ممنونم بابت نظرات و پیشنهادات
پیشنهاداتون
کلا من هر چی با همسرم در مورد دنیای مجازی صحبت میکنم آخرش نتیجش این میشه که من فکرم خرابه ذاتم درست شدنی نییس منفی هستم همه رو بد میبینم
با این حال سعی میکنم خوب فکر کنم همسرم دیشب گفت من میدونم بعضی کارام اشتباهه اما من دوست دارم بر عکس برم و کار اشتباهو انجام بدم
کلن انگار همسرم تغییر کرده در تمام سالهای زندگیمون نماز میخوند اما الان هفت هشت ماهه نمبویخونه از ماه رجب دوباره شروع به خوندن کرد اما دوباره ترک کرده
من ناراحتم اما چیزی نمیگم به خدا توکل کردم میدونم درست میشه
میترسم صبرم کم شه
یه آدم دیگع شده مثلا دیشب میگفت ما رو با چیزای الکی سرگرم کردن و به چیزهای جزیی مشغول کردن. منظورش دین و.... بود
من آگه بخوام مثل اون دخترا بشم که شوهرم بهم توجه کنه پس خودم چی
من که نمیتونم با چند میلیون نفری که تو این فضای مجازی هستن رقابت کنم
الان بعلاوه اینکه میخوام همسرم توجهش به زندگیش بیشتر بشه میخوام خودمم آدم کاملی بشم حساسیتمو کم کنم آرامش داشته باشم مهربون و دوست داشتنی بشم
من شوخی کردن زیاد بلد نیستم با نمک نیستم خوش مشرب نیستم آیا اینا اکتسابیه
من 35 سالمه اما اون دخترا 18تا 25 سالتونه
زمان من هر چی دختر اروم تر بود بهتر بود اما این دخترای الان اصرار دارن بگن ما شیطونیم شریم بی کله آیم شوخیم شاخیم
من چجوری مثل اونا بشم
تو گروه شوهرم که بوذم اینقدر حرفای زشت میگفتن بعدشم میگفتم ما خلای نابیم و بی منظور میگیم
خانمهایی که از این نظر با شوهرشون مشکل ندارن میشه بگن وقتی شوهرشون خونس درباره چه موضوعاتی با هم صحبت میکنن. خوب من غیر از بچه ها و خانواده و کار حرفی ندارم چی بگم. کل اینا شاید چن جمله کوتاه هر روز نشه تازه همسرم اصلا دوست نداره در مورد خانواده صحبت کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)