به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 65

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام
    ببینین اگه واقعا واقعا میخواین با خانومتون زندگی کنین سعی کنین باهاش صمیمی و مثه دوست شین..سعی کنین بهش نزدیک شین..باهاش نقاط مشترک پیدا کنین و کارای مشترک انجام بدین..جاهایی برین و کارایی کنین که براتون خاطره ساز بشه...اونوقت احتمالا کم کم اون حس علاقه و تعلق خاطر باهاش براتون بوجود بیاد
    من به تازگی یه فیلم هندی ددیدم که ناخوداگاه وقتی اون فیلم رو میدیم یاد شما و تاپیکتون افتادم و به نظرم دیدنش برا شما خوب باشه
    تقریبا زندگی مردی رو نشون میده که مثه شما هست شاید در شرایطی حتی خیلی بدتر
    Dum Laga Ke Haisha (2015) - IMDb

    (مرده به خاطر اصرار خانوادش و موقعیت یه خانوم که خیلی خوبه میره با یک خانم چاق ازدواج میکنه و اصلا از هیکل خانم و خود خانم یه ذره هم خوشش نمیاد که حتی بخواد باهاش یه بار هم رابطه داشته باشه و بعد یه اتفاقایی پیش میاد... خلاصه بد نیست دیدنش تا حدودی شبیه شما و حتی حسش خیلی بدتر از شما هست)

    امیدوارم موفق بشین و مهر خانومتون هر چه زودتر تو دلتون بشینه و هیچوقت هم بیرون نره
    ویرایش توسط gisooo : یکشنبه 03 آبان 94 در ساعت 23:00

  2. کاربر روبرو از پست مفید gisooo تشکرکرده است .

    میشل (چهارشنبه 06 آبان 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام اقای جوادیان.مرسی همچنین.محتاجیم به دعا.

    اقای جوادیان همون طور هم که عرض کردم مشکل فقط صرفا ظاهر خانم شما نبود... یا شاید بهتره بگم ظاهر ایشون نه صرفا به عنوان چهره بلکه در همه ی ابعاد ظاهری ! به دلتون نیستند...که اشاره هایی بهش کردید...راستش ادمای خوب زیادی توی دنیا وجود دارند که درسته خیلی خوب هستند ولی افراد کمی هستند که می خوان باهاشون ازدواج کنند !!! که البته من دلیلشو می دونم ولی نمی خوام این جا بازش کنم ... فکر می کنم کلا خانم شما و خانوادشون از این خونواده های صاف و ساده و بی شیله و پیله هستند... شما بارها این جا گفتید که پیش ایشون هستید ناخودگاه حالتون بد میشه و اظطراب و... ولی یکبار هم اشاره نکردید که مثلا همسرم متوجه شده و به روم اورده و ازم ناراحته و.. که به نظرم این دو دلیل داره یا واقعا ایشون متوجه نمی شند که این خودش یکی از دلایلی هست که شما از ایشون زده می شید...یا این که واقعا اون قدر خوب هستند که به روی شما نمیارند این چیزا رو ...

    راستش من در حدی نیستم و نمی خوام نه شما رو به حفظ زندگیتون و نه خدایی ناکرده جدایی سوق بدم...چون در اون حد و جایگاه نیستم... پس لطفا با حرفای من تصمیمی نگیرید...ولی چند تا نکته که به ذهنم میاد رو خدمت شما عرض می کنم...من خب چون هم جنس شمام بهتر میتونم روحیات شما رو درک کنم...کلا طبیعت مرد این هستش بعضی وقتا حس کنه اگه اشتباه کنه همسرشو از دست میده یا موقعیتش به خطر می افته !!! اون وقت همسرش براش جذاب تر میشه...چیزی که در خانم شما نیست و طوری ایشون با شما رفتار کردند که فکر می کنید همیشه با هر نوع رفتاری شما رو می خوان...این باعث میشه هی ارزش واقعی ایشون رو ندونید(من ارزشی برای همسر شما تعیین نکردم مثلا بگم چنده نمرشون ولی میگم هر چی باشه شما به اشتباه براتون کم ارزش تر از ارزش واقعیشون میشند)...

