توی ماشین در مسیر باغ همسرم سر یه موضوع الکی عصبی شد وصداش رو بلند کرد وقتی رسیدیم باغ بهش با شوخی گلایه کردم که صداتو رو من بلند می کنی !!!! اونم گفت قلدری می کنی به حسابتون می رسما منم که در حال کار روی کشف قلقهای همسری هستم سعی کردم تحریکش کنم گفتم مثلا چه می کنی؟ کاری نمی تونی بکنی ، ایشونم که لذت می برن که قلدره داستان باشه و من ضعیفه افتادن دنبال اینجانب ،
بازیه گرگم به هوا ، من جیغ می کشیدم و ایشون در پی اثبات اقتدارشون
چشمتون روز بد نبینه الان چند روزه گوشم درد میکنه از بس گوشمو پیچوند منم ابراز پشیمونی که اشتباه کردم خلاصه با بوسه ایشون به سر بنده این عشقولانه به سبک جدید ، شکل گرفت.
پ.ن : سعی کنیم علایق همدیگه را شناسایی کنیم و بر اساس اون عشقولانه ها را بیافرینیم . شاید ظاهر یک علاقه مثل مورد ما مورد پسند و تایید خیلی ها نباشه اما می شه از همین هم در جای مناسب به عنوان یک فرصت برای شادی استفاده کرد.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)