به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    سلام

    حتما اطلاعاتتو در مورد خودت ، همسرت ، روابط با دیگران و.. بالا ببر ، دکتر فرهنگ یه کلاس ارتباط موثر توی آذر ماه داره اگه اشتباه نکنم میتونی شرکت کنی ،

    مقاله های اینجا رو بخون و به کارببر ،

    خونه ات رو شاد کن ، که خیلی توی این وضعیت مهمه و اولویت اوله . نزار این وضعیت بیشتر ادامه پیدا کنه چون خطرناکه.

    یه مثال میزنم برات : من چند وقت بود از دست همسرم که ناراحت میشدم به روی خودش نمی آورد و من پیش قدم میشدم باهاش صحبت میکردمو از ناراحتیم میگفتم اما دفعه بعد همون سناریو تکرار میشد

    دیدم اگه من مسائل رو حل کنم حل شده ، اگه نه که هیچ ، اگه من خونه رو شاد کنم شاده اگه نه که هیچ و... بی انگیزه شدم و دیگه بهش محل ندادم تا اینکه یک روز که به شدت سرم داد زده بود و من ناراحت بودم بازم به روی خودش نیاورد و شب موقع خواب به بالشت و لحاف و.. هم رحم نمیکرد زیر زبونی حرف میزدو حرص میخورد و گوشیشو پرت کرد و من دیگه کلا ناامید بودم ازش

    با خودم میگفتم یه شوهر عصبی ، بی منطق بی فکر آخه این چه رابطه ایه حاضره اینقدر حرص بخوره ولی با من حرف نزنه بغلم نکنه ، صبح سرکار نرفت چون گوشی نداشت با تلفن من پیامکی به برادرش فرستاده بود ، وقتی رفت دستشویی اون پیامکو خوندم نوشته بود داداش من احتمالا سرما خوردم چون تمام دیروز سرگیجه داشتم دیشبو هم کلا نخوابیدم چون استخونام درد میکرد نمیتونم بیام سرکار با عرض پوزش.

    من در یک لحظه دگرگون شدم، قیافشو نگاه کردم چقدر واقعا خسته و مریض بود ، اگه من جای همسرم بودم میگفتم من مریضم حالم بده و تو به فکر ناز کردنی ، حتی یه لیوان آبم دستم ندادی و دلگیر میشدم ، اما فهمیدم همسرم
    چون مرده هیچی نمیگه ولی چون هیچ حرفی نمیزنه من فکر میکنم درست عمل کردم ، ازکجا معلوم بارها باهاش بد رفتار کردمو خودم نفهمیدم ، الان این پیامک توی گوشیم بود دیدم اگه نبود من هیچی نمیفهمیدمو بیشتر دلگیرمیشدم

    همسرم وقتی دیده بود صبح شده از عصبانیت گوشیشو پرت کرد چون 2روز بود نخوابیده بودو باز باید میرفت سرکار ولی حرف نمیزد بلکه خود خوری میکرد ،

    چهره اش خیلی داغون بود دلم سوخت ، ساعت 4صبح بود گولش زدم با یه زحمتی راضیش کردم بردمش حموم با این شرط که تو بشین خودم میشورمت ، توی فاصله حمام کردن هم یه سری گیاه دارویی گذاشته بودم دم کشید
    اومد بیرون یه لیوان خورد گفت خدا خیرت بده زنده شدم بازم هست؟ و 3لیوان از اون جوشونده خورد بعد از 10 دقیقه انگار همون آدم مریض و خسته و افسرده که جلوی تلویزیون ساکت دراز میکشید نبود کنارش دراز کشیدم چند تا فیلمو عکس طنز توی تلگرام بود بهش نشون دادم حسابی خندیدیم حال جسمیش 50درصد بهتر بود و حال روحیش 100 درصد خوب شد.
    با خودم گفتم گیسو کمند اگه تو اینکارو نمیکردی همسرت حالش بدتر میشد و.... چقدر مظلومه که حرفی نمیزد و اگه تو بهش رسیدگی نمیکردی خودش حال نداشت .

    فردای اون روز کلی کمکم کردو هوامو داشت

    خیلی چیزا به دست ماست ، میتونه 180درجه تغییر کنه ولی باید بفهمی و دست به کار بشی.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  2. 2 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    گندم.م (سه شنبه 03 آذر 94), ویولت (چهارشنبه 04 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.