با سلام
شما یکبار تجربه ازدواج عاشقانه داشتید و متوجه شدید حتی اگر با اون کسی که خیلی دوستش دارید ازدواج نکنید باز هم می توانید عاشقانه با همسری زندگی داشته باشید.
این تجربه خوبی هست که مجددا در رابطه با دختر این خانم تجربه کنید. باز هم برای ازدواج با خانم دیگری (جز این دختر) که مناسب هست ، این تجربه را به کار بگیرید باز هم از زندگی لذت خواهید برد.
تنهایی که این مدت تجربه کردید شما را مثل نوجوانی برانگیخته کرده است. نیازهای عاطفی و جنسی شما از درون شما ریشه می گیرد. و مطمئن باشید حتی اگر جای مطمئن دیگری سرمایه گذاری کنید باز خوشحال و خوشبخت خواهید بود.
در این مدت اخیر با فکر و خیال مکرر روی خاطرات قدیمی و این دختر خانم و حوادث پیش آمده یک تحریف شناختی برای شما پیش آمده است، مانند جوانان کم سن و سال تصور می کنید که تنها منبع پاسخگویی نیاز عاطفی شما این دختر هست. و این خطای شناختی هست. شما فقط نیازمندی عاطفی و جنسی دارید که هر کجای دیگر به درستی سرمایه گذاری کنید موفق خواهید بود.
ما در روانشناسی دو بحران هویت داریم
یکی اوایل جوانی و یکی اوان چهل سالگی.
در اولی تغییرات هورمونی و در دومی تغییرات شناختی منجر به زیرو رو کردن و بازسازی شخصیتی و ثبات دادن به فرد هست.
باید مواظب باشید این ثبات در وقتی ناجوری اتفاق نیفتد. آنگاه شما در پایین درجه شناختی تثبیت می شوید.
یک تصمیم در مراحل بی ثبات و بحران هویت منجر به از دست رفتن همه زحمات می شود.
مانند راننده خسته ای که در چند دقیقه آخر جاده چالوس یک چرت دلنشین پشت فرمان می زند و خاتمه زندگی و رانندگی.
لذا همانطور که خودتون هم با فکر به آن رسیده اید. تبعیت از این خواهش دل و این تخیلات زندگی واقعی شما را دچار آشوب می کند.
چه باید کرد؟
مهمترین گام پیگیری ازدواج خود برای مورد مناسب دیگری باشید.
اینگونه ثبات هیجانی، عاطفی و جنسی برایتان پیش می آید.
به پسرتان بگویید تصمیم دارید نخست خودتان با موردی ازدواج کنید. و برای او هم در گام بعد گام بر می دارید.
و طی این مدت که این مسائل انجام شود ارتباط خود را با دختر به صفر برسانید. حتی شماره خود را تغییر دهید.
و ارتباط با این خانواده را به نزدیکی صفر برسانید.
.










علاقه مندی ها (Bookmarks)