    حس می کنم شما دوست داشتید مثلا همسرتون یکسری رفتار های خاص زنانه هم داشته باشند و یکسری سیاست های خاص که شاید ندارند مثلا به موقع ناز کردن و... (البته اینو مطمئن نگفتم)

    یک نکته ی مهم دیگه این که الان همسر شما رو همه خوب می دونیم !!! شما هم هی میگد ایشون خوب هستند...ولی به نظرم لااقل توی یک مورد اصلا خوب نیستند..فکر می کنم ایشون از نظر شما مثلا خوب هستند چون مثلا با این که این همه رفتارهای دافعانه حالا گیریم ناخودگاه باهاشون داشتید ولی به روتون نیاوردند..شاید از نظر شما و بعضی ها بگیم چه خانم خوبی !! ولی به نظر من این خوبی نیست...چون همین نگفتن ها (من نمیگم متوجه نشدن ها چون امیدوارم متوجه شده باشند و به دلیل روحیه بزرگشون به روی شما نیاورده باشند چون اگه واقعا متوجه نشده باشند که خیلی بده) باعث شده شما این قدر دچار تردید بشید و از ایشون زده بشید...

    یک نکته ی دیگه که هست...به دلیل همین رفتار های به ظاهر خوب ایشون !! که از نظر من خوب نیست...کاملا از حرفای شما این طور میشه برداشت کرد که انگار اگه قرار به ادامه باشه می خواید با حس ترحم با ایشون ادامه بدید...مطمئن باشید چنین زندگی به نظر بنده هیچ فایده ای نداره.... از طرفی چون با خانواده اسون گیری وصلت کردید فکر کنم مهریه بالایی هم ندارند یا کلا خودتون هم می دونید کار سختی نیست جدایی از ایشون و توی مراحل قانونی زیاد گیرتون نمی ندازند !!! که میگید مثلا بعضی وقتا می زنه به سرم مهریشو بدم یا مثلا پولی بهشون بدم و... خودمو خلاص کنم... ولی با دلی که شکسته چه می کنید ؟ می دونم یکی از عمده دلایل شما از عدم طلاق ایشون ترس از خدا و در واقع اه ایشون هستش پس لطفا ادامه ی صحبت هامو بخونید...

    من یک سوال از شما می پرسم که نمی خوام این جا جواب بدید ولی می خوام به فکر فرو برید و تامل کنید...گیریم از خانمتون طلاق گرفتید و ایشون هم اهی از دل به شما نگرفت...گیریم همه چی خوب پیش رفت...حالا فکر می کنید شما به عنوان یک فردی که تجربه ی زندگی مشترک داشته بره خواستگاری اون دختر خانمی که الان تصویرشو داره و یک روز هم پیداش کنه تازه...ایا خانوادش به چنین فردی دختر می دند؟ایا اونا کلی علامت سوال توی ذهنشون نیست و دچار تردید راجب شما نمی شند؟! از جنس همین تردید هایی که شما الان به خانم فعلیتون دارید؟! شاید بگید ترجیح میدم دیگه هیچ وقت ازدواج نکنم تا این که این زندگی رو ادامه بدم..به هر حال هر کدوم اینا خودش یک انتخابه و شما مختارید !!!

    اقای جوادیان اگه دقت کنید خیلی از دوستان این جا پست گذاشتند مخصوصا بانوان تالار شما رو به حفظ زندگیتون سوق دادند...اینا همش دلیل داره که خارج از حوصله تاپیک هستش راجبش بگم ولی تصمیم گرفتم در ادامه بگم...ولی من بهتون توصیه دارم به یک بهانه ای شده یک سفر یک هفته ای برید و از خانمتون و جو دور بشید... به همه ی حرفای دوستان تالار که در تاپیکتون نظر دادند خوب دقت و توجه کنید تا اگه هر تصمیمی گرفتید باز بعد ها پشیمون نشید چرا اشتباه کردم... ببنید واقعا دوری از ایشون براتون سخت هست یا نه...دلتنگشون میشید یا نه...


