از خودم و اخلاقی که دارم شرونده ام به نظرم تو رفتارم تعادل ندارم شوهرم میگه خیلی کینه ای هستمراست میگه....دیشب خیلی به شوهر عزیزم گیر دادم خیلی از گذشته و چیزایی که ناراحتم کرده بود حرف زدم یا بهتر بگم دعوا کردم
اون بنده خدا هم پاشد رفت حموم من که خوابم برد اومده بود بیرون امروز صبح هم ناراحت بود ولی من خواستم از دلش بیرون بیارم زودی براش پیرهن اتو کردم صبحانه براش گذاشتم ولی طفلی خیلی ناراحت بود یکم دعوام کرد
ولی من کوتاه نیومدم کلی بوسش کردم بهش گفتم ا هر بوسی که میکنم باید ناراحتیات از دلت بیرون بیاد خلاصه همین کارا باعث شد بخنده
اینقده عزیز دلم مهربونه اینقده دلش بزرگه از دریا هم بزرگتره خیلی دوسش دارم
خدا کنه دیگه ناراحت نباشه.







راست میگه....دیشب خیلی به شوهر عزیزم گیر دادم خیلی از گذشته و چیزایی که ناراحتم کرده بود حرف زدم یا بهتر بگم دعوا کردم
اون بنده خدا هم پاشد رفت حموم من که خوابم برد اومده بود بیرون امروز صبح هم ناراحت بود ولی من خواستم از دلش بیرون بیارم زودی براش پیرهن اتو کردم صبحانه براش گذاشتم ولی طفلی خیلی ناراحت بود یکم دعوام کرد
ولی من کوتاه نیومدم کلی بوسش کردم بهش گفتم ا هر بوسی که میکنم باید ناراحتیات از دلت بیرون بیاد خلاصه همین کارا باعث شد بخنده
اینقده عزیز دلم مهربونه اینقده دلش بزرگه از دریا هم بزرگتره خیلی دوسش دارم
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)