به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 60
  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1393-12-14
    نوشته ها
    341
    امتیاز
    17,071
    سطح
    83
    Points: 17,071, Level: 83
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 279
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,012

    تشکرشده 701 در 241 پست

    Rep Power
    81
    Array
    احساس میکنم دارم افسرده میشم اما دارم میجنگم
    نمیخوام مثل ادمای شکست خورده باشم میخوام محکم باشم
    مخصوصا جلوی کسایی که به عمد یا سهوا روز عقدمو یاداوری میکنن تا شاید عکس العمل منو ببینن

    خدایا اگه از دستم ناراحتی ببخشم من جز خودت کسی رو ندارم

    امروز هوا همونطوریه که من عاشقشم
    ابری ,بارونی ,گاهی اوقات باد شدید
    دلم میخواد الان شمال بودم
    دوست دارم برم یه جای اروم ,بی سر وصدا ,وسط یه طبیعت بکر
    واسه همیشه همونجا زندگی کنم
    اما حییییییییییییف که نمیشه,از بابا خواستم خونمونو عوض کنیم اما قبول نمیکنه ,یعنی امکانش نیست

    دیگه مثل قبل خونمون رو دوست ندارم,منی که وقتی میرفتیم مسافرت دلم واسه خونمون تنگ میشد

    بچه ها برام دعا کنید خیلی محتاج دعاتونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید dooo تشکرکرده است .

    baitollah-abbaspour (پنجشنبه 19 شهریور 94)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1393-12-14
    نوشته ها
    341
    امتیاز
    17,071
    سطح
    83
    Points: 17,071, Level: 83
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 279
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,012

    تشکرشده 701 در 241 پست

    Rep Power
    81
    Array
    نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود. آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
    نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت. نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت و روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
    براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم، اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
    "خالق هستی همیشه بهترین ها را برایمان مهیا کرده است......


    خوندن این مطالب کمی آرومم میکنه
    کاش زودتر این روزا تموم بشه
    امروز بدجور دلم براش تنگ شد
    یعنی یه دفعه یادم افتاد به وقتایی که شاید اون طور که باید حواسم بهش نبود
    و خیلی اذیتم کرد
    البته ادمی نبودم که بخوام الکی بی توجهی کنم یا اذیت کنم
    شاید اگه بیشتر هواشو داشتم اوضاع بهتر بود

  4. 2 کاربر از پست مفید dooo تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (پنجشنبه 19 شهریور 94), donya. (پنجشنبه 19 شهریور 94)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم هانیه، اینقدر خودتونو سرزنش نکنید.... من همه مطالبتونو خوندم.... من عیب و ایراد خاصی توی اخلاق و رفتار شما نمی بینم که بخاید به خاطرش خودتونو سرزنش کنید، به نظر من شما خیلی بیشتر از سهم خودتون برای زندگی تلاش کردید، خوب طرفتون وقتی مرد زندگی نیست وقتی خانواده ای به این بی نزاکتی داره خوب تقصیر شما چیه! شما خدارو شکر کن از شرش خلاص شدی، مطمئن باش اگه شرطاش رو قبول میکردی تا آخر عمرت باید کنیزشون میشدی و نیش و کنایه های شوهر و خانواده رو تحمل میکردی.... الخیر فی ما الوقع... خداوند حتما سرنوشت شیرین تر و بهتری رو برات در نظر گرفته به شرط اینکه اینبار چشاتو کامل باز کنی و با عقلت تصمیم بگیری.....

