به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 63

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 00:59]
    تاریخ عضویت
    1394-10-07
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,937
    سطح
    26
    Points: 1,937, Level: 26
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 34.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا ممنون از راهنمایی خوبتون. چقدر خوب تحلیل میکنید. ما چهار سال عقد کردیم. هر دومون تو دانشگاه شهر من همکلاسی بودیم اخر ترم هشت باهم اشنا شدیم دوسال باهم دوست بودیم که ایشون ارشد خوندن و ترم سه دکترا عقد کردیم تو این دو سال که عقد کردیم شوهرم خونه ما بود تا پارسال بعد عید خونه گرفتیم و اومدیم شهر شوهرم که تو ایندانشگاه کار کنه هر دومون دقیقا همسنیم سی سالمونه اوایل ازدواج بهتر بود ولی در کل اون ذهنیت که من همیشه داشتم و دوست داشتم یک شوهر رمانتیک و با توجه باشه نیست بیشتر برخلاف من که دوست دارم بیشتر وقتمون با هم باشیم و بیرون بریم و تو کارهای خونه کمک کنه و فیلمهای مشترک زیاد ببینیم و .... نیست به این کارها علاقه نداره تو کارهای خونه اصلا کمک نمیکنه بیشتر دوست داره تنها تو اتاق فیلم و اهنگ گوش بده امکان نداره اینکارو شبها نکنه. از لحاظ خانوادگی من پدرو مادرم فرهنگی و خواهر و دو برادرم تحصیل کرده هستند من فرزند دومم و دو تا برادر کوچکتر از خودم دارم وضع مالی ما خیلی بهتر از شوهرمه پدر شوهرم نگهبانه و مادرشوهرم یک سال قبل از ازدواج ما فوت کرده شوهرم کودکی خیلی سختی داشته از لحاظ وضع مالی و زندگی خیلی بد بودند و بهشون سخت گذشت و مادرش به خاطر مشکلات مالی فوت شد پسر بزرگه و سه تا خواهر کوچکتر از خودش داره از دوران دانشجویی کار میکرده و به فکر خانوادش بوده الانم رابطه ام با خانوادش عالیه خیلی مهربون و دلسوزند. شوهرم چون تنها پسر بوده بیشتر حرف خودش تو خانوادش بوده برا همین تحمل انتقاد نداره یعنی خیلی اهمیت نمیده و ادم مغروریه و تو عصبانیت خیلی داد میزنه و همه رفتارای خودشو توجیه میکنه و دیگرانو مقصر میدونه البته از دوران دوستی هم فهمیده بودم ولی زودم اشتی میکنه کینه ای زیاد نیست و فکر میکنم بیشتر به فکر خوشی های خودشه تا من یعنی الویت های خودشو ترجیح میده. منم خیلی حساسم زود ناراحت و عصبی میشم نمی تونم ریلکس باشم باعث میشه خیلی درگیری فکری داشته باشم و نتونم از زندگیم خوب لذت ببرم مثلا الان شبها دیر خوابم میبره وقتی عصبی میشم بدنم میلرزه و سردم میشه یا مثلا از ظهر از شدت عصبی بودن پام میگیره میترسم خدای نکرده مریض بشم. ادم مهربون و ارومی هستم شرایط شوهرم درک میکنم و قانع هستم البته شوهرم از لحاظ مالی تا جاییکه بتونه برام خرج میکنه. از لحاظ اعتقادی هم اهل نماز هستم شوهرم نماز میخوند ولی تابستون پاش شکست از اونجا به بعد دیگه نمی خونه با اینکه چند بارم بهش تذکر دادم ولی فایده نداشت البته بگم شوهرم فکر میکنم فیلم های غیر اخلاقی می بینه چند ماه پیش تو سیتمش دیدم و بدون اینکه حرفی یزنم پاک کردم ولی چند وقت بعد دیدم دوباره گرفته ولی راجع بهش چیزی نگفتم الانم نمیدونم میبینه یا نه چون بدش میاد بگه رفتی تو سیستم کنکاش میکنی چند ماه پیش عکس دختری تو واتس اپ دید بهش گفتم چرا دروغ گفتی گفت چرا اینقدر کنکاش میکنی کلی دعوا کرد اصلا هم معذرت خواهی نکرد. حالا هم نمی دونم چطوری وقتی می بینم چت میکنه عصبی نشم مثلا شبها اگه تاسه چهار بیدار باشه منم خوابم نمیبره حرص میخورم میترسم با دخترا حرفهای بی ادبی بزنه چون دیدم گفته دوست دارم لباتو ببوسم البته رمز گوشیشوتغییر داده من اتفاقی فهمیدم اون نهفمیده.بله کلید مرد گش دادم ولی گاهی اوقات یادم میره عمل کنم. من بیشتر اوقات تنهام البته صحبها میرم باشگاه ولی تا شب اکثرا تنهام وقتی هم اینجاست بیشتر تو اتاقه من تنهام وقتی هایم که خونه باشه بازم فرقی نمیکنه بیشتر تو اتاقه شبها هم پشت لب تاب می خوابه باید خودم برم بغلش کنم وببوسم و الااون به ندرت میاد رابطه جنسی مونم کمه میگه چون فشار کاریمو خستگیم زیاده نمی تونم منم ازینکه بهش بگم یا برم تو اتاق باهاش همش من حرف بزنم حس خوبی ندارم میگم منم مثل اون بی توجه باشم. دخترهای کلاسشم شنیدم خیلی صمیمی و باز هستند اصلا براشون مهم نیست متاهله البته شوهر منم یکم باهاشون راحته من میگم عین بقیه استادها خودتو بگیره یعنی حدود و فاصله تو حفظ کن گوش نمیده ولی میگه من دوست دارم صمیمی باشم امیدوارم کامل توضیح داده باشم تو رو خدا بگید چیکار کنم تا احساس ارامش داشته باشم خیلی دوست دارم زندگیم بهتر ازین باشه. ممنون از کسانیکه کمکم میکنند.

