سلام پو جان خوبی :)
چیزی که خاطرم هست جو خونتون رو دوست نداشتی. درک نمی شدی. اصطکاک زیاد داشتی. من فکر نمیکنم تو چنین جوی استعدادهای ادم بتونه شکوفا بشه یا اگه بشه، انرژی زیادی می بره.
چیزهایی هم که گفتی ایشون دوست دارن هر مردی دوست داره. حتی زنها هم دوست دارن. کی دوست داره بعد ازدواجش بره در حاشیه. یا طرفش شاد نباشه گرم نباشه. اگه کسی این مسایلو دوست نداشته باشه که در سلامت روانش باید تردید کرد.
چرا بخودت فرصت نمیدی باهاش بیشتر باشی ( با اصول و ارزشهای حاکم بر خانواده ها و بررسی عمیق از جانب خودت با تاکید برمعیارها )
مورد قبل که نشد بار روانی زیادی روت داشت چرا این مورد رو عمیقا و با صرف تلاش بررسی نمیکنی تا جای افسوسی باقی نمونه
دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیازهای اساسی هر انسانیه اگر بصورت منطقی و از زاههای عرفی و منطقیش برطرف نشه معلوم نیست در اینده چگونه نیازمندت کنه و چگونه بخای با راضی شدن به حداقلها ارضاشون کنی. مطمین باش اگه کسی که انتخاب میکنی با بررسی و هم خانی با معیارهات انتخابش کنی استعدادهات خ راحت تر شکوفا می شن. چون خود همسر بودن و عروس بودن مادر بودن مستلزم وقت و منظم بودنه و همین نظم باعث میشه از زمانت بیشتر استفاده کنی. بنظر خودت در این سالهای تجردت میزان پیشرفتت چقدر بوده؟
پس لطفا شک به تواناییهات رو کنار بگذار. تو یه دختری با تمام خصوصیات یک دختر که ممکنه گرد افسردگی یا شکست عشقی یا شرایط نابسامان گدشته مقداری تواناییهات رو کمرنگ کرده باشه. اما اونا هنوز هستند.








علاقه مندی ها (Bookmarks)