  6. 2 کاربر از پست مفید اسیر سرنوشت تشکرکرده اند .

    baitollah-abbaspour (پنجشنبه 19 شهریور 94), dooo (پنجشنبه 19 شهریور 94)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1393-12-14
    نوشته ها
    341
    امتیاز
    17,071
    سطح
    83
    Points: 17,071, Level: 83
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 279
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,012

    تشکرشده 701 در 241 پست

    Rep Power
    81
    Array
    ممنون اقای اسیر سرنوشت
    اتفاقا اطرافیان و مشاوره هم میگفتن که اینا به عروس به عنوان یه کنیز نگاه میکنن
    خدا کنه همین طوری باشه که شما میگید
    کاش تغییر کنه اخلاقش و برگرده
    من اصلا به زندگی با کس دیگه نمیتونم فکر کنم
    میدونم با این اخلاقش نمیشه زندگی کرد اما کاش خوب شه و برگرده
    امروز این مطلبو اتفاقی از جایی خوندم
    واقعا به نظرم آدمارو یا توی سفر میشه شناخت یا وقتی عصبانی میشناين مطلب بايد انقدر بخونى تا حفظ بشى

    ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ،
    ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ؛
    ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !
    ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
    ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ،
    ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ؛
    ﻣﯿﺰﺍﻥ منطﻖ ﺷﺎﻥ ،
    ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ ،
    ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ،
    ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺷﻌﻮﺭﺷﺎﻥ ،
    ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ،
    میزان اصالت شان ،
    ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ؛
    ﻣﻬﺮﻭ ﻣﺤﺒﺖ راستین ﺷﺎﻥ ،
    ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ،
    ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
    ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
    ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
    ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ،
    ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ؛
    ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ،
    ﻭﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ أﻧﺪ ؛
    ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ،
    ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
    ﻭﻟﯽ ﮐﺎفی ست ؛
    ﺑﻪﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ،
    ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ،
    ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ،
    ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ خاطر ﺷﻮﻧﺪ ؛
    ﺗﺎﺯﻩ ،
    ﺁﻥﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ،
    ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ...!
    ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ؛
    ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ،
    ﻭ ﻧﻪﻣﻌﺮﻓﺖ ،
    ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤﺒﺖ ..!
    ﺍﺯ اﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ،
    ﺑﺮ ﺣﺬﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ،،،
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ،
    ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻼﯾﻤﺖ ،
    ﺍﻫﻞ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ؛
    ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺖﻫﺎ ،
    ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﺶ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ؛
    ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ی ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
    ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ،
    ﺭﻭﺡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ؛
    که ﻓﻘﻂ ،
    ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺎﯼ ،
    گاه ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ،،،
    بزرگی و معرفت ،
    ادب ،
    اصالت و نجابت ،
    آدمیان را ؛
    به هنگامه ی خشم و
    عصبانیت بیازمائید

    (چارلی چاپلین)
    ویرایش توسط dooo : پنجشنبه 19 شهریور 94 در ساعت 20:38

  8. کاربر روبرو از پست مفید dooo تشکرکرده است .

    آی تک (پنجشنبه 19 شهریور 94)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    هانيه چقد حسامون شبيه همه وقتي حرفاتو ميخونم انگار خودم اونارو نوشتم تو تاپيك اقاي كاوه درددل ميكنم


    امروز حال منم خيلي خيلي داغون بود تمام مدت عذاب وجدان از كارايي ك نكردمو و اي كاش هاااااا


    اينا ازارم ميده هرچي ميگذره جاي اينكه بهتر شم بدتر ميشم خيلي بد

    خيلي دلم براش تنگ ميشه همش با خودم ميگم اگه باهم قهر نميكرديم
    الان من اونجا پيشش بودم
    الان داشتيم باهم شام ميخورديم
    الان داشتم خونه رو مرتب ميكردم ناهار ميپختم

    ي حس بدي بهم دست ميده وقتي دختراي كوچكتر از خودمو ميبينم ازدواج كردن بچه دارن در مورد همسراشون حرف ميزنن ، براشون پستاي عاشقانه ميذارن

    ميگم اخه مگه ما چمون بود چرا نتونستيم چي شد ما ك تو فاميل زبانزد بوديم اون اينهمه كار برا من انجام داد

    اصلا باورم نميشه امروز عكسشو بغل ميكردم باورم نميشه ك دوسش داشتم انگار روز ب روز بيشتر بهش علاقمند ميشم

