سلام دوستان خوبم. شیدا جان شایدم بهتر بود حرفی جلوی خانوادش نمیزدم.. ولی خیلی اون لحظه ناراحت شدم.. وبا حرفهایی که زدم خیلی اروم تر شدم.. در ضمن من اصلا طوری نشون ندادم که ما داریم با هم دعوا میکنیم.. خیلی مودبانه گفتم... در ضمن من شوهرمو خراب نکردم اتفاقا ازش تعریف هم کردم و گفتم شوهر من الان هر چی بخوام برام میخزه اونم بهترینشو.. چرا؟ چون فهمیده که من توفعاتم در حد معموله.. ولی اگه از اول توفعاتم بالا بود الان اینطور نبود ...میدونم که همه حقو به من دادن.. من و شوهرم جلوی اونا در مورد این مساله حرف زدیم و حرفهای من دلایل محکم تری داشت.. اخه شوهرم به خواهزش میگفت زنگ بزن بگو من همون انگشتر گرونو میخوام... ولی بعد از حرفهای من چیزی نگفت.. اتفاقا اینکه من جلوی خانوادش صجبت کردم باعث میشه بفهمه که هر حرفی رو همینجوری نزنه و اول کمی فکر کنه.. قبلا هم از این کارها کرده و من فقط خودخوری میکردم...
هوناز جان شوهر من تا الان واقعا هر موقع برای خرید میریم سعی میکنه بهترین جنس مغازه رو برام بخره.. خیلی وقتا خود من مانع شدم و نذاشتم...
من الان میخوام بدونم ایا کار درستی کردم که مانع شدم یا نه؟
اگه کار درستی کردم پس شوهرم که یه مرده چرا از خواهرش نمیخواد که مثل من باشه و من الگوی اون باشم؟
چرا میگه هر چی اسون بدست بیاد اسون هم از دست میره؟ چرا از خواهرش خواست انگشتر گرون برداره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)