سلام
من چند تا نظری که تو تاپیک شما دادم بدون هیچ شناختی نسبت با شما و فقط با توجه به آنچه که از خودتون و اون خانم در این تاپیک گفتین بود!! بعدها وقت کردم و رفتم تاپیک مربوط به معیارهاتون رو خوندم و دیدم با توجه به معیارهایی که داشتین این خانم تا حدودی زیادی منطبق با خواسته هاتون هستند و دیگه چیزی ننوشتم.
امیدوارم جسارت نشه و حمل بر بی ادبی نکنید چون قصدم فقط این هست که شما بهتر بتونید تصمیم بگیرید، ذهنم خیلی درگیر تاپیک شما بود و خیلی دلم می خواست بدونم که ایا واقعا شما اینقدر از نظر فکری و تحلیلی ضعیف هستین و دارید برای بقیه بغیر از اون خانم نقش بازی میکنید که انتخابتون دختری هست که تقریبا هیچی از زندگی نمی دونه و عمده ترین اختلافات رو (مالی، عقیدتی، سنی، فرهنگی و ... من نمیدونم انسان غیر از این چند مورد مگه ابعاد دیگه ای هم داره که به نظر شما اینا جزئی بودن!!) نادیده میگیرین. حقیقتا جدا از مساله شما دچار تناقض شده بودم که اگر آدم های اطراف منم (که در سخنوری مشابه شما هستند) قراره مثل شما فکر کنند و فقط بخاطر اینکه یه دختر زیباست و اندام متناسبی داره از همه چیز بگذرن، ترجیح من اینه که هیچ وقت هیچ وقت همنشین این افراد نشم چه برسه به اینکه همسرشون!!
امروز صبح که دیدم واستون سوال هست که آیا می تونید سالهای سال با کسی که از نظر هوشی و ... از شما پایین تره زندگی کنید، بی تعارف میگم واقعا خوشحال شدم که زیبایی اون خانم چشم عقلتون رو بسته بود و کم کم داره یه چیزهایی هم واسه شما روشن میشه!!
ببخشید که اینقدر صریح حرف زدم و می زنم ولی معیارهای شما طبق اون تاپیک از پایه اشکال داره!!
من می شناسم خانمی رو که لیسانسش رو از شریف گرفته و فوقش رو از یک دانشگاه معتبر در یک کشور معتبر خارجی، ولی الان خانه داره و تمام فکر و ذکرش بچه هاش هستند و بخاطر همسرش داره تو یه شهرستان کوچیک زندگی میکنه. این یه مورد رو مثال زدم که بدونید دخترهایی که الزاما از دانشگاههایی بهتر از دانشگاهی که شما درس خوندین فارغ التحصیل شدند همشون قرار نیست خانم معلم باشند واسه شما، خیلی از اطرافیان من هستند که تحصبلات خیلی خوبی دارند ولی اکثرا بعد از بچه دار شدن اولویت اول زندگی شون حفظ خانواده و شوهر و فرزند. خیلی فرق هست بین خانمی که اینقدر مهارت و دانش و... داره که میتونه شغلی داشته باشه و بنابر تصمیم خودش اولویت رو می گذاره روی خانواده با خانمی که هیچ مهارت و دانشی نداره و بنابه جبر و به دلیل اینکه کسی بهش کاری نمیده یا بخاطر تنبلی خودش شاغل نیست!!!
خیلی فرق هست بین آدمی که اینقدر قدرت تحلیل نداره که بفهمه میشه یه جاهایی زیرکی کرد و یه چیزهایی رو دور زد یه سری خط قرمزها رو شکست بی اینکه کسی بفهمه با آدمی که تمام این راهها رو بلده اما بخاطر اخلاقیات یا وجدانش رعایت میکنه.
و خیلی حرف های دیگه که خودتون بهتر از من میدونید و...
تو حرفاتون به خونه و ... اشاره کردین. ضرر مالی رو همیشه میشه جبران کرد، خوشبختانه به هیچ وجه از نظر مالی مشکلی ندارین که بخواین بخاطرش یک انتخاب غلط داشته باشید. خواهشا در این زمینه کمی دوراندیش تر باشید.
به نظر من خیلی سریع ارتباطتون رو با اون خانم فطع کنید. و بگید برای تصمیم فطعی نیاز به تنهایی و خلوت دارید. همه محاسبات و تحلیل هاتون رو انجام بدین و اگر واقعا به اندازه بیش از 50% احتمال میدید که می تونید زندگی با ایشون رو تحمل (بله تحمل و نه خوشبختی ) کنید برگردید و برید دنبال کارهای رسمی کردن این رابطه و عقد و .... تا همین جا هم آسیبی که شما به اون خانم زدین کم نبوده ولی از دیدگاه منی که ار بیرون دارم نگاه میکنم آسیبی که این خانم تو ازدواج با شما میبینه هزاران برابر چیزی هست که الان موجوده. چند وقت دیگه ایشون می تونه با یکی هم سطح خودش ازدواج کنه و از زندگی ش لذت ببره و بالاخره این آسیب جبران بشه ولی با بودن در کنار شما فکر نمیکنم چیزی جر تحقیر عایدش بشه. البته اگر بیمه و خونه ی خوب و مسافرت های سالیانه رو جزو دستاوردهای این ازدواج در نظر نگیریم.
مجددا عذرخواهی میکنم که بخاطر صراحت کلامم اما معتقدم که لازم هست از فاصله دورتری هم به موقعیت فعلی تون نگاه کنید و برای این نوع نگاه کلمات لطیف و تعارف کارا نیست.









علاقه مندی ها (Bookmarks)