به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 22:06]
    تاریخ عضویت
    1394-5-12
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    1,151
    سطح
    18
    Points: 1,151, Level: 18
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 19 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    مسئله ی پیش آمده ی برای شما بسیار دردناک است و اگر حل نشود دردناک تر خواهد شد، ولی راه هایی برای خلاصی از آن وجود دارد.
    در سنی که شما قرار دارید تاثیر این اتفاق بر روی زندگی شما دو چندان خواهد شد، مشکل شما گونه ای است که کمتر کسی می تواند آن را درک کند. دوست عزیزم مسئله ای مشابه مسئله ی شما برای یکی از آشنایان من اتفاق افتاده بود، البته ایشون در سن سیزده سالگی بودند. در مدرسه ی راهنمایی ای که تحصیل می کرد از یک پسری خوشش می آید و فکر می کند آن پسر هم او را دوست دارد در حالی که اینها حتی دوست نبودند و فقط یکبار به هم سلام کرده بودند. به علت رویاپردازی این اتفاق برایش افتاده بود. و الان که نزدیک سی سال سن دارد زندگیش در نابودی و عصیان بوده است. من به شما اطمینان می دهم طرف مقابلتان همچین حسی را به شما ندارد، یکی از دلایلم این است که اگر او هم همچین حسی به شما داشت تمام تلاشش را می کرد تا بیاید و شما را ببیند! او او همیشه نظاره گر شما بود! عملکرد مغز شما باعث شده است که همچنین فکری بکنید.
    در مورد تعادل هورمون ها از من احتمالش کم است که شما دچار مشکلی در این زمینه باشید ولی برای اطمینان می توانید آزمایشش را بدهید و خیالتان راحت شود.
    در واقع به دلیل ضربات احساسی این مسئله برای شما پیش آمده است. مطمئنا شما انسانی بسیار احساسی هستید و در دوره ای از زندگیان دچار کمبود عاطفه شده اید که در افراد مختلف به دلایل مختلفی بروز می کند. مثلا دور بودن از خانواده یا بی مهری پدر و مادر
    تنها راه حل این است که به او فکر نکنید و به این باور برسید که طرف مقابلتان اصلا اهمیتی به شما نمی دهد. چون اگر این مشکل ادامه پیدا کند شما در سن عقلی 15 به دام خواهید افتاد و دوره ی بلوغ عقلی شما دچار نقص خواهد شد. و با مسائل دردآوری روبرو خواهید شد.
    از خود بپرسید چرا می خواهید به او برسید؟
    وقتی به او رسیدید چه اتفاقی می افتد؟ و می خواهید چه کاری انجام دهید؟
    چرا او را دوست دارید؟
    زمانی که این سوالات را از خود بپرسید و به طور منطقی به آنها جواب دهید حل مشکلتان راحت تر خواهد شد.
    این متن را بخوانید و نظر خود را اعلام کنید
    بنده ان شاءالله به این وبسایت سر می زنم و پیگیر نظرات شما هستم، از خداوند بزرگ می خواهم مشکل شما حل شود وبه زندگی عادی خود برگردید و از این درد بی نهایت که بر نفس هایتان سنگینی می کند خلاصی یابید. خداوند با دردمندان است.
    از دوستان دیگر نیز خواهشمندم نظرات خود را اعلام بدارند
    ممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید quafou تشکرکرده است .

