به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 58

Threaded View

  1. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Farzam_48_vekaalat نمایش پست ها




    فرداش دلم قرص شد که از ته قلبم میخوامش و به هیچ وجهی نمیتونم فراموشش کنم . میدونستم اگه بخوام به دستش بیارم باید دور دوستامو ؛ حتی بخش عظیمی از احترام کاریمو ؛ خانوادشو و دوستی این همه سالم با مادرش و خانوادش رو ؛ میبایست دور همگی اینهارو یه خط قرمز میکشیدم / اما هر چی بیشتر به این دختر فکر میکردم بیشتر با خودم میگفتم به دست آوردنش میرزه به تمام این مشکلات. طبق ماده ی 1043 قانون مدنی ؛ عقد نکاح دختر باکره *باید* با اخذ اجازه ی پدر یا جد پدری باشد و اگر به دلایلی که قانونی نباشد (دلایل شخصی) ولیه دختر مخالفت کند و به هیچ وجه راضی نشود . میتوان با معرفی کامل به دادگاه و تعیین مهریه ی توافق شده و بررسی موضع با اخذ اجازه از دادگاه اقدام برای ثبت ازدواج کرد . که گرفتن این اجازه از دادگاه وقت ، برای من هیچ کاری نداره.... تا شب ؛ انقدر خیال پردازی کردم که کاملا از موضع خودم مطمین شدم . فقط میموند پسرم .

    با وجود سختی های زیادی که میدونستم برام داره بالاخره تصمیم گرفتم در مورد احساس واقعی پسرم ؛ باهاش صحبت کنم . خیلی خلاصه بگم . همه ی رویاهام و کورسوی نور امیدی که داشتم ؛ فروریخت : گفت که از ته قلبش این دختر رو دوست داره و برای آینده ای روشن باهاش رویا پردازی کرده و برای ازدواج میخوادش.
    ابتدا با دلیل و مدرک و منطق خواستم بهش تفهیم کنم که علاقه اش یه علاقه ی سطحی و زودگذره چون سن و سالش کمه و اینکه اون دختر هم ازش بزرگتره و خانوادش مخالفت میکنن! ( خودم میدونستم که دلایلم از سر عقل و منطق نیست و بیشتر از سره چیه.... ؛ از این خودخواهی ؛ خودمو سرزنش میکردم) صد البته که پسرم قبول نکرد و شروع کرد به بهانه تراشی و دلیل و برهان و استدلال به اینکه ، من هم از مادرش کوچکتر بودم و این موضوع براش ابدا اهمیتی نداره . به هیچ عنوان به حرفها و استدلالهای من اهمیت نمیداد و روی خواسته ی خودش و عشقش پافشاری میکرد و من هم برای اولین بار طی این سالها خونسردی خودم رو از دست دادم ؛ به شدت عصبانی شدم ؛ محکم مشتمو کوبیدم روی میز و گفتم : بس کن این حرفهای بچه گونرو ؛ تو سره جمع 3 ساعت هم با این دختر هم کلام نبودی که حالا دم از عاشقی میزنی و از ادامه ی حرفهاش بازداشتمش ؛ حرفهاش در مورد اون دختر به شدتی باور نکردنی آزارم میداد و این رفتار خشونت آمیزم باهاش برای اولین بار ؛ سخت رنجوندش و از خونه بیرون رفت . شب گذشت و صبح اومد و آقا تا همین الانم برنگشته .

    از جمله چیزایی که باید دورشون را خط بکشی پسرتون هست
    ( دیدم اسمی ازش نیاوردید )انگار حواستون نیست که برای رسیدن به عشقتون باید دور پسرتون را 1000تا خط قرمز بکشید
    طاقت دارید ؟ از لحاظ احساسی عهده اش بر میایید ؟ این کار منطقی هست ؟
    میتونید برای رسیدن به عشق تون از پسرتون دل بکنید ؟

    اینم که در مورد احساس و عشق پسرتون باهاش حرف زدید به خاطر خودتون بوده نه به خاطر پسرتون
    شما عملا اصلا به فکر پسرتون نیستید

    خواهش میکنم همانطور که به این دختر فکر میکنید و خودتون را در موردش مسول می دانید
    اشک و اه و نگاهش براتون مهمه
    پسرتون هم براتون مهم باشه
    فقط کافیه که پسرتون در مورد احساس شما بدونه می دونید چی به سرش میاد ؟ بهش فکر کردید ؟ ممکنه دست به خودکشی بزنه (خدا نکنه )

    شما دیگه پسرتون را رها کردید و عملا دارید به اینده خودتون و این دختر فکر می کنید
    تو هر چیزی که خوب و کامل باشی در پدری کردن برای فرزند خودت هیچی نیستی (شرمنده بابت رک گویی)

    در مورد حرفای اون دوستت هم ناراحت نباش
    فقط حرفایی که بقیه اشنایان ممکنه پشت سرت بگن به خودت کفته
    میگن دوست واقعی کسی هست که عیبت را به خودت بگه نه عیبت را به بقیه بگه
    حرفاش فقط از سر دوستی بوده که شماچشات را باز کنی
    اما شما زود دلگیر شدی و حاظر نیستی منطقی فکر کنی

    -

  2. 3 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    نیکیا (شنبه 04 مهر 94), تروولث (شنبه 04 مهر 94), شیدا. (جمعه 03 مهر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.