بنظرم بعد از دیدن حساسیت های خانمتون بهتر بود از خواهرتون محترمانه و با سیاست خواهش میکردین کمتر درین مورد با خانمتون تماس بگیرن.همونطور که خودتون گفتین هرکسی تو یه خانواده و یه مدل فرهنگ بزرگ شده یکی حساسه یکی لجبازه نباید توقع داشته باشیم همه اونجور که ما بزرگ شدیم و توقع داریم رفتار کنن خب همسرتون تو خانواده ای بزرگ شدن که بخاطر شرایطشون حساسن بنظر این موضوع رو میشه راحت حل کرد من خانمها رو میشناسم منم حساسم مثلا وقتی از حرف مادر همسرم ناراحت میشمو به همسرم دردو دل میکنم همسرم مثلا میگن عیبی نداره تو گذشت کن منظورش این نبوده مثلا میگه اگه از دستپختت ایراد میگیره حتما میخواد همین یه ایراد جزئی هم حل شه و تو بهترین دستپختو داشته باشی.نمیدونم منظورمو متوجه شدین یا نه باید اب روی اتیش باشین و با محبت ذهن همسرتونو پاک کنین و ازون موضوع دور کنین.نباید جبهه گیری کنین
دوم اینکه با همسرتون منطقی صحبت کنین مثلا بگین همونطور که شما دوست ندارین خانواده من تو زندگیمون دخالت کنن و از دخالت خواهرم دلخور میشین به منم حق بدین که وقتی مشکلی باهم داریم که تو هر زندگی هم هست و شما با خانواده تون درمیون میذارین دلخور میشم چون مسائل ما جز در مواقع حاد شخصین و خودمون تواناییشو داریم که حلش کنیم.با اینکار ذهنیت خانواده ها هم درمورد شخصیت و زندگی شما خراب میشه.رفتار پدرشون اشتباهو نابخردانه ست از یه پدر با اون سن رفتاری عاقلانه تر ازین انتظار میره اما خب شاید همسرتون با حرفاشون و مظلوم نشون دادن خودشون موضوع رو خیلی بزرگتر جلوه میدم و ایشونم هم پدرن هم به قول خودتون دختر دوستن
بهتره که همسرتون یکم عاقلانه تر و سنجیده تر رفتار کنن.
پدر ایشون که اون رفتارو کردن پدر شماهم که دلخورن خودتونم که تنهایی به جایی نمیرسین و اگر خانواده ها پادرمیونی کنن ممکنه اوضاع بدتر شه چون از هم دلخورن و تنها کسیم که ناراحت این زندگیه شمایی.کاش از همسرتون بخواین که بیان و منطقی باهم صحبت کنید هرچند که ایشونم جواب تلفنتونو نمیدن.باید ینفر پادرمیونی کنه تا باهم صحبت کنید و مشکلتونو حل کنین.مشکلتون حل شدنیه








علاقه مندی ها (Bookmarks)