خب این تاپیک که شد تعارف بین تو وساناز(zzzz)که کدومتون بدبخت ترید خب راه حل چیشد؟تو اومدی از زندگیت گفتی والان میخوای تاپیکتو ببندی؟
برعکس تو وساناز اصلا مثل هم نیستید شاید یه شباهت های مختصر اما تو با اون خیلی فرق داری هم گذشتت هم حالت هم ایندت ساناز اونو دوست داره خودش نمیخواد فراموشش کنه احساس درد کردن هی ناله وفغان دوست داره تو اونو دوست نداری تو فقط احساس شکست داری انگار خنجر اون ادم هنوز تو بدنته خارج نشده تو فقط باید خنجرش از بدنت دربیاری اما نه اینکه برگردونی به خودش بلکه بندازی دور
ساناز شغلشو داره تحصیلاتش داره غمش همین سامانه اون دلخوشیا میتونه تسکینش بده اما تو فکرای مهمتری باید بکنی
هزار بار توی این تالار یا هزار جای دیگه بگی من بی انگیزم هدف ندارم پیرم ساده لوحم پول ندارم تحصیلات ندارم خیلیا دلشون میسوزه اما برای تو زندگی نمیشه هدفت چیه از گفتنش ما بهت انگیزه تزریق کنیم؟یا اجی مجی تحصیلاتو کارت ردیف شه؟
خب الان وقتشه الان نجنبی فرداهم یعنی ۲۴ساعت دیگه روهم از دست میدی غمت بیشتر وبدبختیات افزون تره خیلی دچار گیجی در زندگی هستی شدی یه برگ روی جریان رودخانه زندگی حیرونی وهمینطور داری پیش میری چرااااا؟ بخاطر اون؟ نه خودتم میدونی جوابش نه هست اون فقط یه بهانه برای ذهن بهانه جو
یه جایی راه شما جداشده اون راهش ادامه داده ولی تو هنوز سر نقطه جدایی واستادی ومیگی چیشد؟
اگه فکر میکنی با رفتن ودیدنش به هر نحوی با تحقیقات واینا دلت اروم میشه برو از هیچی نترس من فکر کنم بهش نیاز داشته باشی که بری سمتش و خداحافظی کنی از رابطه تو هنوز خداحافظی نکردی فقط دور شدی برو تمام افکارت بزار کنار اون وبرگرد از چیزیم نترس نه از غرورت نه از شخصیتت یا ابروت فکرت درگیر شده رهاش کنه قید همه اینارو بزن خودتو بد ساختی پس خودتو خراب کن همچیزت خراب کن بزار اون خراب کنه اونوقت شاید بهتر بتونی همچیو از نو بسازی زندگی کوتاه تر از اینکه تو چند سال فقط درگیر فکر کردن باشی مهم نیست
کاری که میکنی درسته یا غلط فقط یه کاری بکن در جریان باش نه اسیر حرکت زندگی
من بهت کار ارایشگری پیشنهاد میکنم علاقه داری؟خیلی مزایا برات داره نمیدونم ولی فکرمیکنم الان بهترین شغل خواهد بود نرو دمبال کار اداری و شرکتی چون تورو مرده تر میکنه وبدتر بی هدفی میاره برات یچیزی میخوای که شلوغ باشه رنگ داشته باشه زنده باشه تحرک وجریان نقاشی وموسیقی وورزش هم مناسبند اما یک بیشتر تیریپ افسرده میگیری دو پرخرجن ودیرثمر
اگه یمدت بری کاراموزی ارایشگاه واگه علاقه داشتی خیلی برات خوبه هم سریع حرفه ای میشی یه هدفی میاد سراغت هم اونجا با ادمای شاد وجدید ورنگا ومدلای مختلف زندگیت روح میگیره هم درامدش خوبه وخرجش کم هم اونجا زرنگ میشی تجربه بقیه رو میشنوی وبزرگ میشی هم موردای خاستگارت زیاد میشه
نمیدونم ولی احساسم منو به پیشنهاد دادن این حرفه کشوند
کل حرفی که زدم همین بود که در جریان باش یکاری بکن هرکاری هرکاری حتی اگه گند باشه ماهیچه های وجودت خشک شده وقتشه تکونشون بدی مهم نیست چیکار اما یه حرکت!








علاقه مندی ها (Bookmarks)