

    سلام
    وقتی میگه نمیخوام چی بهش بگم.
    بگم تو رو خدا بخواهم!!!!!
    یه بار پیامکی بحثمون شد. حدود 45 روز پیش. یکم باهاش رک صحبت کردم. من کلا آرومم. انتظار نداشت که عصبانی بشم. از اون روز دلگیره هنوز.
    براش شعر معذرت خواهی گفتم. حتی نرفت بخونه.

    منم آن کو که ندانست دل و دینش را
    که خطا کرد و برنجاند عزیزانش را

    این نه آنست که قصدی و غرض داشته است
    که پیامک برساندست سرانجامش را

    و اگر در بر رویت سخنی گفته شود
    آشکاراست دگر روی خوشآیندش را

    آدمی گر به خطا رانده سخن در بر دوست
    آرزوییست که بخشند گناهانش را

    چه شود کز سر لطفت گره ای از دردش
    بازبگشایی و دلشاد کنی قلبش را

    گرچه این بیت و غزل طالب بخشایش توست
    لیک دارد سخنی در دل و در بطنش را

    که زمانی نتواند گذرد از دام دلش
    ای که دانی همه ابعادش و اسرارش را

    چون به میلاد تو ای دوست به شوق آمده است
    که مبارک شود این سال و همه سالش را

    بگذر از سر تقصیر و بیامرز گناه
    که دگر تاب ندارد غم سلطانش را


    البته کار اولم بود. کلی قافیه براش آماده کرده بودم.
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.


  20. کاربر روبرو از پست مفید mobin31080 تشکرکرده است .

    mohamad.reza164 (دوشنبه 14 دی 94)


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.