خوب پسر با اخلاقيه ،تو دو سالى كه با هم بوديم حتى يك مرتبه هم با هم مشكل جدى نداشتيم يا حتى قهر نكرديم هميشه مشكلاتمونو حل كرديم ،بدون اينكه يك بار حتى بى احترامى پيش بياد بينمون
اتفاقا اعتماد به نفس پايينى ندارم خيلى مورداى بهتر از شوهرمو رد كردم ،اما فوقالعاده دوسش دارم،ولى الان سر يه دو راهى عجيب گير كردم نميدونم كارم اشتباه بوده يا درست هميشه فكر ميكردم همه اينا رو ميتونيم با هم حل كتيم
متادون و زير نظر پزشك مصرف ميكرد واسه ترك درمان اعنيادش
خيانت تو زندگى من يه موضوع نعريف نشدس هر چيزى و ميتونستم تحمل كنم جز اينو
ليسانس هنر داره از يه دانشگاه دولتى،٣٠ سالشه از نظر هوش و استعداد هم پسر با استعداديه مادرشو از دست داده تو ١٥ سالگى پدرش هم فرهنگى بوده والان باز نشسته شده ،خيلى هم احساساتيه نميتونه ناراحتيمو ببينه
بعضى موقع ها فكر ميكنم نكنه به چت كردن با دخترا اعتياد پيدا كرده ولى در هر صورت اين موضوع رو نميتونم واسه خودم هضم كنم
حتى بهش گفتم اگه خيانت تو زندگيم باشه حتى يك ثانيه هم تو زندگيت نميمونم
ولى اينا به حرفه نميدونم بايد جدا شم يا اميدى هست
نه اينكه من بخوام خرجشو بدم مشكل كارش الان چند وقته كه پيش اومده








علاقه مندی ها (Bookmarks)