سلام تمنا جان.. چه اسم قشنگی انتخاب کردی... من خیلی خوب درکت میکنم و با تمام وجودم میفهمم چی میگی.. تازشم من از تو بزرگترم.. من هم شکر خدا واقعا مشکلی ندارم جز بی همسری.. ولی ته دلم خیلی روشنه که اخر و عاقبت امون خیر میشه انشالله.. میدونی من خودم رو اینجوری دلداری میدم که رنج ها از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشن ولی هرگز از بین نمیره مگرفقط و فقط به لطف و عنایت صاحب شادی که اونم خداست.. من هم این قد دلم غش میره برای بچه کوچیک ، وقتی هر جا میبینم توی خیابون و بچه های فامیل و بچه های دوستای متاهلم این قد ذوق میکنم کلا عاشق بچه هستم ولی خوب باباش
معلوم نیست کجا هست ، اصلا هست ، کی هست و ....تمنا جونم من میگم این مشکلی نیست که تنهایی بتونم حلش کنم. ازدواج هم مسولیت هست و هم انتخاب و هم کاملا دو طرفه.. پس باید بتونیم خودمون به خودمون کمک کنیم و لااقل بیشتر از این خودمون رو ازار ندیم.. منم گاهی این قد کم میارم که واقعا نمیدونم چی کار کنم ولی خوب این حال بدم زودی خوب میشه..منم اعتقاد دارم که تنهایی برازنده خدا هست و هر دوره ای از دوره های زندگی قشنگی های خودش رو داره همون طور که سختی های خودشم داره ولی الهی دوره مجردی خیلی طولانی نشه که ادم درمانده بشه.. منم همش میگم خدا داره از این ناحیه من رو امتحان میکنه.. و این که خدا وقتی کسی رو دوست داره یه جورایی به یه طریقی تحت سختی و مشقت میزارتش حالا برای هر کسی به فراخور ظرفیت اش و علمی که بهش داره به یه طریقی.. پس اینجا ما هستیم که باید عکس العمل درست نشون بدیم.. میدونی من این جمله بتهوون رو خیلی دوست دارم"میخواهم نشان دهم هر کس خوب و نجیبانه زندگی کند میتواند از این راه حتی بر بدبختی هم پیروز شود"... حالا اگه همه چی اوکی و ایده ال باشه توی این دنیا .. اونوقت ما دیگه هنر نکردیم که... دوست گلم ببخشید که پر حرفی کردم اخه منم دقیقا همین مشکل تو رو دارم و اینجا تایپک هم زدم .. امیدوارم خدای مهربون به همه ما ادم ها خودش کمک کنه .. ارزو میکنم به زودی یه ازدواج مناسب و خوب قسمتت بشه.. برای منم دعا کن دوست گلم..
![]()








... من خیلی خوب درکت میکنم و با تمام وجودم میفهمم چی میگی.. تازشم من از تو بزرگترم.. من هم شکر خدا واقعا مشکلی ندارم جز بی همسری.. ولی ته دلم خیلی روشنه که اخر و عاقبت امون خیر میشه انشالله.. میدونی من خودم رو اینجوری دلداری میدم که رنج ها از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشن ولی هرگز از بین نمیره مگرفقط و فقط به لطف و عنایت صاحب شادی که اونم خداست.. من هم این قد دلم غش میره برای بچه کوچیک ، وقتی هر جا میبینم توی خیابون و بچه های فامیل و بچه های دوستای متاهلم این قد ذوق میکنم کلا عاشق بچه هستم ولی خوب باباش
معلوم نیست کجا هست ، اصلا هست ، کی هست و ....تمنا جونم من میگم این مشکلی نیست که تنهایی بتونم حلش کنم. ازدواج هم مسولیت هست و هم انتخاب و هم کاملا دو طرفه.. پس باید بتونیم خودمون به خودمون کمک کنیم و لااقل بیشتر از این خودمون رو ازار ندیم.. منم گاهی این قد کم میارم که واقعا نمیدونم چی کار کنم ولی خوب این حال بدم زودی خوب میشه..منم اعتقاد دارم که تنهایی برازنده خدا هست و هر دوره ای از دوره های زندگی قشنگی های خودش رو داره همون طور که سختی های خودشم داره ولی الهی دوره مجردی خیلی طولانی نشه که ادم درمانده بشه.. منم همش میگم خدا داره از این ناحیه من رو امتحان میکنه.. و این که خدا وقتی کسی رو دوست داره یه جورایی به یه طریقی تحت سختی و مشقت میزارتش حالا برای هر کسی به فراخور ظرفیت اش و علمی که بهش داره به یه طریقی.. پس اینجا ما هستیم که باید عکس العمل درست نشون بدیم.. میدونی من این جمله بتهوون رو خیلی دوست دارم"میخواهم نشان دهم هر کس خوب و نجیبانه زندگی کند میتواند از این راه حتی بر بدبختی هم پیروز شود"... حالا اگه همه چی اوکی و ایده ال باشه توی این دنیا .. اونوقت ما دیگه هنر نکردیم که... دوست گلم ببخشید که پر حرفی کردم اخه منم دقیقا همین مشکل تو رو دارم و اینجا تایپک هم زدم .. امیدوارم خدای مهربون به همه ما ادم ها خودش کمک کنه .. ارزو میکنم به زودی یه ازدواج مناسب و خوب قسمتت بشه.. برای منم دعا کن دوست گلم..

علاقه مندی ها (Bookmarks)