
نوشته اصلی توسط
کمال
بهش بگو برا ازداج باتو از پدر و مادرم گذشتم
و حالا که بهت رسیدم میگی از خواهرم هم بگذرم؟
بگو من هرگز و هیچوقت به خاطر تو پا رو احساسم نمیگذارم و تا حالا هم خیلی اشتباه کردم(واقعا خیلی اشتباه کردی )
خیلی بیش از حد ازش ترسیدی و جانبش را گرفتی
بگو انتخاب تو اشتباه بود با تو اصلا ارامش ندارم و مریضم کردی
عروسی را کنسل کن با این اوضاع عروسی بگیری همش گیر میده موقع جهاز -حنا بندون -تو ارایشگاه -موقع شاپاش -کادوو....خواهرت اینطور و اونطور و همه چی را به کام تو و اون خاهر بیچاره ات تلخ میکنه
واقعا عروسی را کنسل کن وکلا ارتباط را باهاش قطع کن و جواب اس وتلفن و پیغام هاش را نده
بهش فرصت بده تا تصمیم بگیره
تو یه انسان هستی و مثل همه ادمای دیگه احساس داری و خواهرت را دوست داری
تو یه انسان هستی و حق داری در ارامش زندگی کنی و هیچ کس نمی تونه این ارامش را از تو بگیره
همسری که انسان در کنارش ارامش نداشته باشه مامور جهنم هست
علاقه مندی ها (Bookmarks)