احساس میکنم دارم افسرده میشم اما دارم میجنگم
نمیخوام مثل ادمای شکست خورده باشم میخوام محکم باشم
مخصوصا جلوی کسایی که به عمد یا سهوا روز عقدمو یاداوری میکنن تا شاید عکس العمل منو ببینن
خدایا اگه از دستم ناراحتی ببخشم من جز خودت کسی رو ندارم
امروز هوا همونطوریه که من عاشقشم
ابری ,بارونی ,گاهی اوقات باد شدید
دلم میخواد الان شمال بودم
دوست دارم برم یه جای اروم ,بی سر وصدا ,وسط یه طبیعت بکر
واسه همیشه همونجا زندگی کنم
اما حییییییییییییف که نمیشه,از بابا خواستم خونمونو عوض کنیم اما قبول نمیکنه ,یعنی امکانش نیست
دیگه مثل قبل خونمون رو دوست ندارم,منی که وقتی میرفتیم مسافرت دلم واسه خونمون تنگ میشد
بچه ها برام دعا کنید خیلی محتاج دعاتونم






علاقه مندی ها (Bookmarks)