به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 مهر 00 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1394-4-16
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    6,681
    سطح
    53
    Points: 6,681, Level: 53
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 156 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام یاس عزیز سالها پیش این اتفاق برای خود من افتاد من یه جایی با یک موقعیت عالی شغلی مشغول به کار شدم و کم کم به خاطر اعتماد هایی که جلب شد مدیر اونجا شدم ولی این وسط یکی از همکاران که زیاد باهاشون مراودات کاری داشتم و زیاد به اتاقم رفت و امد میکرد احساس صمیمیت کردن و البته بدون اینکه من از نیتشون باخبر باشم چون من پرونده کامل پرسنل دستم بود و میدونستم که همسر و فرزند دارن و مثل برادر برام بودن . همیشه میداد کارگرها ماشینمو میشستن همیشه ماشین من یه جای خوب پارک میشد همیشه هر کاری میخواستم در اولین فرصت انجام میشد و گاهی هم ایشون میومدن توی اتاقم و از راه گله و شکایت از زندگیشون و درد و دل وارد میشدن منم بهشون گوشزد میکردم که کجای کارشون اشتباهه این روال چند ماهی پیش رفت من بی غرض و ایشون با غرض تا اینکه یه روز توی اضافه کاری که کسی اداره نبود اومدن و بهم شدیدن ابراز احساسات کردن . من واقعا کپ کرده بودم نمیدونستم چی بگم وقتی داشتم میومدم خونه یه اس اومد که زیر صندلی ماشینتونو نگاه کنید یه کادو برام گرفته بود دیدم همچی داشت خراب میشد خیلی قاطع فردا کادوشونو بردم و بهشون پس دادم و به منشیمم گفتم دیگه کسی حق نداره اتاق من بیاد مگر کار واجبی باشه یکم ترسیده بودم . ولی اون اصلا ول کن نبود بهم گفت میخواد قید خانه و زندگیشو بخاطر من بزنه از ترس ابروم از اونجا اومدم بیرون خطمم عوض کردم . ما خانمها خیلی اشتباه میکنیم که با یک مرد غریبه صمیمی میشیم اخه چه لزومی داشت من اینقدر باهاشون صمیمی شم که اون بیاد از زندگی شخصیش برام بگه . حتی چندین بار دوباره دعوت بکار شدم اما نرفتم اینها رو گفتم تا بدونی راه طولانی در پیش داری و نباید به کسی اعتماد کنی و حرفهاشونو باور کنی مگر در موارد خیلی جدی . من بعد اون کلا رفتارم و طرز برخوردم با اقایون رو تغییر دادم و سعی کردم خودمو اصلاح کنم خداروشکر خیلی موفق بودم و تونستم به بقیه بفهمونم که در برخورد با من باید خط قرمزها رعایت بشه و محیط کار فقط جای کاره نه ابراز احساسات
    با مشاوره عالی (فدایی یار) کاملا موافقم باید در برخورد با بعضیها خیلی قاطع باشی

  2. 2 کاربر از پست مفید nilo95 تشکرکرده اند .

    فدایی یار (شنبه 28 آذر 94), یاس بنفش (پنجشنبه 26 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حل سوتفاهم با خانواده خواستگار
    توسط ghasedak1690 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 اسفند 93, 02:01
  2. سوتفاهم در روابط روزانه با اقایون
    توسط nokte در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 تیر 93, 09:43
  3. نمی تونم توی هیچ انجمنی پست بزارم حتی توی تاپیکی که خودم زدم .چه کنم؟
    توسط heaven65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 آذر 92, 08:51
  4. نگاهي سه سوته به تاريخچه زمين و نابودي زمين
    توسط کنجکاو در انجمن نماهنگ و كلیپ
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 26 مرداد 89, 18:32
  5. سوتفاهم در زیبا شناسی
    توسط ani در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 فروردین 88, 08:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.