به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 55

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    سلام دوستان خوبم. ممنونم از وقتی که میگذارین و از نظرات و محبتتون.

    دارم به حرفهاتون فکر می کنم.

    شیدا جان، همسرم از لجبازی به شدت لذت میبره. به هیچ وجه نباید روی دنده لج بیوفته یا احساس کنه نسبت به چیزی حساس هستی وگرنه آنقدر تکرارش میکنه که خودش خسته بشه. بعد هم ازت کینه به دل میگیره و توی پرونده ات نگه میداره.
    مشخصاً دنبال اذیت کردن من نیست. دنبال اینه که کار خودش رو انجام بده و به اهدافش برسه و از اطرافیان (به غیر از خانواده اش) نهایت استفاده رو بکنه. اگر در این مسیر، من ازش ایرادی بگیرم یا خواسته ای داشته باشم یا ناراحت بشم، اونوقت تمرکزش رو میذاره برای انتقام، آزار و سرکوب کردن جدی من، تحقیر من و اثبات اینکه من نمی فهمم و یا به حیطه مردانگی اون وارد شدم...
    ضمن اینکه وقتی می فهمه می تونه آزارم بده، احساس قدرت می کنه.
    ضمن اینکه درست میگی، رفتارهاش در بایدها و نبایدهای من اصلن نمی گنجه.
    ضمن اینکه بعد از 5 سال زندگی مشکل دار، اون پرونده قطوری تشکیل داده و حرمت ها شکسته شده و اون گستاخ تر شده و شرایط سخت تر شده.


    یاس پاییزی عزیز به نظرم شما هم با سکوت و بی اعتنایی موافقی. من به اندازه کافی آدم محکمی نیستم. رومانتیکم. یه کم که رابطه مون بهتر میشه به خصوص، خیلی برام سخت میشه که هیچ عکس العملی نداشته باشم. نبینمش. روش حساب باز می کنم و یهو دلسرد میشم.


    آقای خاله قزی، ممنونم از نظرت. منم نمی دونم چی بگم. میدونین آدم میتونه پیشرفت کنه اما ذاتش تغییر نمی کنه. من خیلی خودم رو آزار میدم. غذا نمی خورم، زیاد گریه می کنم، سر کار دیر میرسم، ... خیلی تأثیر منفی میگیرم.
    شوهرم آدم صمیمیت نیست. با هیچ کس. اما ظاهر قضیه و ارتباطات ظاهری و برای راه افتادن کارش داره و براش مهمه. بله در بقیه روابطش هم حسود و انتقام جو هست. اما در ابعاد کوچک جلوه میکنه. خیلی زود عصبانی میشه و آدم طلبکاریه کلن.
    می دونی همه چی به منافعش بستگی داره. اگر شما ارتباطی با منافعش نداشته باشی، رفتار روزمره و عادی معمولی و خوبی داره و در حد حرف و تعارف اظهار دوستی می کنه و اگر بدونه بعدن ممکنه به دردش بخوری، روابط رو در یه حدی حفظ میکنه. سر و زبونش خوبه و روابط عمومی اش هم بد نیست و ظاهر مثبتی داره. خیلی حساب و کتاب داره. هر حرفی که میزنه حساب شده است و هر حرفی رو که میشنوه تحلیل و بررسی می کنه.


    خانم فرشته اردیبهشت، دارم تلاش می کنم ولی به خدا خیلی سخته. برای رفتن پیش مشاور موافقت کرد بالاخره ولی نیومد. هنوز به این گزینه امیدوارم.

    - - - Updated - - -

    هر بار که میریم شهرستان، نزدیک شدن همزمان به خانواده هامون، تنش ها رو بیشتر می کنه.

    فقط یه راه برای ادامه این زندگی وجود داره. صبر و تحمل من. و سکوت به مدت حداقل یکسال. سکوت در مقابل هر چیزی.
    این واقعن کار غیرممکنی نیست. چرا من نمی تونم انجامش بدم؟


    دوستان من اینجا به خودم و شما قول میدم. یکسال سکوت. میخوام کاری به کارش نداشته باشم. وقتی میبینه من ناراحت نمیشم، خودش بی خیال میشه. اون رو همینطور که هست و یا هر طوری که دوست داره باشه می پذیرم. خرج خودم رو هم دارم میدم. چیزی هم ازش نمیخوام. وسیله ای برای خونه نمی خره. هیچ رفت و آمدی نداریم. اگر خانواده ام بیان، حتی نون هم نمیخره بیاره. بابام میره نون میخره....

    اینها خیلی کوچیکه، من مادرش رو تحمل می کنم، خودش رو هم می تونم. ما ماشین نداریم، بچه نداریم، خونه مون پرده نداره. اما اینها کوچیکه. ما مسافرت نمیریم. اون هیچ کاری توی خونه نمی کنه. اون شبها دیر میاد و میره کلاس های آموزشی و به فکر خودش و پیشرفت کارشه.

    اون از چیزهای لطیف و با احساس خوشحال نمیشه. اون دیگران رو بد و خودش رو خوب جلوه میده. اون به لباس و حجابم گیر میده.. اگر یه روز برم بیرون بعد از کارم رسمن پدرم رو درمیاره که تو دوست داری ول بگردی... میترسه ؟ میخواد فقط برم سر کار و بیام خونه. از این که با کسی دوست باشم هم بدش میاد. نمیدونم حسودی می کنه یا میترسه. ولی من ارتباطاتم رو در حد نزدیک به صفر کاهش دادم.

    اگر من دوستش داشته باشم به این معنی که اونو بپذیرم و همه اینا رو انکار کنم و توی ذهنم هی انرژی مثبت بفرستم چی؟ نه نمیشه.

    فقط می تونم اعتماد به نفسم رو حفظ کنم و بی تفاوت باشم.
    ویرایش توسط she : دوشنبه 09 شهریور 94 در ساعت 17:16

  2. 4 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    hafez2014 (دوشنبه 09 شهریور 94), khaleghezey (سه شنبه 10 شهریور 94), گیسو کمند (دوشنبه 09 شهریور 94), رنگین (دوشنبه 09 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به جدایی
    توسط fatemeh banoo در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 مهر 96, 08:09
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. تصمیم به جدایی دارم ، لطفا راهنمایی بفرمایید
    توسط محمد ch در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 اسفند 94, 11:29
  4. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.