خدای عزیزم
خدای خوبم
خالق من
اخه چرا
چرا اینجوری میکنی
چرااااااااااااااااااااااا ااااااااااا
دلم خیلی گرفت
چرا طوری حکمتت رو نمیچرخونی که توش خوشحالی باشه
چرا همه درها رو میبندی
چرا وقتی فکر میکنم بالاخره منم در نظر گرفتی
فرصت ها رو جلو چشمم میاری ولی ازم میگیرش
قربونت بشم تو که نمیخوای بدی چرا اول جلو چشام میاریش بعد ازم میگیری
من که میدونم قدرتت از همه بالاتره
به مرگ خودم میدونم
چرا خدای من
گفتی بعد هر سختی اسونی هست
الان که بعد از هر سختی یه سختی بزرگتره
یه دردی که ادمو داغون میکنه
دارم ثانیه به ثانیه فک میکنم چرا اخه
چرا ازم میگیری
تو که نمیخوای بدی
چرا تو اوج داغون بودنم داغونترم میکنی
خدایا خسته ام
یه بار حکمتت رو به نفع من بچرخونی چی میشه
خدایا تو که میگفتی بیاین به سمتم من بیشتر میام سمت شما
پس چرا دور میشی ازم
خدایا امتحانات خیلی سختن
من تاب و توانشو ندارم







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)