سلام خانوم
خیلی عالی که مشکلتون رو با همدردی در میان گذاشتین.
ان شالله دوستان مجرب و کارشناسان میان و در حل مشکلتان به شما کمک می کنن.
--------------
خانوم اول در باره مطالبی که نوشتین، این نکته رو متذکر بشم که گذشته رو نادیده بگیرید و به فکر آینده و ساخت آن باشید ( البته یه خواننده هم در این باره یه ترانه داره)
سوره نسا، آیه 110:
مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحيماً
و هر که کار بدی کند یا به خود ستم نماید ( ظلم به غیر یا ظلم به نفس کند یا گناه اعتقادی یا عملی نماید ) سپس از خدا آمرزش طلبد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.
خوشبختانه پشیمان هستید. از خدا طلب بخشش کنید. حتما خداوند آرامشی که دوست دارید رو با تلاش خودتون بهتون عطا میکنه.
سعی کنید تو جاهایی که این آقا در اونجا حضور دارن، تشریف نبرید تا ذهنتون خلاص بشه.
تو مرحله بعد رو خودتون باید کار کنید که با این قضیه کنار اومده باشین و ازش تجربه کسب کنید و به نقطه مثبتی تو زندگی تون تبدیل اش کنید، تا حتی با دیدن اون آقا و کم محلی هایش شما آسیب نبینید.
به این قضیه از این به بعد از این دوبعد هم میتونید نگاه کنید:
1- شاکر باشید این قضیه ختم به شر نشد و رسوایی و خیانت در پی نداشت و خداوند که شما رو خیلی دوست داشت، مجددا به جاده اصلی برگردوند.
2- شاید این قضیه کمکی باشه برای زندگی خودتون، تا بتونید تلاش تون رو بیشتر کنید.
----------
بزرگترین دشمن ما انسان ها، خودمون هستیم.
نزارید این فعلی که انجام دادین، روح و روانتون رو تسخیر کنه. نباید سنی داشته باشین، شما الان بهترن دوران شکوفایی و بهره وری رو دارین. پس سرتون رو 45 درجه به بالا بچرخونید، وسعت دید شما بیشتر بشه، به اینده توجه کنید. گذشته تمام شد.
----------------
پیشنهاد :
مشکل اصلی که من در تاپیک شما دیدم، مشکل زندگی تون هست که با همسرتون دارید. به نظرتون بهتر نیست تمرکز رو بهبود اون قضیه بکنید.
اگر دوست داشتین یه تاپیک باز کنید و از دوستان بخواهید راهنمایی هاشون رو برای بهبود زندگی اتون در خدمت شما بگزارند.
هر چند که فکر میکنم مشاوره بهترین راه برای بهبود زندگی تون هست.
که حتی میتونید تو انجمن آزاد این سایت هم عضو بشید.







)

علاقه مندی ها (Bookmarks)