به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 83

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 00:04]
    تاریخ عضویت
    1394-2-01
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    2,990
    سطح
    33
    Points: 2,990, Level: 33
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    308

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    35
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sh.mohtasham نمایش پست ها

    ي دو روز اول من به همسرم مي گفتم كه رفتاراي مادرش چه جوريه و البته خودشم مي ديد و باهام هم دلي و همدردي مي كرد اما وقتي ازش خواستم يه واكنشي نشون بده و حمايتي كنه ، گفت خودت بايد مسايلت رو با مامانم حل كني....

    روز هم با يه لحن تند سعي كرد من رو با مامانش راجع به اينكه چرا گفتن عروس قبليشون رو دوست دارن رو در رو كنه و البته اين كار رو كرد و منم با مادرش بحث كردم اما بحث رو بردم به سمت اينكه چرا از پسرشون حمايت نكردن، چرا حاضر نيستن بيان به دادگاه و شهادت بدن كه پسرشون توان مالي پرداخت ٢٠٠١ سكه رو نداره....)

    از اون روز به بعد كه بحث كرديم رفتاراي مادر همسرم بدتر شد و همسرم هم به دليل فشارهاي عصبي كه از اي پرونده بهش وارد مي شد رفتاراي عصبي داشت تا اينكه....
    تا اينكه روز آخر اقامتمون تووي كرمان من داشتم بيرون از اتاقي كه هميشه بودم با مهربوني با همسرم صبحت مي كردم كه يهو مادرش اومد داد و بداد كه چرا حالا كه من بيرون از اتاقم كولر روشنه، وقتي كه رفت من صحبتم رو با همسرم ادامه دادم، كه همسرم گفت خوب راست مي گه ديگه كولر روشنه برو تووي اتاق.... منم گفتم مي شه من رو ببري هتل؟ گفت نه! گفتم اگه نمي بري خودم برم، گفت بري مسووليت عواقبش با خودته برو تووي اتاق...

    منم گفتم باشه حداقل تو شعور داشته باش اومده بودم بيرون بابت صبحونه كه برام آورده بردي ازت تشكر كنم و خم شدم كه صورتش رو ببوسم، يهو هولم داد كه بي شعور تويي... حق نداري به مامانم توهين كني... هولم داد و افتادم روي زمين، گفتم رضا هولم دادي؟! گفت اره برو گمشو هرجا مي خواي بري اينجا مزاحم اينايي.... منم بعد از ١٦ روزصبرم لبريز شد و داد زدم حالا كه زدي قشنگ منو بزن و وايستادم جلوش.... اونم شروع كرد به كتك زدم من

    .... البته واقعا ديگه هيچ پولي نداره و حدود نيم ميليارد هم به اشخاص مختلف بدهكاره...

    ا
    ببین چه تنشی ایجاد کردی !!!

    همسرت بهت میگفته مشکلاتت را با مادرم خودت حل کن ولی اهمیت ندادی
    خیلی بی سیاستی ازش خواستی تو دعوای شما و مادرش طرف تورا بگیره و رو در روی مادرش وایسه !!!!!
    اگه این کار را بکنه پدر و خواهر و برادرش هم دشمن شما میشن میگن دختره امد و رضا را پر کرد مادرمون را ناراحت کرد وقلبش درد گرفت و....این بود جواب خوبی های مادرمون این بود جواب میزبانی اش و...

    شما رفته بودی برا پرونده های شوهرت و اگه برا کار شوهرت نبود همین قدر هم هم اونجا نمیرفتی (می خوام بگم بعد عمری تورت خورده به خونه مادر شوهر )
    ولی شما بجای اینکه این چن روز که اونجا هستی خودت را تو دل اونا جا کنی خودت را عزیز کنی بحث لج و لج بازی راه انداختی اونم با اون روحیه وحال خراب شوهرت

    باید تو ااون روزایی که حال روحی شوهرت خوب نبود ارامش را بهش هدیه میکردی با رفتارت و برخوردهای مناسب خاطرات خوبی از خودت بجا می گذاشتی

    همین که شوهرت به حرفات در مورد مادرش گوش میداده و طرف مادرش را نمی گرفته باید سجده شکر به جا می اوردی ولی شما با این قانع نشده و پا را از گلیم منطق و احترام بیرون گذاشتی و خواستی در مقابل مادرش طرف تو را بگیره شوهرت خسته و ناراحت از کارای همسر قبلی اش و مادرش خسته از مهمونی که احترام
    نمی ذاره اونوقت مادر و فرزند را روبروی هم قرار دادی و اعصاب همه و خودت را خردتر کردی