    اقای جوادیان عزیز ببینید چیزایی که در ادامه میگم رو لااقل خودم توی هیچ کتابی نخوندم ولی بهش رسیدم... از تجربه ی شخصیم گرفته تا بقیه افراد و مخصوصا پسر ها... این چیزا رو صرفا برای شما نمی نویسم اینو برای اقا پسر های مجرد تالار و حتی خانم های مجرد می نویسم.. تا ان شاالله به لطف خدا با رعایت این نکته زندگی موفق تری رو تجربه کنند...و تصمیم درست رو بگیرند

    ببینید اگه یک تعداد معیار به صورت فرضی برای هر مردی مهم باشه که مثلا من میگم ده تا... که یکی از اون ده معیار بحث زیبایی که من به نظرم در تعریف جامع و کامل تر بهش بگیم به دل نشستن چهره ی خانم باشه حال با این که این معیار به نظر من شاید کم تر از ده درصد برای خوشبختی مهم باشه همون معیاری که میگن زیبایی عادی میشه !!!...و نود درصدش رو بقیه معیار ها مثل اخلاق و... می سازه همون چیزایی که همسر شما خوشبختانه در سطح بسیار بالایی دارند... ولی متاسفانه ی یک نکته ی بد داره !! چیزی که شما رعایت نکردید...درسته این معیار شاید کم تر از ده درصد در خوشبختی یک زوج تاثیر داره ولی این معیار رو باید مردان به عنوان یک فیلتر سری(شرط لازم) قبل از سایر معیار هاشون در انتخاب همسر اعمال کنند !! یعنی اگه دختر خانمی براشون اون معیار رو در حد قبولی نداشت بهتره وقتشون رو پای این حرفا که میگن بعد ازدواج محبت میاد نکنه و... بهتون قول میدم کل تاپیکای همدردی با موضوع مشابه خودتون رو بخونید تهش می بینید بیش از نود درصدشون این معیار رو بهش دقت نداشتند ... و باز به شما قول میدم کل تاپیک هایی رو بخونید که طرف از نظر ظاهر با اون خانمی که می خواسته ازدواج کرده !! ولی غافل از این که این نهایتا مثلا ده درصد کار هستش (ولی ده درصدی که گفتم باید قبل از هر چیزی اعمال بشه همون شرط لازم خودمون ولی نه کافی و اونا هم شکگست خوردند) و بی توجه به سایر معیار ها ازدواج کردند و کارشون به طلاق کشیده چون از بس از ده درصده براشون جاذبه داشته و داره که فکر کردند کار تمومه !!! نمونش یک تاپکی این جا بود که اقایی که صرفا به علت زیبایی با خانمشون ازدواج کرده بودند که راجب یکسری موارد کلی با هم اختلاف داشند مثلا پوشش خانمشون جلوی سایر شوهر خواهراشون و... که از اخر هم طلاق گرفتند...
    متاسفانه شما غافل از این نکته با خانم خیلی خوبتون ازدواج کردید ولی حالا ایشون هر کار هم بکنه به چشم شما نمیاد و دلیلش همین نکته ای هستش که خدمت شما عرض کردم...اقای جوادیان لطفا به چیزایی که عرض کردم فکر کنید...می دونم شگفت زده می شید اینا رو نمی خواستم بنا به دلایلی این جا مطرح کنم ولی گفتم بگم تا قبل این که (که بگزریم بی خیال )...
    شاید باورتون نشه حدودا 4.5 سال پیش دقیقا اتفاق مشابه شما داشت برای من رخ می داد که واقعا به لطف خدا اون وصلت سر نگرفت...بعضی وقتا فکر می کنم می بینم اگه اون وصلت انجام می شد من ادمی نبودم که بخوام بزنم زیرش..ولی قطعا چون به اون حس خوشبختی که می خواستم نمی رسیدم نمی تونستم اون خانم رو هم خوشبخت کنم...

