امیدواری جان...اسمتون عالیه
من هم دارم سعی میکنم از شیوه در و دروازه استفاده کنم..یا حداقل اگر همون موقع هم ناراحت شدم لحظه ای باشه و بعدا بهش فکر نکنم..
وقتی کسی میگه درکت میکنم خوشحال میشم. .حس خوبیه احساس مورد درک واقع شدن! !!
منم با خدا درددل میکنم..غر هم میزنم گاهی ولی بعدا پشیمون میشم..
قبول دارم احساس تنهایی مختص مجردها نیست..شاید این از ضعف منه که به دوران مجردی ربطش میدم..
ممنونم از توصیه های خواهرانتون. .همیشه به دیگران میگم توی حال زندگی کنید...یکی هم باید به خودم میگفت. .
خانم p65 عزیز. .
من برعکس شما ناامیدی رو نه توی حرف های خودم احساس کردم نه سایر دوستان. .فقط دارم یه تعداد دوست میبینم که موضوع مشترکی دارن و در همین راستا تجربیاتشون رو در اختیار هم قرار داده و از هم کمک میگیرن. ..و یا احساس همدردیشون رو منتقل میکنن. .
ببخشید ولی اگر مجردی بهتره چرا ازدواج کردید؟؟
من به ازدواج از دید شما نگاه نمیکنم. .اینکه مجردی بهتره یا متاهلی نمیدونم فقط میدونم هرکدوم ویژگی های خاص خودشون رو دارن و یه دوره از زندگی هستن..
نمیدونم از کدوم حرف بنده غصه خوردن رو برداشت کردید! !!
ممنون از اینکه به تاپیکم سر زدید
آقای خاله قزی...شما غمی میبنید؟ ؟؟ من که نمیبینم شکر خدا..ظاهراً نگاهم با شما و خانم p65 متفاوته. .
پیام های دوستان من رو غمگین نکرد که هیچ روحیه هم گرفتم. ..امیدوارم واسه بقیه هم اینطور بوده باشه..
تا حدی حرفتون رو قبول دارم..دیدم پسرهای مجرد که این احساس رو داشتن..
جمله قشنگی بود" واقعا قابل ترحم هستن اینگونه افراد"..منم یه وقت ها دلم واسشون میسوزد بخاطر نگاه محدودی که دارن...
تشکر








علاقه مندی ها (Bookmarks)