مینا جان
درکت می کنم که در مدت کوتاهی اینهمه اتفاقات دردناک برایت رخ داده و در مدت 2 سال اعضای خانواده ات را از دست دادی و پشتیبانی نداری
ولی این خصیصه دنیاست خواهرم. دنیا ترحم ندارد. شاید وقتی نامزدت به خاستگاریت آمد فکر کردی خدا دریچه رحمتش را به رویت باز کرده و بعد از اینهمه دردی که کشیدی به آرامش می رسی. ولی زندگی بی رحم است، اگر درست نگاه کنیم همه دنبال منافع شخصی هستند، اگر خودت خودت را قبول نداشته باشی، دیگران هم تو را همان می بینند که خودت توصیف می کنی.
آن مرد هم دلش برای تو نسوخته که آمده خواستگاری، او مرد خود یک شکست خورده است که نیازمند کمک است. بنابراین توان کمک به تو را ندارد. هم شما و هم آن مرد موقعیت ازدواج نداشتید. شما هم باید اول زخم و التیام روحیتان را بهبود می بخشیدید بعد به فکر تحول در زندگیتان می افتادید.
خواهر عزیزم دنیا ترحم ندارد. بدترین اتفاقات برایت افتاده و هنوز زنده ای. پس تو خیلی قوی هستی، خیلی از مردان قوی هم نمی توانند از این شرایط جان سالم به در ببرند. اما تو هنوز زنده ایی، خواهرم هر اتفاق ناگوار در زندگی یک زخم روانی به فرد وارد می کند، این زخم هم مثل زخم جسمی می ماند که برای خلاصی و بهبود باید دوره نقاهت و سوگواری را بگذرانی. اما اگر بتوانی از این مرحله جان سالم به در ببری بعد از آن سخترین وقایع هم تو را از پای در نمی آورد. من این را تجربه کرده ام. اتفاقات ناگوار انسان را قوی و نیرومند می کند. فقط زمان بر است و باید صبر داشته باشی. اگر خودت هم تلاش کنی برای بهبودی زدتر به نتیجه می رسی
خواهر عزیزم بدترین اتفاقات زندگی برایت افتاده و تو جان سالم به در بردی مطمئن باش هر کس دیگری هم بود در همین حدی از نظر روانی خرد می شد و این برای شما غیر طبیعی نیست.
سعی کن با مشاوره روانی دردهایت را تخلیه و کاهش بدهی و بعد دوز داروهایت را با نظارت دکتر کم کنی، سعی کن در خانه موسیقی بگذاری و برقصی.
با تمام زنج های زندگی، زندگی زیبایی هایی هم دارد. اگر صبر کنی قسمتهای خوبی از زندگی هم در راه است. به شرطی که اول خودت را سالم کنی تا زمانی بتوانی از قسمت های شاد درک کنی و از آن لذت ببری. بدترین اتفاقات برایت افتاده، چیزی بدتر از این برایت رخ نخواهد داد.
به یاد داشته باش که این قانون طبیعت است، فقط قویترین ها قادرند ادامه حیات دهند








علاقه مندی ها (Bookmarks)