سلام دوباره
حالم زیاد خوب نیست. امروز دخترمون رفته بود پیش مشاور و توضیحات کامل داده بود و نظر ایشان رو خواسته بود. خانم مشاور هم بهشون گفته بود باتوجه به غرور من و شرایط موجود این ازدواج به صلاح نیست.
ایشونم همین صحبت رو به من منتقل کردند و گفتند رابطمون رو تموم کنیم. منم کمی باهاشون صحبت کردم اما احساس کردم نظرشون جدی. باهام خداحافظی کردن و منم براشون یک سری توضیحات دادم و براشون آرزوی موفقیت کردم.
اینکه نظر ایشان برای جدایی بود خوشحالم کرد چون دیگر نگرانی برای ایشان و عذاب وجدان ندارم.
به عنوان یه تجربه به این ماجرا نگاه خواهم کرد و میدونم خدا دوستم داره و حتما خیر و صلاحم توی این کار بوده.
از همه دوستانی که از اول این ماجرا همراه, همفکر و همدرد من بودند صمیمانه تشکر میکنم
همه عزیزان رو به خدا میسپارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)