سلام
یه تجربه بهتون میگم رد خور نداره
از منه(نوعی) 24ساله خوب و معتقد و عاشق و احساساتی تا همه دخترا و همه انسانها خوب بد زشت زیبا
نیازهامون (نیازهای انسان) با گذر زمان و بزرگتر شدن مسن تر شدن تغییر میکنه ، بدون خواسته ما کاملا غریزی و ناخودآگاه
این خانم ، من ، دوستم ، همسایمون همه : الان عشق میخواد یه عشق پاک چون میخواد زندگی کنه به معنی واقعی کلمه ،
8 سال دیگه چه از عشق سیراب شه چه نشه نظرش اینه : عشق نه دوست داشتن بهتره ، وابستگی نه خوب نیست استقلال بهتره ، با همسر همسن جوان که منو بفهمه مسافرت رفتن آرزوست
فلان همکار چقدر جذابه ، چقدر میدونه چقدر با معیارهای الان من همخونه ، چرا من اون موقع بچگی کردم و این همسرو انتخاب کردم مگه من چند سالمه ، شاید موقعیت بهتری برام بود
معیارها عوض میشن نیازها عوض میشن علایق عوض میشن حتی ذائقه هم عوض میشه
48 سالتونه 10 سال هم جوانتر نشون میدید ما میگیم اصلا 35 سالتونه ، الان وقت بزرگ کردن معیارها و شکوفا کردن نیازهای یک جوان 23 ساله نیست ، الان وقت زندگی کردن و به آرامش رسیدنه
اگه 5 سال دیگه اون معیارها عوض شد ، چقدر زمان دارید برای جبران این اشتباه بزرگ که هم احساسات توش دخیله و هم موقعیت اجتماعیتون و هم فرزندتون؟
من 20 سالم بود یکی دیگه بودم، که الان سر سوزنی از اون آدمو توی خودم نمیبینم انگار مرده ، جالبترش اینه من 3سال نامزد بودم 20درصد تغییر کردم ، از روز ازدواج تا الان 1.5 سال 80 درصد تغییر کردم از رفتار گفتار افکار حتی نوع غصه خوردنم









علاقه مندی ها (Bookmarks)