    شیدا. (یکشنبه 29 شهریور 94)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 آذر 94 [ 03:05]
    تاریخ عضویت
    1394-6-03
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    271
    سطح
    5
    Points: 271, Level: 5
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    skyhossein♥

    نقل قول نوشته اصلی توسط quafou نمایش پست ها
    با سلام
    مسئله ی پیش آمده ی برای شما بسیار دردناک است و اگر حل نشود دردناک تر خواهد شد، ولی راه هایی برای خلاصی از آن وجود دارد.
    در سنی که شما قرار دارید تاثیر این اتفاق بر روی زندگی شما دو چندان خواهد شد، مشکل شما گونه ای است که کمتر کسی می تواند آن را درک کند. دوست عزیزم مسئله ای مشابه مسئله ی شما برای یکی از آشنایان من اتفاق افتاده بود، البته ایشون در سن سیزده سالگی بودند. در مدرسه ی راهنمایی ای که تحصیل می کرد از یک پسری خوشش می آید و فکر می کند آن پسر هم او را دوست دارد در حالی که اینها حتی دوست نبودند و فقط یکبار به هم سلام کرده بودند. به علت رویاپردازی این اتفاق برایش افتاده بود. و الان که نزدیک سی سال سن دارد زندگیش در نابودی و عصیان بوده است. من به شما اطمینان می دهم طرف مقابلتان همچین حسی را به شما ندارد، یکی از دلایلم این است که اگر او هم همچین حسی به شما داشت تمام تلاشش را می کرد تا بیاید و شما را ببیند! او او همیشه نظاره گر شما بود! عملکرد مغز شما باعث شده است که همچنین فکری بکنید.
    در مورد تعادل هورمون ها از من احتمالش کم است که شما دچار مشکلی در این زمینه باشید ولی برای اطمینان می توانید آزمایشش را بدهید و خیالتان راحت شود.
    در واقع به دلیل ضربات احساسی این مسئله برای شما پیش آمده است. مطمئنا شما انسانی بسیار احساسی هستید و در دوره ای از زندگیان دچار کمبود عاطفه شده اید که در افراد مختلف به دلایل مختلفی بروز می کند. مثلا دور بودن از خانواده یا بی مهری پدر و مادر
    تنها راه حل این است که به او فکر نکنید و به این باور برسید که طرف مقابلتان اصلا اهمیتی به شما نمی دهد. چون اگر این مشکل ادامه پیدا کند شما در سن عقلی 15 به دام خواهید افتاد و دوره ی بلوغ عقلی شما دچار نقص خواهد شد. و با مسائل دردآوری روبرو خواهید شد.
    از خود بپرسید چرا می خواهید به او برسید؟
    وقتی به او رسیدید چه اتفاقی می افتد؟ و می خواهید چه کاری انجام دهید؟
    چرا او را دوست دارید؟
    زمانی که این سوالات را از خود بپرسید و به طور منطقی به آنها جواب دهید حل مشکلتان راحت تر خواهد شد.
    این متن را بخوانید و نظر خود را اعلام کنید
    بنده ان شاءالله به این وبسایت سر می زنم و پیگیر نظرات شما هستم، از خداوند بزرگ می خواهم مشکل شما حل شود وبه زندگی عادی خود برگردید و از این درد بی نهایت که بر نفس هایتان سنگینی می کند خلاصی یابید. خداوند با دردمندان است.
    از دوستان دیگر نیز خواهشمندم نظرات خود را اعلام بدارند
    ممنون
    سلام دوست عزیز من یه مدت به نت دسترسی نداشتم و مشکلم رو هم داشتم و هنوز حل نشده بود تا متن پیام شما رو خوندم واقعا تاثیر گذار بود و یه دنیا ممنونم روی حرفاتون فکر میکنم و نتیجه رو بهتون اعلام میکنم اما تا همین لحظه من تو فکر اون بودم با اینکه چند وقته نمیبینمش تو پارک اما بازم هر روز به امید دیدنش به اونجا میرم تا شاید بیاد ولی با یکم استدلالاز حرفه تون دارم پی میبرم به این علاقه ی دروغی .یه دنیا تشکر بابت این دقت و پیگیریتون اجرتون با خدا از من که کاری ساخاه نیست.تو پیام بعدی نتیجه رو اعلام میکنم ممنون.

  4. کاربر روبرو از پست مفید skyhossein♥ تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 26 آذر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.