به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 85

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 11 تیر 95 [ 17:12]
    تاریخ عضویت
    1392-10-12
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    3,940
    سطح
    39
    Points: 3,940, Level: 39
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    221

    تشکرشده 334 در 103 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    ان شاالله که به حق این روزهای مبارک تصمیم درستی بگیرید.

    حتما مشاوره خوب برید. شما که خدا را شکر وضعتان خوب است و می تونید برید فلان رستوران گران قیمت.پس چرا یه جلسه مشاوره خوب نمی رید و این دغدغه هایتان را بیان نمی کنید؟
    من به شما دکتر شیری را پیشنهاد می کنم. حتی خبر دارم که ایشان به دانشجویان از طریق ایمیل هم پاسخگو هستند.

    یه جورایی تو تجربیاتم وقتی می فهمیدم پسر خیلی سختی کشیده اتوماتیک نظرم نسبت بهش مثبت می شده (به خاطر همون حس)...

    شاید بله آدم اگر فقط رو همون موضوع زوم کنه اشتباه باشه ولی چیزی که تو ازدواج مهمه جمع بندی و اهمیت اون موضوع در کنار بقیه فاکتورهاست.بعضی وقتها با ورود فقط یک فاکتور مهم کل نتیجه عوض میشه. حتما و حتما اگر جمع بندی اشتباه باشه تصمیم گیری هم اشتباه میشه.

    من حس می کنم برای این جمع بندی شما نیاز به یه مشاور خوب دارید. شاید واقعا هم تو این جمع بندی به نتیجه منفی برسید و این فاکتور واقعا غیر قابل پوشش باشه ولی شاید هم قابل انعطاف باشه.

    و البته فاکتور دوست داشتن واقعی(نه کاذب) و اعتماد به طرف مقابل خیلی تو انعطاف و گذشت در زندگی مشترک موثره و وجود این فاکتور هم خیلی مهمه.و چون این اسمش احساسه دلیل نمیشه حتما متضاد با منطق باشه بلکه کاملا منطقیه که یک انسان سالم احساساتش را هم در نظر بگیره و به آن احترام بذاره و غیر از آن هست که منطقی نیست!!!(به نظر من!)

    اگر دوست داشتن واقعی که مبنی بر ارزش های والای انسانی است بود، به نظرم در این صورت انعطاف پذیری و گذشت در زندگی کاملا شدنی هست و لازم نیست همه چیز اون جوری باشه که ایده آله...

    پس حتما به یه مشاور خیلی خوب ترجیحا دکتر شیری مراجعه کنید تا خیالتان از این همه اما و اگر و شاید و کاشکی و... راحت شه و جمع بندیتون درست باشه.شاید چون الان دیگه رابطه را قطع کردین بهتر باشه بدون اطلاع به ایشون خودتون مراجعه کنید و ببینید چی میشه...

    واقعا از صمیم دل امیدوارم تصمیم درست بگیرید.[IMG]file:///C:\Users\mohandes\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\ 01\clip_image001.gif[/IMG]
    خانوم مصباح سلام

    دستتون درد نکنه. عذر میخوام، من همیشه با یه ماجرای عجیب و غریب مزاحم شما و دوستان هستم.

    عرض شود که ما در اواسط جلسات برای رفع مشکل سطح اقتصادی پیش مشاور رفتیم. مشاوری که مدتی مشاور اون خانوم بودن و منم استقبال کردم. گفتم اینکه شما رو میشناسن خیلی خوبه. ولی متاسفانه مشاوری که انتخاب کرده بودن فوق العاده ضعیف بودن. یک ساعت نشستیم دریغ از یک کلمه صحبت در مورد مسائل مالی. همش از مزایای ازدواج و سن مناسب ازدواج و .... صحبت کردن. معلول حرکتی بودن و 20 سال بود از خونه بیرون نرفته بودن. نشستن پای کامپیوتر و مشاوره میدن. بگذریم.

    توی جلسه آخری هم که با هم بودیم من پیشنهاد دادم که دوباره پیش مشاور بریم ولی دونفری به این نتیجه رسیدیم که ابهامی وجود نداره که مشاور بتونه کمکی بکنه. من اصفهانم و شماره یه دکتر مشاور قوی رو هم گرفتم که ایشون هم قبولشون داشتن. اصلا برای هیچ کار لازمی صحبت هزینه نداشتم و ندارم.

    حتما به پیشنهاد شما عمل میکنم و مشاور با مشاور صحبت میکنم. البته عرض کردم من اصفهانم وگرنه مزاحم دکتر شیری میشدم.

