عزیزم با توجه به اینکه تو دیگه در اون محل کار نمی کردی، با رفتن و صحبت کردن راجع به این موضوع فقط نشون دادی که این قضیه چقدر برات مهم و پررنگ بوده و چقدر ذهنت رو درگیر کرده بوده. حالا تو صدبار هم که به "زبان" بگی اون آقا برام مهم نیست، وقتی به "رفتار" داری عکسش رو نشون می دی، فایده ای نداره.اینکه نتیجه کارت این می شه، از روز روشن تر بود، اما تو انجامش دادی، چون: شلوغی ذهنت و گیر دادن وسواسی به موضوعات تاریخ گذشته، قدرت تشخیصت رو ضعیف کرده.وقتی نورون های مغزت مثل کلاف کاموایی که دست یه بچه افتاده باشه، به هم گره خوردن، نمی شه انتظار داشت درک درستی از مسائل داشته باشی و راه درست رو تشخیص بدی.توصیه اکید من اینه:http://www.hamdardi.net/thread-26620.htmlالان هم فکر نکن ملت اونجا بیکارن و نشستن دارن به تو و کارهات و رفتارهات و احساساتت و غیره فکر می کنن. تو محیط کار اونقدر مسائل مختلف هست که آدما خیلی زودتر حواشی اینچنین رو فراموش می کنن. الان اصلا یادشون نیست تو کی بودی و کی نبودی. بنابراین سعی کن تمرکزت رو بگذاری روی تاپیک بالا، که ریشه این مشکل و مشکلات مشابهش رو خشک کنی.موفق باشی.
- - - Updated - - -
عزیزم با توجه به اینکه تو دیگه در اون محل کار نمی کردی، با رفتن و صحبت کردن راجع به این موضوع فقط نشون دادی که این قضیه چقدر برات مهم و پررنگ بوده و چقدر ذهنت رو درگیر کرده بوده. حالا تو صدبار هم که به "زبان" بگی اون آقا برام مهم نیست، وقتی به "رفتار" داری عکسش رو نشون می دی، فایده ای نداره.اینکه نتیجه کارت این می شه، از روز روشن تر بود، اما تو انجامش دادی، چون: شلوغی ذهنت و گیر دادن وسواسی به موضوعات تاریخ گذشته، قدرت تشخیصت رو ضعیف کرده.وقتی نورون های مغزت مثل کلاف کاموایی که دست یه بچه افتاده باشه، به هم گره خوردن، نمی شه انتظار داشت درک درستی از مسائل داشته باشی و راه درست رو تشخیص بدی.توصیه اکید من اینه:http://www.hamdardi.net/thread-26620.htmlالان هم فکر نکن ملت اونجا بیکارن و نشستن دارن به تو و کارهات و رفتارهات و احساساتت و غیره فکر می کنن. تو محیط کار اونقدر مسائل مختلف هست که آدما خیلی زودتر حواشی اینچنین رو فراموش می کنن. الان اصلا یادشون نیست تو کی بودی و کی نبودی. بنابراین سعی کن تمرکزت رو بگذاری روی تاپیک بالا، که ریشه این مشکل و مشکلات مشابهش رو خشک کنی.موفق باشی.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)