سلام دوباره به همه دوستان
حدود سه ماه از آخرین جلسه صحبت های دو نفره ما میگذره. تو این مدت چند بار به طرق مختلف ارتباط جریان پیدا کرده. برای مدت یک یا چند روز و فقط در حد پیامک.
موضوعی که هست اینه که من واقعا نتونستم با خودم کنار بیام. ایشون لحظه ای از ذهن من بیرون نمیرن.
هر جایی که میرم یاد ایشون برام زنده میشه.
یه تصمیم انقلابی گرفتم. به مامان گفتم که دوباره با مادرشون صحبت کنن. توی این مدت یک بار دیگه هم خودم ازشون خواستم که دوباره شروع کنیم ولی ایشون به دلایلی که برخی رو مطرح کردند موافق نبودن.
الان هم در جواب گفتن که باید با پدرشون صحبت کنن و نظر ایشون نظر پدر و مادرشون هست.
قرار شده تا دوشنبه دوباره مامان زنگ بزنن و جواب بگیرن که آیا دوباره اجازه خواستگاری میدن یا خیر.








علاقه مندی ها (Bookmarks)