سلام
شیدا خانوم,اقای تنهای 93,مهرااد عزیز(ببخشید عزیزم نمیدونستم خانومید)و سحر خانوم از همتون ممنونم
راستش امروز خیلی گرفته بود حالم ,اولین جمعه بود از اغاز جدا شدنم به طور رسمی و کلی فکر و خیال و مقایسه ی وضعیت خودم با دخترای اطرافم,من قبل از ازدواجم دوستام حسرتمو میخوردن و حتی خودمم از وضعیت و موقعیتم راضی بودم ,البته من دختر حساسی بودم و به خاطر همین حساس بودن گاهی اوقات بد جور ناراحت میشدم,در کل زندگی منم مشکلاتی داشت اما راضی بودم
تا اینکه این اقا با این وعده و وعید هاش باعث شد ی زندگی بهتر رو تو ذهنم تصور کنم که وجود خارجی نداشت
منظورم بهتر از نظر مادی نیستا,اون اقا طوری صحبت کرد که به معیارهای من خیلی نزدیک بودو این شد که جواب بله رو دادم
و حالا منم و بدبختیمو و خانواده ای که به خاطر این مساله فوق العاده ناراحتن
من خواستگارای زیادی داشتم که همشون خونه داشتن ,بعضیا هم ظاهر خوبی داشتن ,هم تحصیلکرده بودن
اما من بیشتر زوم کردم روی اخلاق طرفم,گفتم اگه همدیگه رو بفهمیم رسیدن به این چیزا سخت نیست
اما چه کنم که به قول خودش اون حرفارو زده که منو به دست بیاره
و حالا برای نگه داشتنم حاضر نشد به حرفی که خودش زده عمل کنه
باور کنید الان با یاداوری اینحرفا بغضم میگیره,نمیبخشمش هییییییییییچ وقت
اقای تنهای 93 من هنوزم وقتی وارد جمع میشم نبودنش اذیتم میکنه,بعضی وقتا میگم کاش برگرده, بعضی وقتا میگم خوب شد که تموم شد
تا الان چند نفر گفتن خوب شد که همین الان تمومش کردید و دلم اروم تر میشه چون اونا در جریان مشکلاتمون بودن
بعضیا وقتی بهم میگن ناراحت شدیم از جداییت فورا یه بغض سنگینی گلومو فشار میده
تصمیم گرفتم اگه فامیلای اونارو دیدم مثل قبل البته کمی رسمی تر تحویلشون بگیرم با اینکه نمیدونم چرا با این اتفاق از روبرو شدن با فامیلشون یه حس بدی دارم
به نظر من اگه شما دارید توی خونه ی مشترکتون زندگی میکنید,اگه امکانش هست خونتون رو عوض کنید, یا یه مدتی پیش پدر و مادرتون زندگی کنید
زیاد تنها نباشید من اگه مامانم خونه نباشه دیوونه میشم
داداشمم هوامو خیلی داره خدا روشکر که خانواده ی خوبی دارم
مهرااد عزیز نمیدونی چه قدر امروز درگیر مقایسه بودم ,دقیقا این حسایی که گفتی رو به غیر از اخری بیشتر اوقات دارم
ممنون به خاطر راهنماییهات
سحر خانوم واسه جدا شدن وقت زیاده
صبر داشته باش عزیزم,میدونم از این بلاتکلیفی خسته شدی اما عجله نکن,منفعل هم نباش قبلا هم گفتم اصلا نیازی نیست که بری بهش التماس کنی طلاقت نده
اما با رفتارت میتونی حداقل یه کاری کنی که با دل قرص نخواد که جدا شید
اگه برید پیش مشاور خیلی بهتره
,چون اگه اشتباه نکنم مشکل اصلی خیانته ایشونه که نباید به سادگی ازش گذشت البته من نمیدونم تا چه حدی هست اما تنها چیزی که درمان نداره مرگه
توکل کن به خدا
ببخشید خیلی طولانی شد
اما بازم از همتون بینهایت سپاسگزارم
نمیدونید وقتی 4تا پست جدیدو دیدم چقدر حالم بهتر شد
مرسی که هستید
این شعر رو از وقتی تصمیم گرفتم جدا شم میخوندمش وصف حالمه یه جورایی
شک ندارم بی کسی ,از درد هجران بهتر است
خشکسالی گاهی ,از سیلاب و باران بهتر است
رنگ و رویت می پرد در گوشه ای از خاطرات
با صلابت ارگ بم باشی و ویران بهتر است
بارها هی گفته شد هرگز کسی باور نکرد
معرفت از خال لب ,موی پریشان بهتر است
گاه باید از نگاه دیگران افتاد و رفت
رفتن از ماندن میان نارفیقان بهتر است
سخت باشد در زمستان باغبانت ول کند
حین گندیدن بفهمی خاک گلدان بهتر است
لحظه ای باید بایستیم و کمی باور کنیم
نقطه ی اغاز ما از خط پایان بهتر است








علاقه مندی ها (Bookmarks)