عزیزم اتفاقا الان راجع به این موضوع حرف زدیم میگه خجالت نمی کشی به بهونه های مختلف میای تو اتاق می خوای منو چک کنی میگه الکی بهم گیر میدی ازینکه من پاک زندگی میکنم و تو بهم مشکوکی اعصابم خرده میگه می خوام تنها باشم تنها بخوابم راحتترم اونجا هم باشم چت میکنه خیلی زیاد شاید بغیر وقت غذا خوردن تو روز نیم ساعت پیش منه بقیه در حال چت الان ده دقیقه اومد پیشم دختره پیام داد بیا وات اپ سریع رفت البته وا نکردم خودش اس میاد کلمات اولشو نشون میده میگه اعصابمو تو خونه سر موضوعات الکی خرد میکنی از زندگیم راضی نیستم یک بهونه برا غر زدن داری الان بهش گفتم درو ببند هر دومون راحتریم میگه تو مشکوکی مشکل داری به من ربطی نداره من خیلی عصبیم همش بدنم میلرزه اصلا اشتها ندارم هیچی نمی خورم دلم درد میکنه بعد اون میگه میام خونه ناراحت و عصبی میکنی قلبم درد میگیره اخرش تو با کارهات منو مریض میکنی می خوای جواب بدی خیلی از حرفاش لجم می گیره بخدا ازینکه اینقدر پر رو و بی وجدان شده خیلی داغونم میترسم از شدت فشار واقعا مریض شم واقعا موندم چیکار کنم چطور تحملش کنم دلم می خواد بهش بگم همه چی رو میدونم نمی تونم با یک ادم خودخواه و دروغگو زندگی کنم.دلم نمی خواد اویزون یک همچی ادمی باشم هی برم پیشش بیشینم م محبت کنم که اصلا براش مهم نیست تازه فکر میکنه من اشتباه کردم دارم منتشو میکشم. الان میگه من هرگز بهت خیانت نمی کنم من دوست داشتنم واقعی تو ظاهری و الکی من گوشیتو و کامپیوتر چک نمی کنم بهت اعتماد دارم ولی تو نه نمی دونم میگه باید خودتو اصلاح کنی چطور میتونه این حرفا رو بزنه می خوام سرمو بکوبم به دیوار. من تازه عضو شدم چطور باید تاپیکتو پیدا کنم میشه برام توضیح بدی.کاش خدا خودش سزای کاراشو بده.ممنون عزیزم جواب میدی من هر ده دقیقه چک میکنم امیدم به همین سایته کاش بقیه مشاورها هم جواب بدن یکم اروم بشم.