    هانيه جان خيلي خوبه ك جملات اميدوار كننده ميخوني سخنرانياش هم هست گوش بده خيلي تاثير داره

  10. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    dooo (یکشنبه 22 شهریور 94)

  11. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1393-12-14
    نوشته ها
    341
    امتیاز
    17,071
    سطح
    83
    Points: 17,071, Level: 83
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 279
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,012

    تشکرشده 701 در 241 پست

    Rep Power
    81
    Array
    سلام
    لطفا هر کسی هر راهی که میدونه بهتره رو بده تا من بتونم بهترین رفتار رو داشته باشم

    راستش این روزا هر جا که میرم بعضی وقتا شده به اشتباه یه خانومی رو که شبیه مادر شوهر سابقمه میبینم،و یه احساس اضطراب و یه حالتی مثل اینکه دلم یهو میریزه
    نمیدونم چرا اینطوریم با اینکه.اصلا باهاش بحثی نداشتم و احترامشو داشتم اما میترسم از روزی که باهاش روبرو شم فکر.کنم بهترین راه اینه که ندید بگیرم و.رد شم
    به نظرتون اگه توی چنین موقعیتی قرار گرفتم باید چیکار کنم؟

    در مورد برخوردم با فامیلای نزدیکشون باید چطوری باشم؟
    مثل مادر بزرگ و ...

    میخوام قبل از اینکه تو چنین موقعیتی قرار بگیرم ،موضعم مشخص باشه که بهترین برخورد چیه
    اینو هم اضافه کنم چون من هنوز به برگشت فکر میکنم
    میخوام رفتارم طوری باشه که نه شخصیتم خورد بشه و بگن چه قدر ساده اس که با اینکه با زندگیش بازی کردن بازم تحویل میگیره

    و نه طوری باشه که بگن چقدر بی تربیته ،و پیش خودشون بگن با خانواده ی اونا مشکل داری دیگه چرا به ما محل نمیدی؟

    خودمم موندم ،ممنون میشم کمک کنید
    منتظر نظرات خوبتون هستم

  12. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 03 تیر 96 [ 07:33]
    تاریخ عضویت
    1394-4-06
    نوشته ها
    340
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    343

    تشکرشده 431 در 213 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام عزیز خوبی؟ بابا بیخیال وقتی تموم شده دیگه چه اهمیتی داره؟ من وقتی میبینمشون بی توجه رد میشم چون اونا هم منو نادیده گرفتن ونسبت به محبتام جواب درخوری ندادن، ولی در مورد مادر شوهرسابق چون خیلی چاخان بود و بدجوری زندگیمو ضایع کرد اگه ببینمش امیدوارم انشاالله حسابی از شرمندگیش در بیام

  13. کاربر روبرو از پست مفید آخیش تشکرکرده است .

    dooo (یکشنبه 22 شهریور 94)

  14. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خانم دنيا سلام
    همين كه جرات تصميم بزرگ در زندگي را داشتي و آنچه صلاحت تشخيص دادي عمل كردي بزرگترين موفقيت زندگيت هست دنياي عزيز حتي اگر به مناسب بودن اين تصميم مطمئن نباشي مطمئن باش كه جرات انجام اين را پيدا كردن بزرگترين دستاورد و پيروزي در زندگي شماست اما چند نكته: اول اينكه وقتي تصميم به كاري گرفتي هيچوقت از انجام آن پشيمان نباش و متزلزل نشو مخصوصاً اين تصميم كه تنها راه منطقي و جمعبندي نهايي برات همين بوده لذا اصلاً به كنكاش و وارسي تصميمت نپزداز هر چي بوده انتخابتو كردي و تمومش كردي؟ مدتي را به ازدواج و گذشته اصلاً فكر نكن فقط از حال و كارهايي كه باب ميلت هست لذت ببر و حد اقل با آرامش سپري كن به گذشته به هيچ وجه بر نگرد و بهش فكر نكن تا تب و تاب و استرس اين اقدام فروكش كند بتدريج وقتي توانت برگشت مقتدرانه و عاقلانه فكرايي بسرت خواهد آمد و اصلاً به زندگي قبليت فكر نكن و فراموشش كن اگر بطور اتفاقي نامزدقبليت خواست سراغت بياد بعنوان يك گزينه جديد و بدون احساس و شناخت قبلي بهش فكر ميكني كه البته ردش كني بهتر است. در هر صورت الان به گذشته و اينها فكر نكن تا شرايطت عادي شود مدتي طبيعي است كه نبايد ذهنتو درگير كني و فشار بياري وساير رفتارات هم همانطوري كه گفتي عادي و با ملاحظات كلي باشد بهتر است .خوشبختي پيمودن راهي است كه ترسيم ميكني نه رسيدن به چيزي كه فكر ميكني خوبه .

