سلام عزیزم
این جور که از تاپیک شما متوجه شدم شما هم مقصری
ول کن همه چیزو
این قدر حساس نباش
این که کی چی گفت و اون چی کار کرد و چی گفت
چرا همش میگی خانوادت اینو گفتن اونو گفتن
ارزش خودتو حفظ کن
گره ای که با دست باز میشه که با دندون باز نمیکنن
برای خودت زندگی کن و از کسی توقع نداشته باش
از شوهرت توقع هیچی نداشته باش
وقتی توقع نداشته باشی اگه یه قدم بیاد سمتت خوشحال میشی
اگه از خانواده ی همسرت دل خوشی نداری ارتباطت رو مسالمت امیز کم کن ولی بدون بی احترامی
کمتر زنگ بزن
کمتر برو
کمتر بیا
وقتی هم میری خودتو با چیزی مشغول کن و صمیمی بازی در نیار
چرا حرفای خانواده ی همسرت رو بهش انتقال میدی؟
مگه بچه ای؟
بچه ها تا کسی بهشون چیزی میگن میان گریه کنون پیش مادرشون و از اون انتظار دفاع کردن دارن
شما خودت بزرگی
پس محترمانه جواب بده و اگه نمیتونی نرو به کسی نگو
این خود خوریا خودت رو مریض میکنه
شما با مسائل خانواده ی همسرت کاری نداشته باش
داداشش میگه کادو ندیم
چرا به شوهرت منتقل میکنی؟
با سیاست رفتار کن
به شوهرت بگو مثل اینکه میگن کادو ندیم ولی به نظر من زشته
و خودت از چند روز قبل مقداری پول بزار تو پاکت و به شوهرت بگو اگه خواستن کادو بدن اینو میدیم
نه اینکه موقع رفتن میگی بریم پول برداریم
این جوری به فکر بودنتو نشون میدی
اصلا و اصلا خودتو درگیر مسائل خانواده ب همسرت نکن
ول کن
ول کن
این که تقی به توقی میخوره همه به فکر طلاق میوفتن رو هم نمیفهمم
یعنی چی؟
اگه شوهرت رو هم دوست نداری فکر کن یه هم خونه هست که مایحتاجتو تامین میکنه
میتونی باهاش رابطه ج ن س ی داشته باشی و لذت ببری
فکر کردی اگه طلاق بگیری همه چی حله؟
نه عزیزم
اوضاع بدتر میشه
- - - Updated - - -
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،
ترازو برمی داری و می افتی به جان دوست داشتنت .
اندازه می گیری !
حساب و کتاب می کنی !
مقایـسه می کنی !...
و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آن جا کـه
زیادتر دوستش داشته ای،
زیادتر گذشته ای،
زیادتر بخشیده ای،
به قدر یک ذره،
حتی یک ثانیه !
درست از همان جاست که توقع آغاز می شود،
و توقع آغاز همه رنج هایی است که ما می بریم








علاقه مندی ها (Bookmarks)