سلام
اخیش عزیزم ممنون که به تاپیکم سرمیزنید و مرسی به خاطر نظرتون
اقای حسین40ممنون از توجهتون،صحبتاتون بهم واقعا آرامش میده،نکته ای که از نوشته هاتون به چشمم میاد و ارومم میکنه اون حس اعتماد به تصمیمی که با عقل و منطقم گرفتم هست،در واقع من هر تصمیمی که میگرفتم میبایستی سختی هایی را متحمل میشدم،و حالا با جدا شدنم شاید سختیهای دیگه ای،که شاید به مراتب کمتر از ادامه دادن باشه رو تحمل میکنم
کاش منم اون اقتداری که شما در نوشته هاتون دارید رو به دست بیارم،فکر میکنم همش به خاطر اعتماد به نفسمه که بعد از جداییم خیلی کم.شده
بازم ممنون از راهنماییهاتون
سحر خانوم ممنون ازنظرت
خودمم میگم اخه اونا که تا حالا حداقل جلو چشمم بهم بی احترامی نکردن،حالا پشت سرم خدا داند
پس بهتره منم معمولی رفتار کنم
امیدوارم مشکل شمام به زودی حل بشه
ببخشید اگه حمله بندیم درست نیست ذهنم خیلی اشفته است
از خدا میخوام آرامش و به زندگی همه و من برگردونه








علاقه مندی ها (Bookmarks)