به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام

    ممنونم که وقت گذاشتین و مطالب منو پیگیری و مطالعه کردین و مهتر از اون زحمت کشیدین و نظراتتون رو نوشتین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر مسعود نمایش پست ها
    من تو پست قبليم گفتم اگه بخايم فقط مشكلات اين اختلاف طبقاتى رو ببينيم حداقل از سه جنبه بايد بررسى بشه.

    ١: دختر خانم
    ٢: خود شما
    ٣: خانواده و اطرافيان دختر

    نظر اكثريت دوستان بر اين بود كه شما به دليل غرورى كه دارى نميتونى با مشكل ٢و ٣ كنار بياى.
    صحبت شما کاملا درست و منطقی هست. در مورد اول دختر خانوم گفتن که مسائل مالی من کنار میان. من اوضاع رو بدتر از اون چیزی که هست جلوه دادم. جلسات اول مصر بودم که ایشون منصرف بشن. ایشون گفتن که کنار میان. اگرچه خودمم میدونم که درک درستی از صحبت های من نداشتن. نکته اینجاست که اوضاع مالی من خیلی بد نیست. بر خلاف اوضاع داغون اقتصادی مملکت، اوضاع شرکت داره روز به روز بهتر میشه. احتمالا درآمد سال 94 دو برابر سال قبل میشه.
    از طرفی ایشون هم توی خانواده ساده ای بزرگ شدن. الان یه گوشی تلفن 400 تومنی دست میگیرن. ما تو خانواده گوشی کمتر از یک تومن نداریم.

    در مورد بند دوم باید بگم که ما 10 جلسه با هم حضوری صحبت کردیم. خیلی در این باره بحث شد و از طرفی کلی هم تحقیقات انجام شد. خانواده ایشون بر خلاف وضع مالی که دارن خیلی به دور از غرور و تکبر کار میکنن.
    داماد یکی از دوستام توی شرکت پدر این خانوم کار میکنن. گفتن رابطه خوبی با زیر دستاشون دارنو مثال زدن مدتی پیش یکی از کارگرا موقع کار حالش بد میشه . وقتی میره کمی استراحت کنه خود آقای پدر کار اون کرگر رو ادامه میده. کاری که من تو شرکت خودم کمتر انجام میدم.
    یه مقدار هم از همسایه های قدیمی تحقیق شد که ترسم از وقوع اتفاقاتی که باعث خدشه دار شدن غرورم بشه کم شد.

    در مورد سوم هم با هم صحبت کردیم. رفتارهای عجیب و غریب نداشتن. سطح هدایا در حد خودمون بود. ولی در کنار اون هدایای مربوط به خودش متفاوت بود. برام مسلمه که خواسته های ایشون با یه دختر هم طراز من از نظر مالی متفاوته. و باید یه سری هزینه های اضافی رو متحمل بشم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر مسعود نمایش پست ها
    خب حالا بايد چيكار كرد؟
    تصميم درست اونيه كه عقل و خرد جمعى ميگه يا نه ميخايد احساسى و هيجانى تصميم بگيريد.


    تصميم احساسى همينه كه الان داريد انجام ميديد
    با این نظر شما موافقم.
    ما بعد 10 جلسه تصمیم به ازدواج گرفتیم. انقدر به هم نزدیک شدیم که مشکلات مالی رو فراموش کردیم. چند روز بعد یه سری صحبتهایی رد و بدل شد که واقعا تحت فشار قرار گرفتم. در یک کلام ترسیدم. و خیلی زود و کمتر از یک روز بعد این اتفاق به ایشون گفتم که به درد هم نمیخوریم و تمام کردم.

    متاسفانه خیلی فکر نکردم.

    الان بعد سه ماه هنوز نتونستم با خودم کنار بیام. اگه واقع بین باشم من میتونم زندگی بالای سطح متوسط جامعه رو براش بسازم. شغلم هم طوری هست که سقفی برای پیشرفت نمیشه براش در نظر گرفت. قبول دارم که این تصمیم خیلی تحت تاثیر احساس قرار گرفته. ولی تصمیم آدم از مجموع عقل و احساسه.

    همچنان به درست بودن صد درصدی تصمیم امروز و یا غلط بودن تصمیم دیروز تاکید ندارم. اما الان به نظرم این درست تره.

    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر مسعود نمایش پست ها

    ١: الان اگه به اين موضوع ورود كنيد و تو ادامه به هر دليلى چه مشكلات قبلى و چه مشكلاتى كه در ادامه متوجه اون ميشيد پشيمون بشيد ديگه به اين راحتى نميتونيد موضوع رو جمش كنيد . يعنى ديگه بايد خودتون رو سر سفره عقد ببينيد .

    ٢: شما با يه تصميم احساسى نشون داديد كه از ظرفيت مناسبى براى مديريت اين موضوع برخوردار نيستيد

    ٣: تو رابطه قبلى ظرفيت و بسترى براى شما فراهم بود كه اگه وصلت صورت ميگرفت غرور شما تا حد قابل قبولى حفظ بشه . حالا به نظرت اون ظرفيت رو تا حد زيادى از دست ندادى؟؟؟؟
    کاملا درست میفرمایین.

    امکان برگشت خیلی کمتر شده.

    اعتباری که روز اول داشتم رو به هیچ عنوان در ابتدای امر نخواهم داشت. الان احتملا منو به عنوان یه آدم بی عرضه و مردد میشناسن.

    اما واقعیت شخصیت من این نیست.

    الان باید برم. انشاالله بعدا توضیحات کاملی ارائه میکنم.

    باز%
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.

    ویرایش توسط mobin31080 : جمعه 04 دی 94 در ساعت 13:04

  2. 4 کاربر از پست مفید mobin31080 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 04 دی 94), فدایی یار (جمعه 04 دی 94), محیا ناز (جمعه 04 دی 94), امیر مسعود (شنبه 05 دی 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.