به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 564

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 98 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-11-09
    نوشته ها
    179
    امتیاز
    7,738
    سطح
    58
    Points: 7,738, Level: 58
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    132

    تشکرشده 652 در 153 پست

    Rep Power
    61
    Array

    بستنی

    انگار قراره اینجا رو من بچرخونم،
    قبلاً فقط اعضای انجمن آزاد می تونستن پست بزارن و من از مدیر خواستم که دسترسی اینجا رو برای افراد عادی هم آزاد بگذارند چون خیلی از رفتار های درست رو میشه اینجا فهمید و زندگی رو در مسیر آرامش قرار داد (قرار نیست که حتماً اتفاق بیفته بعد دنبال چاره برای حلش بود) و مدیر محترم هم قبول کردند پس لطفاً مشارکتتون رو حداکثری کنید در این بخش. (چون ایده های جالبی میشه از زندگی همدیگه برداریم)


    اگه قول می دید چشم نزنید یه خاطره عاشقانه دیگه هم بگم


    شاید لازم باشه اول اینو بگم که من و همسرم هم مثل خیلی ها توی این سایت بعضی وقتا با هم بحث می کنیم، دعوا می کنیم، از دست هم دلخور میشیم و یا حرفای دلمون و و یا انتقادات تلخ و شیرینی به هم داریم اما با این حال سعیمون اینه که دلخوری ها کهنه نشن و رسوخ نکنن.
    اینو گفتم که بگم شما هم خاطره بنویسید خاطرات خوب رو همه دارند فقط باید دریچه نگاه رو تغییر داد.

    حالا برسیم سر خاطره:
    من و همسرم با هم همکاریم البته توی دو تا بخش جدا از هم کار می کنیم، چند روز پیش سر یه کل کل دوستانه قرار شد یکی از همکارای واحد ما برامون بستنی بخره، خلاصه پولشو ازش گرفتیم و دم ظهر رفتیم بستنی رو گرفتیم

    من خانمم رو هم جزء تعداد حساب کرده بودم که خلاصه بعد خرید یه مهمونی اضافه شد نشد برای ایشون بستنی جدا کنم و فقط یه بستنی موند که اونم برای همون همکارمون بود که پول بستنی ها رو داده بود (اون لحظه توی واحد نبود) سریع پیچ زدم بردم برای خانومی،

    بعد چند دقه ایشون امد گفت بس بستنی من کوش، گفتم شرمنده اخلاق ورزشی، یه بستنی مونده بود ,و دو نفر بستنی نخورده بودن یکی شما و یکی هم خانومم و من بدون ذره ای فکر کردن به شما ، خانومم رو انتخاب کردم. واحد با این حرف رفت روی هوا
    دل آرام گیرد به یاد خدا
    ویرایش توسط به دنبال خوشبختی : یکشنبه 08 شهریور 94 در ساعت 14:17

  2. 12 کاربر از پست مفید به دنبال خوشبختی تشکرکرده اند .

    donya. (دوشنبه 09 شهریور 94), Farzam_48_vekaalat (سه شنبه 17 شهریور 94), khaleghezey (سه شنبه 10 شهریور 94), p65 (یکشنبه 08 شهریور 94), فاطمه بانو (یکشنبه 08 شهریور 94), کمال (دوشنبه 09 شهریور 94), گیسو کمند (یکشنبه 08 شهریور 94), اقای نجار (سه شنبه 10 شهریور 94), اعجاز عشق (یکشنبه 08 شهریور 94), بارن (شنبه 08 اسفند 94), شیدا. (یکشنبه 08 شهریور 94), صبا_2009 (یکشنبه 08 شهریور 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.