    ولی راجب خانم ها این قضیه کاملا فرق می کنه... برای همون هستش که خیلی خانم ها بعد ها چهره های حتی براشون زشت خیلی خوب میشه...چون فکر می کنم برای خانم ها اون معیار مهمه متقابلا که برای اقایون گفتم در یک کلام مردانگی همسرشون هست !! که شامل مواردی مثل عرضه و جنم و حتی درامدشون و.. میشه به هر حال یکی از پایه های اقتدار مرد جیبش هست دیگه البته بخشی...

    شاید بعضی ها بگند پس چرا باباهای ما ازدواجشون مشکل نداشت...چون نکته ی مهم این هستش اون زمان به اقتضای زمانش هر مردی مگه چند خانم جوان خوش چهره و.. دیده بود که توی مغزش یک سری تصویر ها شکل بگیره که حالا بخواد قیاس انجام بده و... ولی الان به لطف پیشرفت با سرعت نور علم!!! ولی ما نتونستیم رشد کنیم و به همون اندازه بزرگ شیم و با نگاه کردن به هر فیلم هالیوودی.. تازه کاش اینا باشه...توی واقعیت هم که دیدید بعضی نمی گم مردا ..اقایون چطور به چهره خانم ها خیره میشند وحتی نمره هم می دند!!! یا باز بعضی مشاغل خاص مثل شغل شما اینا باعث میشه شرطی بشیم... اون وقت شما وقتی اون خانمی رو که می بینید شما رو به وجد میاره ناخودگاه یک سری تصاویر دیگه به طور کلی از ایشون توی ذهنتون میاد و یک سری فعل و انفعال هم در بدتون رخ میده و حس های خوبی درتون جاری میشه و.. از اون بدتر یکدفعه یاد خانم خودتون هم که می افتید و...

    حالا که خوب مشکلتون ریشه یابی شد...به نظرم خوب فکر کنید...ببنید واقعا ایشون براتون هیچ جاذبه ای دارند یا خیر ؟! میشه کار کرد روی این که این جاذبه براتون ایجاد بشه ؟! نمی دونم خواهر دارید یا خیر...ایا ایشون مثلا براتون حس خواهر دارند و جاذبه همسری واقعا ندارند...یا نه از اون حس هایی که شما رو به وجد میاره درشون هست اگه بخواید ؟!


    راستش من فقط تونستم و خواستم موضوع رو براتون تشریح کنم این که چه پیشنهاد هایی بدم واقعا ندارم جز چند تایی گفتم... فقط از خدا می خوام راهشو پیدا کنید.لطفا خوب به حرفام فکر کنید چون اینا حاصل تجربه های چند سالم و کلی مطالعه راجحب این زمینه هستش.

    امیدوارم هر تصمیمی می گیرید خیر و صلاح شما درش باشه.

  4. 3 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    @hasti (چهارشنبه 13 آبان 94), Mr DaNi (دوشنبه 04 آبان 94), میشل (چهارشنبه 06 آبان 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درباره این شخص دچار وسواس فکری شده ام
    توسط nokte در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 آذر 95, 18:59
  2. اختاپوس وسواس فکری- عملی (اختلال وسواس اجباری)
    توسط مدیرهمدردی در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 فروردین 95, 08:31
  3. وسواس ظاهری دارم ، زندگیم داره تباه میشه
    توسط omidsss در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 دی 93, 21:36
  4. وسواس فکری دارم
    توسط Milad1 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 مرداد 92, 11:08
  5. وسواس روانیم کرده
    توسط اسناء در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 خرداد 92, 17:29

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.