
نوشته اصلی توسط
سرشار
خانم شیدا خدمت شما هم عرض ادب و احترام دارم...امیدوارم حالتون خوب باشه٬از توجهتون سپاسگذارم
راستش مادر بنده با توجه به سن بالاشون و البته سواد اجتماعی پایینشون هنوز مبادی بعضی از آدابند که خیلی وقته در جوامع شهری مخصوصا شهر های پر جمعیت به دست فراموشی سپرده شدن.چون شما سوال پرسیدید به یکی از اونا اشاره میکنم ...میگن دختری که بره دانشگاه دختر خوب و خانواده داری نیست و از این دست(هر روزم از نوع جدیدش پرده برداری میکنند و به تعدادشون افزوده میشه)...سر ازدواج برادرام هم چنین مشکلی حتی با شدت و حدت بیشتر وجود داشت ولی الان بدون حضور عروساشون آب خالی از گلوشون پایین نمیره ...کلا خیلی خوش قلب و مهربونن...ولی چه میشه کرد این طرز فکرشونه...نمیدونم از کجا این ذهنیت رو دارند...ولی من فکر میکنم بهانه ای بیش نباشه و به دلیل تجربه ناموفقی که قبلا در مورد برادرشون داشتند سعی میکنند خودشونو کنار بکشند و از دور حاضر و ناظر باشند...هر چند به موقعش اظهار واعمال نظر میکنند.
در مورد شماره دادن دختر خانم هم عرض کنم که یک مرتبه ایشون خواستند شماره منزلشونو (حتی به گفته خودشون با مشورت خانواده) بدهند ولی من اشتباه کردم و به ظن خودم پیشنهاد بهتر و منطقی تری به ایشون دادم...به ایشون حق میدم که به خاطر این بد قولی بهشون بر خورده باشه...به هر حال کاریه که شده
هر چی خدا بخواد
ممنون از لطفتون

نباید می ذاشتید اینطور بشه.
شما که مادرتون را می شناختید. یا قول تماسشون را نمی دادین ( اونم موقعی که خود دختر خانم می خواد شماره بده، شما می گی نه بذار مادرم تماس می گیره بهش شماره بدین!)
یا حالا که قول دادین یه طوری رفع و رجوعش می کردین. یکی از عروسهای خانواده یا خواهر بزرگترتون ... یکی را واسطه می کردید برای شماره گرفتن.
کاری که کردید تصویر بدی تو ذهن ایشون گذاشته.
به قول خودتون به هر حال کاریه که شده،
اگه تو این قدم ساده اینقدر راحت اشتباه کردید، قدمهای بعدی باید بیشتر دقت کنید.
انشاله که هر چی خیره پیش بیاد
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : جمعه 06 شهریور 94 در ساعت 19:27
علاقه مندی ها (Bookmarks)