دی: به حرفهایش گوش کنید. شخصی که دچار افسردگی میشود شاید ترجیح دهد سکوت کند، اما بعضی وقتها هم دوست دارد با کسی حر[/i]فهایش را درمیان بگذارد و در این مواقع است که باید بنشینید و با آرامش به حرفهایش گوش دهید. البته یادتان باشد هیچ وقت رازهای او را با شخص دیگری مطرح نکنید و اجازه دهید همیشه به شما اعتماد داشته باشد.
• به او توصیه کنید ورزش کند. کسی که افسرده است، خیلی هم دوست ندارد به ورزش یا برنامههای تفریحی بپردازد، اما شما باید سعی کنید او را به این کار تشویق کرده و به کمک ورزش، روحیهاش را بهبود بخشید. مثلا میتوانید بعد از ظهرها یا شبها بعد از شام همه با هم به یک پیادهروی ساده و کوتاهمدت خانوادگی بروید و از او هم بخواهید با شما همراه شود. شاید در روزهای اول، تغییر خاصی را حس نکنید، اما مطمئن باشید اوضاع کمکم بهتر میشود.
• استرس زندگیاش را کاهش دهید. حداقل در این روزها که افسرده است و با ناراحتی دست و پنجه نرم میکند، سعی کنید اخبار و موضوعات استرسزا و ناراحتکننده را کمتر به او برسانید. یادتان باشد او هرچه بیشتر بتواند در آرامش زندگی کند و خیالش راحت باشد، افسردگیاش هم بهتر و زودتر برطرف خواهد شد.
• حامیاش باشید. کسی که افسرده میشود، باید مطمئن باشد تنها نیست و کسی را دارد که دوستش داشته باشد و به او اهمیت دهد، کسی که بتواند با او حرف بزند و درد دل کند، البته بدون اینکه قضاوتی دربارهاش بشود. پس تا جایی که برایتان امکان دارد، سعی کنید همراهش باشید و او را تنها نگذارید؛ البته بدون قضاوت و پیشداوری.
• او را مجبور نکنید خودش را شاد و سرحال نشان دهد. باید قبول کنید فردی که افسرده میشود، نمیتواند شاد باشد و به موضوعات مثبت زندگی توجه کند. پس بیهوده از او نخواهید از زندگیاش لذت ببرد، بخندد یا شاد باشد. چون انجام دادن این کارها برای کسی که درمان نشده، تقریبا محال است و چنین درخواستی باعث میشود او احساس کند شما شرایطش را نپذیرفتهاید. پس یادتان باشد چنین درخواستی نهتنها فایدهای ندارد که حتی میتواند او را از شما دورتر و افسردگیاش را تشدید کند.
• از او بخواهید به متخصص مراجعه کند. شخصی که دچار افسردگی میشود، نمیتواند براحتی در مورد مراجعه به پزشک و کمک گرفتن از او تصمیم بگیرد. پس شاید بد نباشد شما از او بخواهید یا حتی برایش وقت بگیرید و او را تشویق کنید به روانپزشک یا روانشناس مراجعه کند.
روانپزشک یا روانشناس؟
وقتی حرف افسردگی و درمان آن به میان میآید، خیلیها از خودشان میپرسند برای برطرف شدن علائم باید به روانپزشک مراجعه کرد یا روانشناس؟ البته بگذریم از کسانی که کمک گرفتن از متخصصان را جدی به حساب
[ی: روانپزشک یا روانشناس؟
وقتی حرف افسردگی و درمان آن به میان میآید، خیلیها از خودشان میپرسند برای برطرف شدن علائم باید به روانپزشک مراجعه کرد یا روانشناس؟ البته بگذریم از کسانی که کمک گرفتن از متخصصان را جدی به حساب نمیآورند و کاری به این کارها ندارند.
میان کسانی که در دسته اول هستند و میخواهند از کمک متخصصان استفاده کنند هم اختلاف نظری در این مورد وجود دارد؛ عدهای میگویند فقط باید به روانشناسان مراجعه کرد و برخی هم مشورت با روانپزشکان را توصیه میکنند. با این حال، میگویند در صورتیکه برای درمان افسردگی به دارو نیاز داشته باشید، حتما باید از کمک روانپزشکان استفاده کنید و اگر افسردگی خفیف است و بدون نیاز به دارو برطرف میشود، روانشناسان میتوانند به شما کمک کنند.
اگر هم نمیدانید شما در چه وضعی هستید و دارو میخواهید یا نه، بهتر است اول سراغ یکی از روانشناسان یا روانپزشکان بروید تا اگر لازم بود آنها شما را بههمکارانشان ارجاع دهند.
دارو معجزه نمیکند
میگفتند افسرده شده است. دکتر چند جور داروی مختلف برایش تجویز کرد و ما هم براساس دستور دکتر، داروها را به او دادیم اما انگار نه انگار؛ خبری از خوب شدن نبود که نبود. برای همین هم تصمیم گرفتیم داروها را بریزیم دور و از او بخواهیم خودش کمک کند تا زودتر خوب شود.
تعجب نکنید؛ هستند کسانی که فکر میکنند داروهایی که برای درمان افسردگی، وسواس یا دیگر اختلالات روحی تجویز میشود، باید مانند مسکنها عمل کند؛ یعنی همین که فرد آن را میخورد، علائم باید برطرف شود و فرد افسرده هم بشود مثل یک آدم سالم که هیچ وقت افسرده نبوده است.
پس هر وقت که علائم افسردگی را در یکی از اعضای خانوادهتان دیدید و برای درمانش اقدام کردید، منتظر بمانید تا استفاده از داروها بتدریج جواب بدهد. در ضمن، یادتان باشد اعضای خانواده نقش مهمی در مصرف صحیح داروها دارند و زمانی که فرد افسرده یادش میرود یا دوست ندارد داروهایش را بخورد، خانواده باید به او کمک کند.
سلام،امیدوارم این مطلب بتونه کمکتون کنه
پدر منم به خاطر جدایی من کم و بیش دچار افسردگی شده واقعا سخته ،چون خیلی حساس میشن
امیدوارم ارامش به زندگی همه برگرده،آ مین








علاقه مندی ها (Bookmarks)