  15. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 09 آبان 99 [ 11:16]
    تاریخ عضویت
    1392-10-21
    نوشته ها
    406
    امتیاز
    13,219
    سطح
    74
    Points: 13,219, Level: 74
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 547 در 219 پست

    Rep Power
    76
    Array
    هانيه جان بنظر من به خانواده همسر سابقت بي احترامي نكن و اگه ديديشون سلام خيلي خيلي معمولي كن و نه بيشتر

    ادم از احترام گذاشتن چيزي ازش كم نميشه

    اخه مگه دختر خالش عمش مادبزركش چ گناهي داشتن مگه ب تو بي احترامي كردن يا كارشكني كردن ؟؟؟

    ميدوني اينطوري حست نسبت ب خودت بهتره

    اميد وارم هرچي ب صلاحته برات رقم بخوره

  16. کاربر روبرو از پست مفید Sahar51 تشکرکرده است .

    یاس پاییزی (دوشنبه 30 شهریور 94)

  17. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 19:14]
    تاریخ عضویت
    1393-12-14
    نوشته ها
    341
    امتیاز
    17,071
    سطح
    83
    Points: 17,071, Level: 83
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 279
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,012

    تشکرشده 701 در 241 پست

    Rep Power
    81
    Array
    سلام

    اخیش عزیزم ممنون که به تاپیکم سرمیزنید و مرسی به خاطر نظرتون

    اقای حسین40ممنون از توجهتون،صحبتاتون بهم واقعا آرامش میده،نکته ای که از نوشته هاتون به چشمم میاد و ارومم میکنه اون حس اعتماد به تصمیمی که با عقل و منطقم گرفتم هست،در واقع من هر تصمیمی که میگرفتم میبایستی سختی هایی را متحمل میشدم،و حالا با جدا شدنم شاید سختیهای دیگه ای،که شاید به مراتب کمتر از ادامه دادن باشه رو تحمل میکنم

    کاش منم اون اقتداری که شما در نوشته هاتون دارید رو به دست بیارم،فکر میکنم همش به خاطر اعتماد به نفسمه که بعد از جداییم خیلی کم.شده
    بازم ممنون از راهنماییهاتون

    سحر خانوم ممنون ازنظرت
    خودمم میگم اخه اونا که تا حالا حداقل جلو چشمم بهم بی احترامی نکردن،حالا پشت سرم خدا داند
    پس بهتره منم معمولی رفتار کنم
    امیدوارم مشکل شمام به زودی حل بشه

    ببخشید اگه حمله بندیم درست نیست ذهنم خیلی اشفته است
    از خدا میخوام آرامش و به زندگی همه و من برگردونه
    ویرایش توسط dooo : دوشنبه 23 شهریور 94 در ساعت 23:14

  18. 2 کاربر از پست مفید dooo تشکرکرده اند .

    آخیش (سه شنبه 24 شهریور 94), حسين40 (سه شنبه 24 شهریور 94)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ** برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت **
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 اسفند 03, 03:10
  2. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 تیر 94, 01:23
  3. لبریز از ترس
    توسط سارا بانو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 اردیبهشت 91, 19:11
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 06 آذر 89, 16:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.