    در نهایت مادرش امده یه حرف منطقی را با لحن بد گفته شما که خانم وکیلی و تحصیل کرده ای به نظرم خیلی خیلی ناجور بحث گرفتی !!!!
    اونم تو روز اخر اقامت !!!!!!!!
    بابا چند ساعت تحمل می کردی دختر بچه 12 -13سال که نیستی خانم و تحصیل کرده ای تو اجتماع بودی تو شهر بزرگ زندگی کردی

    شوهرت هم حرف منطقی زده میگه کولر را لازم نداری خاموش کن اون وقت ببین چه بحثی گرفتی و چه الم شنگه ای را انداختی !!!!

    نمی شد همونجا با یه لبخند بگی وای مامان راست میگی حواسم نبود ببخشید الان میرم خاموش می کنم

    اون حرفت هم که گفتی تو شعور داشته باش خیلی حرف بدی بود خیلی زشت بود

    تو صفحه اول یه جمله اشاره کردم که حتما متوجه شدی ولی نخواستم با اون حال خرابت بیشترچیزی بگم چون حدس میزدم که اثری نداره

    الان که دیدم واقع شوهرت را دوست داری و میخوای باهاش زندگی کنی خواستم این موارد را تذکر بدم و باید تو رفتارها و برخورد با شوهرت وخانواده اش واقعا تجدید نظر کنی به خط قرمز هاشون احترام بزاری و خودت کاری کنی که تنش به وجود نیاد


    برای یه زندگی شیرین لازم نیست بری پیش بند اشپزخونه ببندی و دستکش بپوشی و سه روز بسابی و بشوری و بپزی تا زندگیت شیرین شود
    شیرین شدن زندگی به این هست که لبخند بزنی و شاد باشی فقط از زاویه دید خودت نگاه نکنی گاهی هم خودت را جای طرفت بزاری و درک کنی اون چه احساسی داره
    شوهرت واقعا حق داره از زن زده بشه و نخواد دیگه به زندگی مشترک با هیچ زنی فکر کنه خودت را بزار جاش
    ببین چه تجربه هایی از خانمها داره
    با کارات و رفتارت دیدش را عوض کن و نشون بده که می خوای زندگی کنی
    ظاهرا هم شوهرت مرد خوبیه برای شما و مشکل عمده ای با هم ندارید امیدوارم زودنر روی ارامش را ببینید


    ببین اگه شرایط طوری هست که باید خونه را تحویل بدید
    به نظر من بهتره این دو ماه که تا تولدش مانده بری خونه مامانت وسایل خونه هم نبر بزار خودش یه فکری بکنه واحساس مسولت داشته باشه و شما هم زیر بار مسولیت اجاره ورهن نری
    برا تولدش هم دو سه روزه برو یه اتاق تو هتل بگیر و تولد بگیر
    وتازه اونجا باشی که چی ؟ منت کشی کنی ؟(نمی خوای بهش فرصت بدی که دلش برات تنگ بشه و اس بده بیاد دنبالت این لذت را از خودت و اون دریغ نکن)
    یا بری زیر بار مسولیت خونه گرفتن و مادری کردن براش که بچه می خواد درس بخونه؟


    تاره شما مگه تهران پرونده نداری که با این سرعت می خوای جمع کنی و بری ؟
    ویرایش توسط کمال : پنجشنبه 12 شهریور 94 در ساعت 17:19

  2. 3 کاربر از پست مفید کمال تشکرکرده اند .

    danger (پنجشنبه 12 شهریور 94), ستاره زیبا (پنجشنبه 12 شهریور 94), شیدا. (جمعه 13 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم خيلى بد دهنه و هميشه كتكم ميزنه همش به فكر اينم كه از ش جدا شم
    توسط naghme34 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 18 تیر 94, 00:41
  2. شوهرم جلوي خانوادش كتكم زد...
    توسط همسايه بهشت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 مهر 91, 12:08
  3. چگونه با همسر بي مسئوليتم زندگي كنم.؟
    توسط neda* در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 17 شهریور 91, 13:37
  4. علت عضويت در سايتهاي همسريابي
    توسط yaya در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: جمعه 27 مرداد 91, 22:58
  5. كتكم زد
    توسط ماندگار در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 18 آبان 87, 12:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.