اصلاً نگران کند شدن و یا حتی گاهی متوقف شدن نشو ... مهم اینه که تا متوجه میشی کند شدی یا توقف داری با آرامش و بدون سرزنش خودت ، تحلیل و ریشه یابی کنی که چرا .... و با این چرایی وقتی توانستی پیدا کنی علت چیست راهکار هم میاد و می توانی باز حرکت کنی ....
حالا که اهل معنا هستی و مشخصه جهان بینی توحیدی را برای خودت برگزیده ای ... پس بهترین منبع مطالعه ، آفاق و انفس هست یعنی تفکر کن ... حتی وقتی مطلبی می خونی در باره اش فکر کن و نقادی هم داشته باش .... مطالعه آفاق و انفسی ات هم با دید آیت بینی باشد ... عالم همه پر از آیات الهی است یعنی هرچه ببینی پیامی از خداوند دارد و هیچ چیز را بیهوده ننگریم ....این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
یه زمانی در دوره نوجوانی به این باور رسیدم که من با هیچ چیز بیهوده مواجه نمی شوم و حتماً هرچه که با آن موجه میشوم چیزی برای من دارد ، درسی ، پیامی ، امتحانی ... که برایند همه اش می شود معرفت .... و اعتقادم این شد از کنار هرچیزی بی تفاوت گذشتن و در پی پیام و درس آن نبودن یعنی بیهوده نگری نسبت به خلقت و کار خدا .....
نگاه خلقت گرا در این آیت بینی به آدم خیلی کمک می کند ... با این نگاه دید توحیدی به همه مسائل ایجاد می شود آنوقت گره خیلی از مسائل که با تحلیل های ساده به راحتی نمیشه حل کرد با این رویه باز می شود و به حکمت ها می رسی
و چه لذتی دارد درک حکمتها .... مثلاً درک حکمت تا حالا مجرد ماندنت ......
وقتی هدف والایت را مثلاً کم کم ارتقاء بدهی به اینکه هدفت شود رضای خدا ... یعنی اینکه دنبال این باشی که هرکاری می کنی مبتنی بر رضای خدا باشد بی چشمداشت پاداش بهشت و فرار از جهنم بلکه فقط و فقط رضا و خشنودی خدا برایت مطرح باشد ، آنوقت ابتلائات رشد دهنده و سطح بالا و ارتقاء بخشت به این سو پیش می آید و از مسائل روزمره معمول فراتر می رود ( حسنات الابرار سیئات المقربین ) .... آنوقت در امتحانها در معرض انتخابهایی قرار می گیری که بررسی ات می شود خدا به چه راضی و خشنود است نه اینکه خودت چه می خواهی و در این گیر و دار درگیریهایت می شود درگیری بین خواست خودت و آرزوهایت و نیازهایت و خواست خدا و خشنودیش ... حتی چه بسا در چکش کاریها ببینی آنچه خدا میخواد با آرزویی از تو همخوانی ندارد ... و این تو هستی که در معرض انتخابی .... انتخاب مسیری که خدا در آن است یا مسیری که خودت هستی .... هم خدا و هم خرما را هم نمیشه خواست ، یا خودت یا خدا ، یکی را باید انتخاب کنی و این واقعاً امتحانی هست که در عین سختی شیرین است وقتی موفق شدی از خودت بگذری و خشنودی خدا را برگزینی چه ها که نصیبت نمی شود ....
ما صنم طلبیدیم و او صمد دارد
پیشنهاد می کنم تاپیک ** برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت ** را بخوانی .....
اگر بر این سیاق پیش روی زمزمه ات می شود :
آنکس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خان و مان را چه کند
دیوانه اش کنی هردو جهانش بخشی
دیوانه تو هردو جهان را چه کند
و به رهایی می رسی رهایی از غیر او ، و وقتی به رهایی رسیدی خودش آن غیر را هم به تو می بخشد ....
دقت داشته باش که گاهی ابلیس در این گیر و دار وارد می شود تا به تو بگوید ..... مگر خود خدا نگفته لا یکلف الله نفساً الا وسعها .... و عقلانی سازی می کند که تسلیمت کند که رضای خودت را برگزینی بجای رضای خدا ... و به تو می گوید که تو ظرفیتت همین است و نمی توانی این کار را بکنی .... ( مثلاً فردی خواستگارت می شود که در بررسی می فهمی که خشنودی خدا در ازدواج با اوست اما بعضی معیارهای مادی تو را ندارد مثلاً ظاهرش اونجور که خیلی دلت میخواسته نیست یا ..... )
اینجا گردنه هست و خطر ناک ... چون اگر بتوانی عبور کنی در اون موضوع به اخلاص و توکل می رسی و شیطان اینرا نمی خواهد چون وقتی به خلوص رسیدی در اون زمینه دستش بهت نمیرسه ..... چون خودش گفته همه را گمراه می کنم الا مخلصین ..
پاسخی که من برای این عقلانی سازیش پیدا کرده ام این است که ....
لا یکلف الله نفساً الا وسعها به معنی این نیست که من وسعم قابل ارتقاء نیست و حد یقف دارد بلکه در هر برهه ای با انتخابی در جهت مطلق رضای خدا می توانم وسعت بیابم و ظرفیتم را افزون کنم و .... و اینکه ابلیس ما را قانع می کند به اینکه ظرفیتت همین است ، تو نمی توانی فلان کار را بکنی ، فلان را بپذیری ..... و وادارت کند بگویی خدایا تو که خودت می دونی من نمیتونم ، من ال ، من بل ، از من نخواه ... مرا اینگونه امتحان نکن ... من ظرفیتم محدوده و ..... اگر قبول کنیم ظرفیت محدودی داریم و قابل ارتقاء نیست پس خود به خود نبوت و امامت و اصلاً هدف آفرینشمان را خط بطلان کشیده ایم و قدرت خدا را نادیده گرفته ایم و به نص قرآن گویی دستش را به گردنش زنجیر شده می پنداریم .... و تسلیم خود خواهی شده ایم و از خدا خواهی باز می مانیم چون نبوت و امامت و هدف خلقت ما برای همین است که از صفر شروع کنیم و در مسیر به سوی صد برای قرب او پیش برویم و مطمئن باشیم که او یاری می کند این طی طریق را .....
در یک کلام ... امنیت و آرامش و لذت و عاقبت به خیری در همین است که انتخابها و رفتارها و کارهایمان منطبق بر رضای خدا باشد و این آن به آن است .... و دنبال نتیجه اش هم نباشیم ..... مهم ادای وظیفه در این جهت است
و العاقبة للمتقین








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)