به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 383

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 88 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1387-8-02
    نوشته ها
    318
    امتیاز
    4,441
    سطح
    42
    Points: 4,441, Level: 42
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 33 در 29 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط shad
    santatian عزیز شما حق دارید، متاسفانه من نمی دونم دارم چی کار می کنم، این ضربه ها در عرض چند روز خیلی شکه ام کردن. برای همین احتیاج به یه جنگل دارم..
    ولی واقعا نمیدونم همسرم یه آدم دوست داشتنیه و همونطور که در ظاهر نشون میدم باید باهاش برخورد کنم و یا اینکه دارم اشتباه میکنم و این کارها به ضررم تموم میشه. اما واقعیت اینه که نمی تونم بد بودنش رو بپذیرم. نمی تونم فکر کنم که تمام این کارها رو از روی قصد انجام میده..
    خوبیهاش رو می تونم باور کنم اما بدیهاش رو مثل یه طوفان زودگذر میبینم که باید رد بشه و بره! همیشه در بدترین شرایط وقتی که از دستش ناراحتم حضورش بهم آرامش میده، همیشه پیش خودش شکایت خودش رو کردم، همیشه قبل از دیدنش هیجان خاصی رو احساس می کنم، همیشه بهترین کسیه که می تونم روش حساب کنم... می دونم این همه احساساتی بودن غیر منطقیه اما در حال حاضر نمی تونم کاری انجام بدم، همسرم اونقدر خوبی داشته که من همچین حسی رو بهش داشته باشم، اما خودش نمی دونه که من واقعا چه حسی بهش دارم، نمی خوام هم بفهمه..
    فقط باید سعی کنم دوباره بهش اطمینان پیدا کنم، نمی دونم دیگه چی مونده که از من پنهون کرده اما دیشب می گفت باور کن اگه چیزی رو بهت نگفته بودم یادم نبوده، یا گذاشته بودم سر فرصت مناسب بهت بگم و بعد از یادم رفته. چون می خوام بهش دوباره مطمئن بشم حرفش رو باور کردم، من می خوام همه تلاشم رو بکنم.
    من در ظاهر خیلی محکم برخورد می کنم اما قبول دارم که در درونم زجر می کشم، همسرم همیشه میگه از عکس العملهام تعجب میکنه، خودم هم تعجب می کنم! معمولا در ظاهر طوری عکس العمل نشون میدم که انگار اتفاقی نیفتاده و همه چیز بر وفق مراد پیش میره، البته این عکس العملهام خیلی کمکم کرده، تونستم در فرصتی مناسب به اتفاق پیش اومده فکر کنم و راه مناسبتری پیدا کنم. شاید اون لحظه درونم حسابی به هم ریخته باشه، مثل این چند باری که درونم رو توی پستهام نشون دادم، اما ظاهرم آرومه، بعضی وقتها سعی کردم حداقل عصبانیتم رو نشون بدم، چند بار این کار رو کردم که نتیجه اش رو نوشته بودم.

    نمیدونم الان واقعا نمیدونم مسائلی که مربوط به گذشته همسرم میشه چند درصد امکان داره زندگیمون رو به مخاطره بندازه؟

    شاد گرامی من هم معتقدم این احساسات درونی پاک و مثبت اندیشی بسیار به نفع زندگیتونه. این که شما به روی خودتون نمیارید نشون از بزرگ منشی شماست (تا حدودی که افراطی نشه) اما کافی نیست. باید اصل موضوع حل بشه. همسر شما بسیار مرد خوبی هم باشه و نسبت به شما دید عالی هم داشته بشه چیزی وجود داره که الان داره شما رو بسیار آزار می ده. اون باید عمق این آزارو متوجه بشه . نه با (عذر می خوام) غر زدن یا گلایه کردن. با درد ودل کردن . براش توضیح بدید که شما یک خانوم هستید و تو باورتون زیباترین و پابرجاترین عهد عهدیه که همسر شما به شما می ده و دلتون برای زندگی قشنگی که دارید می سوزه. ازش بخواید برای تموم شدن تمام دل نگرانی هاتون بهتون این قول رو بده که برای همیشه تمام اشتباهات گذشتشو(برای این که شما هم فرار کنید) بدون تکرار رها کنه!بگید که می دونم دیگه انجام نمی دی. اما فقط برای آروم موندن من هم که شده این قول رو به من بده. باهاش باز هم بهتر شید(شما چیو می خواید حل اون نگرانی ها دیگه؟ این راه خوبی نیست که منبع نگرانی ها به خودش بیاد و کاری کنه که شما به جای احساس نگرانی احساس امنیت همیشگی رو از حضور اون داشته باشید؟). یک بار این قول رو بگیرید( از تمام جزئیاتی که نگرانتون می کنه صحبت کنید) و بعد از گرفتن این قول موضوع رو رها کنید. همسر شما یقینا با توجه به توصیفاتی که کردید ارزش این حرکت شما رو متوجه می شه و سعی در بهبود شرایط ذهنی شما و واقعیات موجود خواهد داشت. تغییرات در روحیه خودتون رو به مرور می تونید ببینید.
    منظور من از کلی نگاه کردن به زندگی دقیقا ندیدن جزئیات منفی و بسیار کم تکرار اون هست. شما کل زندگیتون رو چند ماهی تحت سنجش قرار می دید. اخلاقیات کلی اون رو و خودتون رو متوجه می شید و از این به بعد بر اساس اونها برنامه ریزی می کنید.

  2. کاربر روبرو از پست مفید santatian تشکرکرده است .

    santatian (دوشنبه 21 اردیبهشت 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.