    در مورد نظر ایشون نسبت به من هم درست میفرمایید. بله ایشون هم استقلال فردی و همچنین به قول خودشون کاری بودن مرد براشون اهمیت داشت. البته معیار اصلیشون اخلاق بود و در مرحله بعد مذهب.
    در مورد وضع اقتصادی بگم که اوضاع من در حد خودم خیلی هم خوبه. هیچ وقت هم پول برام ارزش نداشته. قبل از ورشکستگی بابا که اصلا متوجه این صحبتها و میزان درآمد خانواده و هزینه نبودم.

    11 سال پیش میخواستم ازدواج کنم. به چیزی که فکر نمیکردم مسائل مالی بود. اون روز برای شرایط سنی و تحصیل و خدمت و شغل شروع نکردم. هیچوقت فکر نمیکردم روزی برای مشکل مالی اونم اختلاف سطح خانوادگی به هم بزنم.

    اینو بگم که من هنوز نمیدونم چقدر با خانواده دختر خانوم اختلاف سطح اقتصادی داریم ولی میدونم خیلی زیاده. خانواده من همچنان به کمک مالی من نیاز دارن تا امورات عادی زندگی بگرده و از اون طرف برادر دختر خانوم مدتی پیش 50 میلیون برای جمع کردن جهاز به خیریه کمک کردن.

    اگر بخوایم شرایط اقتصادی دو خانواده رو روی نمودار بیاریم اونوقت اگه شرایط اقتصادی مارو منفی یا با اغماض صفر در نظر بگیریم، وضعیت خانواده ایشون از نمودار میزنه بالا!
    البته ساده زندگی میکنن و همین عامل باعث شد من تا اینجا پیش برم. از طرفی شکر خدا درآمد شرکت من هم روز به روز بهتر میشه. من میتونستم یک زندگی خوب برای ایشون آماده کنم به شرطی که به خرید خونه یا هزینه های مشابه فکر نمیکردیم.

    ایشون با اینکه با تمام شرایط من کنار اومدن اما نمیتونستن درک درستی از شرایط داشته باشن. وقتی هر مسئله با جزئیات بررسی میشد تازه مطلب دستگیرشون میشد. البته بازم کنار می اومدن.
    من بهشون گفتم این کنار اومدنا در آینده ما رو دچار مشکل میکنه و یه موقعی ممکنه به هر دلیلی دیگه نتونید کنار بیاین و اون موقع اگه این مشکل عامل ناراحتی و خدای نکرده جدایی بشه هیچوقت شما رو نمیبخشم. ایشون ناراحت شدن که چرا این صحبت شده و گفتن تا آخرش هستن.

    میدونید خیلی سخته که از کسی هیچ مشکلی با هم نداریین ( غیر از مباحث مالی) و به جایی رسیدی که واقعا دوستش داری و میدونی که اونم شما رو بیشتر میخواد، به خاطر مشکلات احتمالی آینده بگذری.
    من با خانوادم در مورد مشکل کمک مالی به خانواده در آینده هم صحبت کردم. به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواد کمکی بشه باید اون خانوم بدونه ولی از طرفی آبروی خانواده هم خیلی خیلی مهمه. یه تصمیم سخت گرفتیم که من بعد ازدواج دیگه به خانوادم کمک نکنم مگر در موارد خاص که این تصمیم هم بدجوری اذیتم میکنه. البته من این مشکل رو با هر کس دیگه ای هم دارم.

    من آدم احساساتی هستم. از طرفی هم خودمو عاقل میدونم. خیلی اوضاع شرایط اقتصادی خراب بود و گرنه من کات نمیکردم. از وقتی هم که به تقابل خانواده ها فکر کردم دیدم دیگه اصلا راه نداره.
    اما حتما با مشاور صحبت میکنم تا اگر توی تصمیم اشتباه کردم تا دیر نشده اصلاح بشه.

    ازتون تشکر میکنم که وقت گذاشتین و بنده رو راهنمایی کردین.
    براتون آرزوی موفقیت دارم
    عاشق شدن ساده است، در عشق ماندن هم دشوار نیست

    تنهایی انسان سببی کافی برای این مهم است.

    اما تلاش سختی که به زحمتش می ارزد

    پیدا کردن یاریست که به لطف حضور مستمر او

    بتوانیم کسی بشویم که میخواهیم.

    ویرایش توسط mobin31080 : جمعه 03 مهر 94 در ساعت 11:05

  2. کاربر روبرو از پست مفید mobin31080 تشکرکرده است .

    فدایی یار (دوشنبه 06 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.