سلام من ساعتهای خوب و خاطرات خوب زیاد دارم بگذریم که گاهی با غرغرهام خیلی تلخشون میکنمهمسرم عاشق مسافرت یهوییه منم که پایه ام همیشه
تازه جدیدن من یهو پیشنهاد میدم .اوایل ازدواجمون یه روز جمعه اواخر زمستان صبح که بیدار شدم زیر کتری رو روشن کنم صدام کرد و گفت میخوای بریم بیستون منم که تا بحال نرفته بودم استقبال کردم و گفتم نیم ساعت زمان بدی همچیو حاضر میکنم خودشم کمکم کرد 45 دقیقه ای همچی اماده شد از اول سفر شروع به فیلم برداری کردم منو همسرم عادت داریم اهنگهای توی ماشینو با هم میخونیم تا اونجا اهنگ خوندیمو گفتیمو خندیدیم گردنه بارون میبارید خیلی اروم رفتیم ظهر بیستون بودیم رفتیم همه جاهای دیدنیو دیدیم و منم یکم سر بسرش گذاشتمو و امدیم بیرون باد شدیدی شروع شد نذاشت زیاد اونجا بمونیم ناهار خوردیمو برگشتیم ولی خیلی خیلی خوش گذشت الان همیشه درباره اون سفر حرف میزنیم خاطره شیرین و مسافرت دلچسبی بود







همسرم عاشق مسافرت یهوییه منم که پایه ام همیشه
اوایل ازدواجمون یه روز جمعه اواخر زمستان صبح که بیدار شدم زیر کتری رو روشن کنم صدام کرد و گفت میخوای بریم بیستون منم که تا بحال نرفته بودم استقبال کردم و گفتم نیم ساعت زمان بدی همچیو حاضر میکنم خودشم کمکم کرد 45 دقیقه ای همچی اماده شد از اول سفر شروع به فیلم برداری کردم منو همسرم عادت داریم اهنگهای توی ماشینو با هم میخونیم تا اونجا اهنگ خوندیمو گفتیمو خندیدیم گردنه بارون میبارید خیلی اروم رفتیم ظهر بیستون بودیم رفتیم همه جاهای دیدنیو دیدیم و منم یکم سر بسرش گذاشتمو و امدیم بیرون باد شدیدی شروع شد نذاشت زیاد اونجا بمونیم ناهار خوردیمو برگشتیم ولی خیلی خیلی خوش گذشت الان همیشه درباره اون سفر حرف میزنیم خاطره شیرین و مسافرت دلچسبی بود
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)