سلام دوست خوب... افرین بهتون میگم به خاطر تصمیم درستتون... باریک الله... خدا قوت...
خوب عزیزم معلومه که سخته... ولی باور کن یکم سختی الان می ارزه به سختی های دائم فردا...
بهترین تصمیم رو گرفتی... مطمئن باش بعد از مدتی میتونی فراموشش کنی...
اصلا به گذشته فکر نکن... هرموقع فکرش اومد به سرت صلوات بفرست وفورا به اینده فکر کن.. به اینده ای که چه مشکلاتی در پیش رو خواهی داشت... ... خودت حتما در مورد عواقبش بهتر از ما اطلاع داری ...
قبلا تجریه زندگی مشترک را داشتی پس خوب میدونی که مرد بایددددددد شرایطی کمی بالاتر از زن داشته باشه... مرد قراره بشه تکیه گاه زن... هر چی هم تو مراقب رفتارت باشی باز هم اون همیشه از این نظر که بااهاش مثل پسر بچه ها برخرود کنی ترس خواهد داشت...
به الان نگاه نکن که با هم مشکلی ندارید ... این طبیعیه... تو زندگی مشترک همه چیز زنگ عوض میکنه .... اونجاست که ادما بیشتر از اینکه خوبی ها رو ببینن عیبهای همدیگرو میبینن.... اینا رو حتما خودت بهتر میدونی.... دعوا بین زن و شوهر تو هر زندگی پیش میاد... بعد فکر کن شوهرت تو اون دعوا اولین چیزی که به ذهنش خواهد رسید اینه که اگر سن تو کم تر بود بهتر میتونستی درکش کنی... و مطمئن باش تو ذهنش همیشه بابت این مساله عذاب خواهد کشید... حتی خودت هم همینطور ... اگر کار اشتباهی انجام داد چطور میخوای بهش بگی کارت اشتباه بوده؟؟؟.... هیچ راهی وجود نداره که بگی و اون ناراحت نشه..... بذار یه بچه دیگه بیاری... اون موقع از نظر ظاهری هم مشخص میشه که شوهرت از تو کوچیک تره... واااای از نگاه های مردم... اونا رو میخوای چیکار کنی؟/.... دلت میخواد هر جا رفتی مردم تو دلشون بگن بیچاره پسره..جیف شده.... بعد اونجاست که کم کم شک و بدبینی تو زندگی پیش میاد و ....
خلاصه اگر بخوام بگم زیادددده مشکلات.... مطمئنم خودت بهتر اینا رو میدونی... پس بهتره به جای ناراحتی خدا رو شکر کنی...
این وابستگی که الان بهش داری طبیعیه... هر کس دیگه ای هم جای این اقا بود تو این دو سال حتما بهش وابسته میشدی... از خدا بخواه کمکت کنه...
ایشالا که موفق میشی عزیزم.. نگران نباش








علاقه مندی ها (Bookmarks)