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهام 5566 نمایش پست ها
    ما چهار سال عقد کردیم. هر دومون تو دانشگاه شهر من همکلاسی بودیم اخر ترم هشت باهم اشنا شدیم دوسال باهم دوست بودیم که ایشون ارشد خوندن و ترم سه دکترا عقد کردیم تو این دو سال که عقد کردیم شوهرم خونه ما بود تا پارسال بعد عید خونه گرفتیم و اومدیم شهر شوهرم که تو ایندانشگاه کار کنه هر دومون دقیقا همسنیم سی سالمونه اوایل ازدواج بهتر بود ولی در کل اون ذهنیت که من همیشه داشتم و دوست داشتم یک شوهر رمانتیک و با توجه باشه نیست بیشتر برخلاف من که دوست دارم بیشتر وقتمون با هم باشیم و بیرون بریم و تو کارهای خونه کمک کنه و فیلمهای مشترک زیاد ببینیم و .... نیست به این کارها علاقه نداره تو کارهای خونه اصلا کمک نمیکنه بیشتر دوست داره تنها تو اتاق فیلم و اهنگ گوش بده امکان نداره اینکارو شبها نکنه.


    شما دوسال دوست بودین 4سال عقد بودین بعد از ازدواج فهمیدین سلایق وعلاقه هاتون شباهتی به هم نداره؟ عذر میخوام پس توی اون دوسال دوستی در مورد چی حرف میزدین؟
    یا 4سال عقد بودین اونم میگین همش خونه شما بود نفهمیدین نکات اشتراک کمی با هم دارین؟ شخصیتشون چطور بعد از این همه مدت ارتباط و اشنایی نتونستین درست بشناسید؟

    اما درمورد رابطه شوهرتون با دانشجوهاش این یه واقعیته در تمام دانشگاها دیده میشه متاسفانه!
    رابطه اساتید اقا با دانشجوهای دختر خیلی زیاده من خودم 6سال دانشگاه تدریس کردم متاسفانه زیاد دیدم وشنیدم اونقدر این ارتباطا زیاد بوده که باعث بهم خوردن زندگی چند تا از همکارم شده بود
    حتی اساتید اقا یی که سنشون بالا بود هم این روابط به شدت بینشون رواج داشت یعنی ارتباط همزامان با چند دانشجو اونم همجوره!
    من خودم به هیچ عنوان حاضر به ازدواج با این قشر نیستم چون یه درصد نمتونم بهشون اعتماد کنم از بس دیدم با چشم خودم چجور ببخشید با دخترای دانشجو لاس میزنن.

    شما هم اگه شوهرتون دوست دارین بهتره از خودتون شروع کنید از گیر دادن وغر زدن وچک کردن شوهرتون یه مدت دست بردارین تا میتونید بهش توجه ومحبت داشته باشین خودتون برنامه ریزی کنید سعی کنید وقتی میشنه پای لب تاب یا با گوشیش سرگرمه با یه طرفندی اون رو از اون فضا جدا کنید اینو خودتون خانم هستید بهتر باید بدونید چون من تجربش ندارم دقیق بگم مثلا چجوری
    ببینید چی خوشحالش میکنه با چی غافلگیر میشه همون برنامه رو ترتیب بدین دوست داری بشینی باهاش فیلم ببینی یه فیلم قشنگ بگیر مقدماتش مثلا چایی وتخمه وحله حوله بچین جلو تلویزیون بگو دوست دارم این فیلم با تو بشینم نگاه کنم تنهایی لذتی نداره.
    بلاخره قلق شوهرت رو خودت باید بعد این همه مدت بلد باشی از چی خوشش میاد از چی بدش میاد سعی کن رفتارهایی رو که باعث میشه ازت دوری کنه رو دیگه نداشته باشی یه مدت اونی باش که اون دوست داره تا نتیجش ببینی.
    ولی این رو هم بگم هر چقدر شوهرت خوب باشه باز دخترایی هستن بین دانشجوها متاسفانه اینقدر ناز وعشوه میان برای استاد و دلبری میکنن که هر مردی رو بلاخره به زانو در میارن براشون هم مهم نیست این حرکت زشتشون باعث از بین رفتن کانون یه خانواده میشه.
    پس تا میتونی شوهرت از توجه ومحبت سیراب کن تا دنبالش بین اون دانشجوهای بی اخلاق نگرده.
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.


  3. 4 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    الهام 5566 (پنجشنبه 10 دی 94), سوده 82 (شنبه 26 دی 94), سها** (دوشنبه 14 دی 94), ستاره زیبا (چهارشنبه 09 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دروغگویی همسر
    توسط sara503 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 شهریور 93, 13:10
  2. 10 روش برای فهمیدن دروغگویی
    توسط ali@@@ در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 تیر 93, 23:43
  3. عذاب وجدان در مورد دروغگویی
    توسط hello در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 خرداد 92, 13:18
  4. دروغگویی همسر
    توسط Tinaa در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 شهریور 91, 18:11
  5. لطفا راهنمایی کنید با دروغگویی همسرم چه کنم؟؟؟
    توسط mahtab1 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 74
    آخرين نوشته: سه شنبه 27 دی 90, 13:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.