امروز این تاپیک مسابقه خیلی خیلی بهم فشار آورد یعنی الآن حسش می کنم... واقعا ناراحت شده بودم حالا فکر می کنم ناراحتیم بی مورد بود واقعا !!
اما زد قلب و گردنمو گرفت...به قول گیسو کمند بقیه هم برنده شدند دیگه من چرا به خودم گرفتم (اینجاشو دیگه واقعانی خنده م گرفت)
ناراحتی و غم و غصه آدمو از پا در میاره :(( الآن با هزار بدبختی حالمو خوب کردم انقدر ذکر و وضو و دادن انرژی مثبت به خودم تا یه خورده بهتر شدم
دکترم بهم گفته از محیط هایی مثل همدردی فاصله بگیرم (حالا اون نگفته همدردی منظورش به همین محیط ها بود که من تحت تأثیر قرار نگیرم و به هم نریزم) اما من دلم می خواد اینجا بمونم و قوی بشم...خودم که خیلی احساس پیشرفت می کنم...این سری این قضیه مسابقه رو حتما باید با دکترم در میان بگذارم
الآن الحمدالله خوبم...دوست دارم هر روز بیام بگم حالم خوبه حتی اگر خوب نباشم خود به خود خوب می شه حالم![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)